دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
٧٠
رتبه
رتبه در دیکشنری
١٥,٦٢٩
لایک
لایک
٨
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٧

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٠
رتبه
رتبه در بپرس
٠
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
١ روز پیش
دیدگاه
٠

سول ( صول ) رسیدن: از چیزی خبر داشتن، آگاهی داشتن، دخالت در کاری یا موضوی داشتن. در گویش محلی بهبهان به این معانی کاربرد دارد

تاریخ
١ ماه پیش
دیدگاه
٠

رسه: رِس سَه، رِسَّه، به لاتین Ressah . به گویش محلی بهبهان جهیزیه عروس گفته می شود

تاریخ
١ ماه پیش
دیدگاه
٠

درنهادن: فدا کردن

تاریخ
١ ماه پیش
دیدگاه
٠

داد و ستد: معامله کردن، خرید و فروش. در گویش محلی بهبهان "داد و بِسَد" کاربرد دارد.

تاریخ
٢ ماه پیش
دیدگاه
٠

مَقّاش: مق قاش. انبر فلزی، آتش گیره. در گویش محلی بهبهان با همین تلفظ و همین کاربرد رایج است

جدیدترین ترجمه‌ها

ترجمه‌ای موجود نیست.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

پاسخی موجود نیست.