تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بشکه های جمع آوری آب بارون

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گیر دادن به کسی رو مخه کسی رفتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از پس کاری بر اومدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استراحت کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رو کسی اسلحه کشیدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسی رو خوب کردن تو پزشکی هم استفاده میشه

پیشنهاد
٠

همه گزینه هارو بررسی کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه کاری رو از قصدی انجام دادن , با منظور انجام دادن

پیشنهاد
٠

نیازی به گفتن نداره

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

علیه بشریت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شانس مناسب , شانس خوب

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دشمن تراشی کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوست مشترک داشتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارایی با ارزش

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ورزشکار مدال دار یا مدال اور

پیشنهاد
٠

به کسی سختی دادن I know I put you through a lot, but I'm really sorry

پیشنهاد
٠

به کسی سختی دادن I know put you through a lot, but I'm really sorry

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تو راهه خونه بودن e. g: I was on my way home

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرف دهنتو بفهم مراقب حرف زدنت باش

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شانسی که افراد مبتدی دارند

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

a small hotel in Britain used in the past by people travelling in carriages pulled by horses مسافرخانه بین راهی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دادگاه، محکمه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مظنون اصلی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طبق تجربم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قول نمیدم قولی در کار نیست

پیشنهاد
١

اب دستته بزار زمین

پیشنهاد
١

همه چی تحت کنترله

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه معذرت خواهی بدهکار بودن

پیشنهاد
٠

پیشه کسی رو دنبال کردن راه کسی رو ادامه دادن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این دفعه رو مهمون من

پیشنهاد
٠

کسی رو با ماشین به جایی رسوندن I gave him a lift to a music festival

پیشنهاد
٠

کسی رو یه جایی با ماشین رسوندن I gave him a lift to a music festival

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کالا های عمومی / کالا هایی که ثبت تجاری نشدند a generic product does not have a special name to show that it is made by a particular company

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پول زیادی به دست اوردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسی رو به زندان انداختن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کارت هارو بر بزن ( یا به معنی اینکه بازی تو انجام بده

پیشنهاد
٠

کسی رو به دردسر انداختن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

نیمه جون

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سایت های نااشنا

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

to be alert; to be watchful to continuously watch a place or pay attention in order to find something you want or to be ready for problems or opport ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

داستان های اغراق امیز

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

من تو کار همکاری نیستم ( منظور این که تکی کار میکنم )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

تلافی کردن شکست

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

تیتر جذاب و گیرا

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

کلمات گیرا و جذاب

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زندگی مدرن/ زندگی امروزی/ زندگی نوین

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

someone who is impulsive does things without considering the possible dangers or problems first