پیشنهادهای سعید ادیب هاشمی (١٥)
وَهَب : عطا، بخشش هَب : فعل امر از وَهَب است ( ببخش ) وَ هَب : و ببخش
اَ اَقرَرتُم:آیا اقرار و اعتراف کردید
لَتَنصُرُنَّهُ:حتمایاری کنید او را
لَتُومِنُنَّ:حتما ایمان بیاورید
فَلَیسَ: پس نه ( پس نیست ) فَلَیسَ عَلَیکُم: پس نیست بر شما
ذلِکُم:ذلِک:آن ذلکم همان ذلک است، چون طرف خطاب جمع باشد بجای ( ک ) ( کُم ) نوشته می شود.
و استَشهِدوا: و شهادت بدهد واستَشهِدوا شَهِیدَین: و شهادت دهد دو شاهد
عُسر و یُسر سختی و راحتی
فَضلاََ: افزونی و بخششی که در امر خیر است این فضل میتواند هم مادی باشد و هم معنوی
وابِل: بارانی شدید و طولانی. وابل، وبال همریشه اند
بِرَبوَهِِ:بِرَبوَتِِ البته در نوشتن حروف الفبا محدودیت وجود دارد. معنای آن می شود: به تپه ای ، به کوهپایه ای.
تولوا بمعنای پیروی کردن از ولی ولی هر کسی که در راس امور دینی است را می گویند بنظر نمی رسد: معنای روی بر گرداندن نیست تولی اگر همراه با عن نباشد فق ...
فَاَنتَهی: پس نهی کنند و دیگر انجام ندهند، یا به اتمام برسانند
فَاَصبَحَ: پس شد ( پس صبح کرد ) با حالتی. . .
وَ اَخشَونِ: و ترسیدن