جدیدترین پیشنهادها
٢ سال پیش
١
تمام شب برای انجام کاری بیدار موندن توی جمله اینطور معنی میده: کل شب بیدار موندم تا فلان کار رو انجام بدم
٢ سال پیش
١
کاری رو شروع کردن To get started
٢ سال پیش
١
خوب میگذره Things are going well
٢ سال پیش
١
to prepare to work برای کاری آماده شدن، خود را برای کاری آماده ساختن، عزم خود را جزم کردن
٢ سال پیش
١
مسخره بازی در آوردن ادا در آوردن To tease To joke around
جدیدترین ترجمهها
ترجمهای موجود نیست.
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
پاسخی موجود نیست.