پیشنهادهای Sadra.E (٢)
٢
٢ سال پیش
٠
می تراود مهتاب می درخشد شبتاب مانده پای آبله از راه دراز بر دم دهکده مردی تنها کوله بارش بر دوش دست او بر در، می گوید با خود: غم این خفته ی چند خواب ...
٢ سال پیش
٠
بیخواب شدن، خواب بریدن دگر ز بخیه مژگان بهم نمی آید ز انتظار تو در دیده ای که خواب شکست صائب