نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠٠ رای

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
merchandise: به کالاهای مربوط به یه فیلم یا آرتی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
all or nothing: inflexible انعطاف ناپذیر فکر نمیکنم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get chills: مو به تن سیخ شدن I get chills = مو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
out of range: خارج از محدوده خارج از دسترس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
to hell with it: به جهنم به درک
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
self recrimination: به خود سرکوفت زدن خود را ملامت کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bread and salt: نان و نمک
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dray: اسب بارکش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pot shop: میخانه کوچک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hard bread: نان خشک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stot: به نوعی اسب ضعیف و بی کیفیت میگن
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
snap: مجبور بودم یه تصمیم سریع بگیرم که ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

تکمیل درباره من

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
overreacting: شلوغش کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
overreacting: شلوغش کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

اولین لایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

اولین دیسلایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ١٠٠ رای

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٢٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ١,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٥,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
mismatched: لنگه به لنگه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
TMI: too much information اطلاعات زیادی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
TMI: too much information اطلاعات زیادی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fit together: جفت و جور شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ever expanding: بی انتها
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
make it up to sb: از دل کسی درآوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get dressed: به تن کردن لباس لباس پوشاندن به کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
unquestioned: بی چون و چرا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
make an entrance: ورود چشمگیر به یک مکان، طوری که جلب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
tiptoe: به معنی با احتیاط کاری رو انجام داد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
stick your guns: سر حرف خود ماندن بر حرف خود پافشاری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
go south: خراب شدن اوضاع
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
go south: خراب شدن اوضاع
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sore loser: بازنده ی بدی بودن بدقمار کسی که جنب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sore loser: بازنده ی بدی بودن بدقمار کسی که جنب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
terminally: خیلی زیاد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
utility: اگه درمورد مکان به کار بره، منظور م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
ultimate: والاترین
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
was caught with his pants down: غافلگیر شدن توی بدترین شرایط
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
was caught with his pants down: غافلگیر شدن توی بدترین شرایط
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
snap somebody's head off: کله ی کسی را کندن به کسی پریدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
speaking of: حالا که صحبتش شد. . . حالا که حرفش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
lingering: باقی مانده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cut a deal: معامله را جوش دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
cut a deal: معامله را جوش دادن
٢ سال پیش