دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
١٢,٤٢٦
رتبه
رتبه در دیکشنری
٤٢٣
لایک
لایک
١,٢٤٦
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٢٠٥

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٠
رتبه
رتبه در بپرس
٠
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
١١ ماه پیش
دیدگاه
٠

سر و ته کاری را هم آوردن

دیدگاه
٠

نباید از حق گذشت که . . . .

تاریخ
١ سال پیش
دیدگاه
٠

منها کردن

دیدگاه
٠

از چیزی حمایت کردن

تاریخ
١ سال پیش
دیدگاه
٠

به شیوۀ فیلسوفانه سخن گفتن

جدیدترین ترجمه‌ها

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
After that, things started to go haywire.
دیدگاه
٠

بعدش دیگه کارها کم کم از کنترل خارج شد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
I'm so anxious I'm just a bundle of nerves.
دیدگاه
٠

آن قدر مضطربم که اعصابم به هم ریخته است.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
I was just a bundle of nerves.
دیدگاه
٠

اعصابم به هم ریخته بود.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Last Thursday, I was a bundle of nerves, waiting for my date to arrive.
دیدگاه
٠

پنج شنبۀ گذشته که منتظر موعد قرارم بودم خیلی اعصابم به هم ریخته بود.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
She has become a bundle of nerves at the slightest sound.
دیدگاه
٠

با کوچک ترین صدایی اعصابش به هم می ریزد.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

پاسخی موجود نیست.