جدیدترین پیشنهادها
Adept: ماهر ، چیره دست Adapt: وفق دادن، سازگار شدن، اقتباس کردن Adopt: قبول کردن، به فرزندی پذیرفتن، اتخاذ کردن، اقتباس کردن
Discrete: جدا و مجزا، مستقل، گسسته، ناپیوسته Discreet: محتاط، محتاطانه Discern: تشخیص دادن ، درک کردن Discretion: تشخیص، احتیاط، ملاحظه، اختیار، آزا ...
( حق، قانون و . . ) نقض نکردنی، تخطی ناپذیر ؛ مصون از تعرض
1. توخالی، میان تهی ۲. ( اجزای صورت ) گود افتاده و لاغر ۳. ( صدا ) گرفته و نامشخص ۴. غیر صادق، ریاکار و دورو ۵. پوچ و بی معنی، بی ارزش I've seen en ...
Libel: توهین تهمت افترازدن Liable: مسئول، پاسخگو، ( قانون و جریمه و . . . ) مشمول، ( بیماری، مشکل و . . ) مستعد، دارای احتمال
جدیدترین ترجمهها
جدیدترین پرسشها
جدیدترین پاسخها
معنی عبارت chancellor of justice بصورت یک کلمه ای چیست؟ چه مقام یا عنوانی در سیستم قضایی کشورهاست؟
دادستان کل دادگستری