پیشنهادهای Behnam Rezaei (٤٤٨)
دود، دودمان، توتون همگی از ریشه دود هستند فقط د و ت جانشینی داره. مثلا ما خودمون توت میگیم بعضی ها تود میگن بعضی ها دود میگن. توتوزدیرمگ یعنی دود راه ...
اقای بادپان کسی رو هوا نظر نمیده بادپان گرامر فارسی رو چک کن ترکی هست یعنی تمام. فعلها و کلمات ترکی هست. دیگه چقدر مدرک میخای همه فعلها ترکی هست. کتا ...
تاثیر ترکی بر فارسی از فارسی میانه کاملا مشهود هشت جرارد دورفر تورکولوگ. اینو ما نمیگیم چون ما اصلا به چیزی بنام فارسی میانه اعتقاد نداریم چون زمان غ ...
این زبان دری که الان بهش میگن فارسی کلا کار ترکاست خیلی از شاعرا تورک هشتند بعد میگه تورکا کتاب سوزاندند برادر ریشه کلمات رو چرا میخای انکار کنی ترکی ...
وقتی کلمه ریشش مشخصه دیگه چی میخای بگی میخای بگی نیست توی پهلوی هست. ترکی استدی یا مجهولش استندی عامیانه هم همینه شده ستادی و ستاندی از ریشه ایستمک, ...
مشتق از استندی ترکی که اول کلمه ستادن و ستادن درست شده بعد ستایش. ستودن هم از همین ریشه هست همشون ترکی هستند
خو، خواب، خوسیدن از ترکی گرفته شده است از کلمه اویخوسیندن.
اکثر فعلهای فارسی ترکی هست معلوم نیست امثال کزازی چیو مطالعه میکنند. خواب ترکی از اویخو گرفته شده یعنی چشم روی هم گذاشتن. ایخوسیندن اویانمادی یعنی از ...
کلمه ترکی می باشد از ریشه اویخو که عامیانه خو و خوسیدن میگن که از اویخوسیدن هست و اویخوسیدن هم باز ترکی هست
ترکی یعنی شخصیت دار. با ادب و رفتار
دو معنی مرد، شخصیت و زمستانی هم معنی دارد
به رسم نماز آمدندیش پیش وز آن جایگه برگرفتند کیش همینی که اقای کزازی هم گفته خوب نگاه کنید معنیش یعنی شخصیت و جایگاه
اقای ژ ریشه و خوسیدن از دو ریشه جدا هستند و به هم ربطی ندارند. خوسیدن از اویخوسی، اویخوسیندن یک فعل مشتق از کلمه اویخو ترکی هست و بخش اول حذف شده و ...
اقا مهرداد درست میگی ولی خیلی از کلماتی که گفتی قطعی ترکی هست مثل ستاندن که از استندی و ایستمک هست یعنی خواستن. استاد که د زاید هست و اوستا یعنی کسی ...
با توجه به ورود اکثر فعلها از زبان ترکی به فارسی اینجا مشخص نیست حرف اول چی بوده که حذف شده چون معمولا اکثر حرفهای ابتدای کلمات ترکی طبق قاعده امکان ...
از ترکی وارد شده از ریشه گری به معنای عقب. یعنی به عقب رفتن و مجازن یعنی فرار کردن gerikmek
داش مرتضی شما تبدیل میکنید نماز درستش ناماز هست یعنی ترکا تبدیل نکردند بلکه شما تغیر دادین. تالاش درسته ترکی هماهنگی اوایی داره وقتی بخش دوم ا داره ا ...
تلاش و تراش که ترکی هست و روش اتفاق نظر وجود داره. لطفا کلمه ای رو تعریف دوری نکنید اینکه میگی تلاش یعنی کوشش خب این معنی رایج کلمه هست ریشه نداره که ...
بنظرم کسانی مثل جرارد دورفر که تورکولوگ هشتند و فارسی رو هم مطالعه کردند و میگن تاثیر ترکی از فارسی میانه مشهوده باید بجای زبان رسمی زمان عامیانه فار ...
نکته جالب دیگه اینه این کلماتی که میگن پهلوی و اینا توی لری و کردی نیست ولی توی ترکی هست. نکته جالبتر اینه کلمات ترکی بر اساس گرامرشون اکثرا اولشون ی ...
فارسی همش از ترکی وارد شده زبان کلاسیک کجا بود بخدا همش رو با جعل رفرنس میسازین، فارسی گرامر فعلعاش کلا ترکی هست التصاقیه، ضمایرش ترکی هست. من، او ، ...
مدیاتک جان نوشتن نظرات یک نفر دیگه سند نیست سند استدلال منطقی هست. سیپیرمک یعنی جمع اوری کردن، جارو کردن، برداشتن چیزی، سیپاریش از همین ریشه هست. خیل ...
ترکی هست از چونمک chevnemek یعنی چویدن یا همون جویدن. حالت مفعولی جویندن، لذا کلمه جونده از حالت مفعولی این کلمه در ترکی میاد یعنی چونمک یعنی جوندگا ...
هرکس کوچکترین شناختی از زبانها داشته باشه میدونه حالا فاعلی و مفعولی فعل در ترکی با ن انجام میشه یعنی اصلا از روی ساختار کلمه هم مشخصه ترکی هست. چرید ...
اقای کیانی رفرنس خودت گفته که هیچ ارتباطی نداره اوردی که بگی ارتباط داره. تمام کلمات و معانی بی ربط هست. یکم دقیق بخون. اوستایی و پهلوی و بقیه هیچ رب ...
چراندن از ترکی وارد شده اچرمک یعنی خوردن اچرنمک یعنی خوراندن. اچراندی یعنی خوراک دادن. طبق معمول با حذف الف اول کلمه مثل بقیه فعل ها وارد فارسی شده. ...
از ترکی وارد شده از فعل ارمک یعنی رفتن و رسیدن مدرسیه ارپدی که با یک جانشینی رایج پ و ف ارفدی و ارفتی بدست میاد که با توجه به حذف حرف اول از کلیه فعل ...
فارسی کلا از ابتدا از ترکی مشتق شده حضور ترکی صرفا اخذ کلمه نیست. اکثریت فعل ها عینا از ترکی وارد شده، ضمایر چهارتاش از شش تا ترکی هست، صرف فعل ترکی ...
اقای اریا چون کلمه انداختن ترکی هست از ریشه ین و ینمک. ین به معنای پهنا هم هست به همین خاطره معنای اندازه میده چون خود کلمه اندازه هم ترکی هست.
برادر عارف تمام این کلمات ترکی هستند. گداختن یعنی رفتن منظور از گداختن در معنای ذوب . اب شدن و روان شدن و رفتن فلز هست. دوختن از دوخوماک ترکی یعنی با ...
مستقیما فعل از ترکی گرفته شده است. ینداختن طبق قاعده رایج در ترکی ی اول حذف و ا مونده شده انداختن. yendakmak endkmak این قاعده در ترکی برای همه کلما ...
یعنی کزازی و دیگران کلمه هم میخان بسازن با فرمول ترکی میسازند پسوند ده و نده و گی اضافه میکنند ولی نمیدونند این پسوندها ها ترکی هستند عجب اساتیدی. کز ...
مک کنزی فقط خواسته بچسبونه مثلا کلمه رنج وار رو چرا باید به رنجور تبدیل کنه بعد بگه ناراحت میشه معنیش. کدوم قاعده میگه هر چیزی رو هر جور دوست داشتی ت ...
در ترکی بودن کلمه هیچ شکی نیست تمام فعلهایی که فکر میشود فارسی ناب هست بدون تغیر از ترکی وارد فارسی شده با حذف الف ابتدای کلمه. ارمک یعنی رسیدن بالغ ...
مثل تمام فعلهای دیگه در فارسی اینم مستقیما از ترکی وارد شده. از فعل ارمک به معنای رسیدن به جایی گرفته شده. ارسیدی مثال داغا ارسیدی یعنی اگر به کوه ر ...
ترکی از ریشه سپمک به معنی پخش شدن فقط اینجا از س اول کلمه استفاده شده کلمات هم ریشه سپر سفر سفیر سپری سفارش سبد سفره سپردن ساپان سپیلمک همشون از فعل ...
ترکی از ریشه سپمک به معنی پخش شدن فقط اینجا از س اول کلمه استفاده شده کلمات هم ریشه سپر سفر سفیر سپری سفارش سبد سفره سپردن ساپان سپیلمک همشون از فعل ...
ترکی از ریشه سپمک به معنی پخش شدن فقط اینجا از س اول کلمه استفاده شده کلمات هم ریشه سپر سفر سفیر سپری سفارش سبد سفره سپردن ساپان سپیلمک همشون از فعل ...
از سپمک ترکی به معنی انداختن، پرتاب کردن، طی کردن مسافت، عقب راندن، زمین زدن . . . . گرفته شده و کلی معنای جانبی با توجه به عمل سپمک که چیزی رو پرتاب ...
الان میفهمم اشخاصی مثل کزازی اینا هیچی از فارسی نمیدونند و فقط توی فاز هستند. سبد هم از همین ریشه هست یعنی وسیله ای که چیزی رو باهاش جابجا میکنی سپری ...
همی تا توان راه نیکی سپر که نیکی بود مر بدی را سپر. در این بیت مصرع اول رو نگاه کنید اصلا معنی سپر امروزی نمیده میگه تا میتوانی نیکی بپراکن که نیکی ...
در شعر زیر که هر بامدادی ، چو زرّین سپر ز مشرق بر آرد فروزنده سر. اینجا منظور از زرین خورشید هست و سپر تابش نور خورشید وگرنه خورشید چه ربطی به سپر ...
اگه بخای با دید فارسی ریشه یابی کنی میشه سه تا پر، یا یک شی سه گوش که با توجه به شکل دایره ای سپر جنگی هیچ ارتباطی نداره. دقت شود قلاب سنگ در ترکی می ...
سپر با فتحه ترکی هست از ریشه فعل سپمک بمعنی پراکنده کردن و دفع کردن که در اینجا سپر منظور پراکنده کردن و دفع سلاح مورد حمله هست. ووردوم یره سپیلدی یع ...
مهرداد جان هیچوقت در هیچ زبانی یک حرف تکی نمیتونه ریشه باشه این تک حرف بودن یعنی ریشه کوتاه شده. مثالی که زدی صحیح نیست اینجوری هر چیزی با ر شروع بشه ...
اقای ژ ترکی چه ربطی به استانبولی داره هر چی میگی میگه استانبولی. فرهنگ در ترکی میشه گلنک و توره، استانبولی ها علاوه بر این کلتور هم میگن، نگران نباش ...
اوج به معنی انتها و بالای چیزی اوج سیز یعنی بی انتها کلمه اوجوز به معنی ارزان هم از همین کلمه مشتق شده یعنی دقیقا برعکس اوج معنی پایین چیزی رو نشون م ...
احتمالا اووج در ترکی به معنی کف دست هم با اوج یک ریشه داشته باشد. در هر صورت اوج ترکی هست و فقط معنی بلندی نمیده بلکه ابتدا و انتهای هر چیزی رو معنی ...
اوج در ترکی دو سر هر چیز اوج گفته میشود مثلا به دو سر نخ، ابتدا و انتهای چیزی. اوج اسمان یعنی اون سر آسمان.
تاثیر ترکی از ابتدای شکل گیری زبان مشهود هست از گرامرش. از کلمات و فعلهای بنیادین از سه ضمیر ترکی من، او و انها. این نشون میده گویشور اولیه این زبان ...