دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
١,٠٢٣
رتبه
رتبه در دیکشنری
٣,٣٨٩
لایک
لایک
١٠٨
دیس‌لایک
دیس‌لایک
١٠

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٠
رتبه
رتبه در بپرس
٠
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

دیدگاه
٠

ُوُژِم ، وُژ ، وُژِمه, wozhem, در زبان لکی یعنی: بهانه و به شکل وُژِم و . . . خوانده می شود به ترتیب یعنی خودم ، وژ یعنی خود طرف و شخص ، وُِژمه هم یع ...

تاریخ
٢ هفته پیش
دیدگاه
٠

ژُون، zhoon, ( ژُون ) , در زبان لکی ُژون به معنی ۱. ماسیدن و حالت گرفتن چیزی۲. درد زایمان و . . . . را ُژون می گویند

تاریخ
٢ هفته پیش
دیدگاه
٠

ساج ، saj, ( ساج ) , در زبان لکی یعنی: ۱. ظرفی که مثل بشقاب گود باشد تُوهَ نام دیگر آن است و ساج توهَ هم سر هم استفاده می شود ۲. ظرف فلزی از آهن و چد ...

تاریخ
٣ هفته پیش
دیدگاه
٠

ژی یُوین، zhiyoyen, ( ژی، یُوین ) , در زبان لکی یعنی ۱. زندگی کردن و امرار معاش ۲. در برخی موارد با توجه به جمله گوینده یعنی مدل زندگی

تاریخ
٣ هفته پیش
دیدگاه
٠

چَمَر ، chamar, ( چَ، مَر ) , با فتحه چ به شکل چَمر خوانده می شود و در زبان لکی یعنی ۱. حلقه و گرفتاری و معادل کلمه چنبر یعنی حلقه بستن مار و . . . و ...

جدیدترین ترجمه‌ها

ترجمه‌ای موجود نیست.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

پاسخی موجود نیست.