نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
داستان راندن: داستان راندن ؛ نقل کردن داستان. شرح ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
کار راندن: کار راندن ؛ انجام دادن کار. اجرای ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بنام نیک راندن: بنام نیک راندن ؛ بنام نیک گذراندن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سخن راندن از: - سخن راندن از ( ز ) ؛ گفتگو کردن د ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
کام راندن: کام راندن ؛ موافق میل و خواهش عیش ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بر دل راندن: بر دل راندن ؛ بیاد آوردن. ( ناظم ال ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سخن راندن با: سخن راندن با ؛ مکالمه کردن با. گفتگ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جهان راندن: جهان راندن ؛ عمر گذاشتن. گذران کردن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
گفتار راندن: گفتار راندن ؛ سخن را بیان کردن. باز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کام کسی را راندن: کام کسی را راندن ؛ روا ساختن آرزوی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دولت و زندگانی راندن: دولت و زندگانی راندن ؛ حکومت کردن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
نفس راندن: نفس راندن ؛ کنایه از گفتگو کردن. بس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کین راندن: کین راندن ؛ کینه نشان دادن. کین بکا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روز راندن: روز راندن ؛ گذرانیدن روز. ( ناظم ال ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اخبار راندن: اخبار راندن ؛ نوشتن اخبار. شرح دادن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مراد راندن: مراد راندن ؛ کام راندن. بمراد و کام ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زندگانی راندن: زندگانی راندن ؛ زندگانی کردن. روزگا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ملک راندن: ملک راندن ؛ پادشاهی کردن. حکومت کرد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
برات راندن: برات راندن ؛ برات نوشتن : فلک برات ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
عمر راندن: عمر راندن ؛ گذراندن عمر. سپری کردن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ملک رانی: ملک رانی ؛ سلطنت : از آن بهره ورتر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پرگار و مسطر راندن: - پرگار و مسطر راندن ؛ بکار بردن آن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ارزو راندن: آرزو راندن ؛ جامه عمل بدان پوشاندن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ممالک راندن: ممالک راندن ؛ حکومت داشتن در کشورها ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تاریخ راندن: تاریخ راندن ؛ تاریخ نوشتن. کارنامه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مملکت و شهر راندن: مملکت و شهر راندن ؛سلطنت کردن. حکوم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احتساب راندن: احتساب راندن ؛ کار محتسب کردن. کیفر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احکام راندن: احکام راندن ؛ جاری ساختن احکام. مقر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مهر و داد راندن: مهر و داد راندن ؛ اجرای عدل و ابراز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حال راندن: حال راندن ؛ نوشتن احوال. بیان شرح ح ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راندن و شنیدن: راندن و شنیدن ؛ گفتن و شنیدن : بدو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اب راندن: - آب راندن ؛ جاری ساختن آب. آب روان ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
قایقران: قایق ران ؛ راننده قایق. زورق ران.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رای راندن: رای راندن ؛ رای زدن : فرستاده را پس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اب راندن دهان از خوردن ترشی: آب راندن دهان از خوردن ترشی ؛ آب اف ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به اب راندن: بآب راندن ؛ فریفتن. ( ناظم الاطباء ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سلطان راندن: سلطان راندن ؛ خشم راندن. خشمگین شدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
قلبه ران: قلبه ران ؛ شخم کننده زمین جهت زراعت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زبان را بچیزی یا بر چیزی راندن: زبان را بچیزی یا بر چیزی راندن ؛ آن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اشک راندن: اشک راندن ؛ اشک ریختن. سرشک جاری کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
برون راندن: برون راندن ؛ بیرون بردن. حرکت دادن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
کشتی ران: کشتی ران ؛ راننده کشتی. ناخدا.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سلطانی راندن: سلطانی راندن ؛ ادامه دادن سلطنت. گذ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سحر حلال راندن: سحر حلال راندن ؛ کنایه از جادوگری د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حیض راندن: حیض راندن ، بول و حیض راندن ؛ جاری ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سلطنت راندن: سلطنت راندن ؛ سلطنت کردن. پادشاهی ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پیل راندن: پیل راندن ؛ سوق دادن پیل. سیر دادن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
گاوران: گاوران ؛ راننده گاو. که گاو را بران ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خون راندن: خون راندن ؛ جاری ساختن خون. خون روا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راندن سنگ از کوه: راندن سنگ از کوه ؛ غلطاندن آن از کو ...
١ سال پیش