دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
٦٦٢
رتبه
رتبه در دیکشنری
٤,٧٧٩
لایک
لایک
٥٣
دیس‌لایک
دیس‌لایک
١

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٠
رتبه
رتبه در بپرس
٠
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
٢ هفته پیش
دیدگاه
٠

squeals معنی: جیغ زدن / جیغ کشیدن ( فعل ) ، یا جیغ ها ( اسم جمع ) کاربردها: وقتی کسی یا چیزی صدای تیز و بلند از ترس، هیجان یا درد تولید می کند بر ...

تاریخ
٣ هفته پیش
دیدگاه
٠

Epileptic seizures = حملات صرع 1. The patient was taken to the hospital after experiencing epileptic seizures. ( بیمار پس از تجربه حملات صرع به بی ...

تاریخ
١ ماه پیش
دیدگاه
٠

Cope with Example She is trying to cope with stress at work Meaning To deal successfully with something difficult or stressful کنار آمدن با مدیری ...

تاریخ
١ ماه پیش
دیدگاه
٠

Supply Example: The store supplies fresh vegetables every morning. Meaning ( English ) : To provide or make something available to someone or fo ...

تاریخ
١ ماه پیش
دیدگاه
٠

Greasy Example: The fries were too greasy to enjoy. Usage: Greasy is used to describe food or surfaces covered with or producing oil or fat, oft ...

جدیدترین ترجمه‌ها

ترجمه‌ای موجود نیست.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

پاسخی موجود نیست.