پیشنهادهای رهگذر (١٣,٠٢٦)
برو منم میام برو جلو، من بهت می رسم
آبکش کردن از صافی رد کردن رگ به رگ شدن
ساختمان ضد زلزله
خیلی خسته ام هلاکم
خسته و هلاک شدن از کار
کافر همه را به کیش خود پندارد
جاگذاشتم ترک کردم رفتم
نچ، من خیلی لجبازم
از خر شیطون بیا پایین
از کسی آتو داشتن I have something on him ازش آتو دارم
خیر پنهان نعمتی که اول شبیه بدشانسیه حتما یه حکمتی توشه
آخر سر بالاخره برخلاف انتظار یادآوری چیزی تاکید کردن چیزی به هر حال دیگه بالاخره هرچی باشه
بدبختم بیچاره ام زمین گیرم
اسهال دارم
مرحله به مرحله قدم به قدم گام به گام آهسته و به مرور
دفتر اسناد رسمی دفترخانه
دفترخانه دفتر اسناد رسمی
دفتر اسناد رسمی دفترخانه
قدم در جایی گذاشتن
بحران شدید منابع آب
identity document کارت شناسایی سند هویت
کارت شناسایی ( ID )
برخورد کردن مواجه شدن اتفاقی به چیزی یا کسی برخوردن تصادفی به فرد آشنا برخورد کردن تصادفی به چیزی برخورد کردن ناگهان با مشکلی مواجه شدن
خو گرفتن تطبیق دادن به
پولکی برق برقی
در حال مبتلا شدن به بیماری
دیگه اینورا نبینمت
هر کاری دوست داری بکن
تو همیشه دیر می کنی
جوانان
بی خانمان ها
بیماران
سالمندان
باران معمولی
سفر کردن دور دنیا
مسلم است که بدیهی است که واضح است که
در حال زندگی کردن در لحظه زندگی کردن
جوک بامزه جوک خنده دار
فرد شیک پوش آدم خوش پوش آدم مرفه
لبخند زیبا لبخند خیره کننده
جذاب و خوش قیافه
عضله ای درشت
باریک و خوش اندام
قد بلند ( فقط برای آقایون )
به ته خط رسیدن
انبوهی گسترده از
به دو بخش مساوی تقسیم کردن
به عنوان نشانه ای از حسن نیت به عنوان حسن نیت
کسی را مجازات یا جریمه نکردن
خودم ببینم با چشم خودم ببینم