نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رایت کاویان: رایت کاویان ؛ علم فریدون. ( ناظم ال ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راه نادیده بردن: راه نادیده بردن ؛ رفتن یا طی کردن ی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رأس و قاعده ظل: رأس و قاعده ظل ؛ �سر مایه تا به بن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رایت کاویانی: رایت کاویانی ؛ همان درفش کاویانی اس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راه بردن به: راه بردن به ( در ) کاری یا کسی ؛ در ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
صاحب رایت: صاحب رایت ؛ علمدار. آنکه علم را بدس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بدرؤیت: بدرؤیت ؛ بدشکل و بدترکیب. ( ناظم ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
راهبری کردن: راهبری کردن ؛ رهبری کردن. رهبر و را ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خوش رؤیت: خوش رؤیت ؛ خوش شکل. ( ناظم الاطباء ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ماه رایت: ماه رایت ؛ علم و بیرق که بر آن تصوی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راهبری نمودن: راهبری نمودن ؛ راهنمایی کردن و راه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
یارب کردن: یارب کردن ؛ خدا را خواندن. بدرگاه ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
یارب گفتن: یارب گفتن ؛ خدا را طلبیدن. ای خدایا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رئیس الرؤساء: رئیس الرؤساء ؛ رئیس رئیسان. سرور س ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رایهالاخفاق: رایةالاخفاق ؛ علم نیازمندی. ( ناظم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راه دادن بخود: راه دادن بخود ؛ اجازه آمدن دادن بسو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اقسام رب ها: اقسام رب ها: ربها که در طب بکار است ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بالرأس و العین: بالرأس و العین ؛ کلمه ای است که در ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راه دادن خجلت و ترس یا صفت دیگر به خود: راه دادن خجلت و ترس یا صفت دیگر به ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رئیسان شهر: رئیسان شهر ؛ اوتادالبلاد. ( منتهی ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بیت رأس: بیت رأس ؛ موضعی است درشام که می را ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رب الاس: رب آلاس ؛ رب مورْد افشره. قی و اسها ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راننده هواپیما: راننده هواپیما ؛ خلبان. آنکه هواپیم ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
رزق: واژه ی " رزق" همان واژه ی " روز " ف ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
اروند: اروند: دکتر کزازی در مورد واژه ی "ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
موزه: موزه: دکتر کزازی در مورد واژه ی "مو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نهی راندن: نهی راندن ؛ مقابل حکم راندن. نهی کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قلم یا خامه راندن: قلم یا خامه راندن ؛ نوشتن. ( ناظم ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بر ضد راندن: بر ضد راندن ؛ برخلاف عمل کردن. بر ض ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مقامه راندن: مقامه راندن ؛ قصه نوشتن. مقامه نوشت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
وزارت راندن: وزارت راندن ؛ وزارت کردن. صدارت کرد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ولایت راندن: ولایت راندن ؛ حکومت کردن. والی شدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بخشش راندن: بخشش راندن ؛ تعیین نصیب و قسمت کردن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
هوس راندن: هوس راندن ؛ مطابق هوای نفس عیش کردن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بر سر یا بسر کسی راندن: بر سر یا بسر کسی راندن ؛مقدر او کرد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حساب راندن کسی را: حساب راندن کسی را ؛ مقدر کردن حساب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
فرس در جنگ راندن: فرس در جنگ راندن ؛ رفتار خصومت آمیز ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
فرمان راندن: فرمان راندن ؛ فرمانروایی کردن. حکوم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ندا راندن: ندا راندن ؛ ندا کردن. خواندن. گفتن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سیلاب خون راندن: سیلاب خون راندن ؛سیل خون روان کردن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کاروان راندن: کاروان راندن ؛ سوق دادن کاروان. حرک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قرعه راندن: قرعه راندن ؛ قرعه کشی کردن. قرعه کش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نکته راندن: نکته راندن ؛ نکته گفتن. بیان نکته ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سیل خون راندن: سیل خون راندن ؛ کنایه از کشتار بسیا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قضا راندن: قضا راندن ؛ قضاوت کردن. حکم دادن : ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حدیث راندن: حدیث راندن ؛ گفتگو کردن. سخن گفتن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نم راندن از دیده: نم راندن از دیده ؛ اشک ریختن. سرشک ...
١ سال پیش