دیکشنری
امتیاز در دیکشنری
٢٦٠
رتبه در دیکشنری
٨,٢٤٠
لایک
١٤
دیسلایک
١
جدیدترین پیشنهادها
١ هفته پیش
٠
چیزی که خارج از ذهن فرد وجود دارد و مستقل از افکار، احساسات، تخیلات و برداشت های اوست. مقابل درون ذهن برای مثال: وجود یک حیوان در جنگل، واقعیتی برو ...
١ ماه پیش
٠
سرِ پیچِ جاده، یک کالسکۀ نعش کشِ لکنته با دو اسب سیاه لاغر ایستاده بود. ( بوف کور - صادق هدایت )
١ ماه پیش
٠
سرِ پیچِ جاده، یک کالسکۀ نعش کشِ لکنده با دو اسب سیاه لاغر ایستاده بود. ( بوف کور - صادق هدایت )
١ ماه پیش
٠
راغه. [ غ ِ ] ( اِ ) چیزی که مشابهت به راغ ( صحرا، بیابان ) داشته باشد. هر چیزی که مانند صحرا و بیابان بی آب و علف باشد. هر چیز خالی و تهی. بی پول، ب ...
١ ماه پیش
٠
روی تنش کرم های کوچک، در هم می لولیدند و دو مگسِ زنبورِ طلایی، دورِ او جلوی روشنایی شمع پرواز می کردند. ( صادق هدایت - بوف کور )
جدیدترین ترجمهها
ترجمهای موجود نیست.
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
پاسخی موجود نیست.