پیشنهادهای رهگذر (١٣,٠٢٦)
غذای تند
من این حس رو خیلی خوب می شناسم ( معمولا از روی تجربه تلخ )
خیلی خسته ام
آروم باش رفیق
سرم زدن
سرم زدن سرم گرفتن
حواله بانکی
کاری داشتی با من در تماس باش
دارم میرم جلو از گذشته می گذرم
دوباره گند نزن دوباره خرابش نکن
نابود کردن از میان بردن
یه کم آروم تر
در بیمارستان بستری کردن
دل و جرات میخواست جرات می طلبید
در طول شب وسط شب
فکر کردن همراه با حدس و نظر شخصی
عمیق و طولانی فکر کردن
رابطه موقت
چهار ستون بدنم سالمه صحیح و سالمم
غم پاییزی
ولخرجی اسراف کاری
دارم کم کم نگران می شم
حمام کردن داخل وان
از . . . بدم میاد از . . . خوشم نمیاد
به من پیله نکن
به کسی پیله کردن
به کسی پیله کردن
شب را جایی ماندن شب را جایی سپری کردن
مغزم مثل مغز آدم کار نمیکنه
غذا اونجوری که باید خوشمزه یا رضایت بخش نیست
کارم طبق روال پیش نمیره
قهوه مثل همیشه منو سرحال نمیکنه
زودباور
موندم چرا . .
با کسی رابطه نامشروع داشتن
رسم لباس پوشیدن آداب و رسوم لباس پوشیدن
نازدار دلفریب عشوه گرانه ادا اطواری
با تمام کاستی ها و نواقص بدون سانسور یا پنهانکاری همانطورکه هست با همه بدی ها و خوبی ها
انجام شده بصورت دستی با دست بصورت دستی دست ساز
موجود برای مواقع ضروری
آماده برای استفاده دم دست دردسترس
خیلی نزدیک دم دست
امروز حالم یجوریه امروز سر حال نیستم
آدم منفی باف
سقوط یا افت ناگهانی و شدید
برای کسی غذا کشیدن
کم نیار وسط راه جا نزن
حرف تو دهن کسی گذاشتن
حرف توی دهن کسی گذاشتن
کپی کسی بودن شباهت زیاد داشتن