دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
١٨
رتبه
رتبه در دیکشنری
٢٦,٩٠٠
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٠
رتبه
رتبه در بپرس
٠
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
٢ هفته پیش
دیدگاه
٠

استفاده ی کم و محتاطانه از چیزی به علت کمبود آن

تاریخ
٢ هفته پیش
دیدگاه
٠

۱. شکافتن ۲. جداکردن ۳. کندن ۴. جردادن ۵. چاک دادن

تاریخ
٢ هفته پیش
دیدگاه
٠

۱. عشایر ۲. چادرنشینان ۳. بادیه نشین ۴. جماعتی که محل سکونت خود را مکرراً تغییر می دهند.

تاریخ
٢ هفته پیش
دیدگاه
٠

۱. ( اسم ) . در افسانه ها و داستان های عامیانه، یک نژاد افسانه ای از انسان های قدکوتاه که در معدن کاوی و آهنگری ماهر هستند. ۲. ( اسم ) . کسی که از ...

جدیدترین ترجمه‌ها

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
They eke out a miserable existence in cardboard shacks.
دیدگاه
٠

آن ها در آلونک های پوشالی زندگی فلاکت باری را سر می کنند.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The bark was riven off from the trunk.
دیدگاه
٠

پوست درخت از تنه کنده شده بود.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

پاسخی موجود نیست.