پاسخهای Mr. Amin
ترجمه عبارت زیر: here does not seem to be a particular section for the circus; bits of it are mixed in with books of theater receipts and lists of box-office returns.
این قسمت (اتاق) مجزا از سیرک بود ؛ یک قسمت به دفاتر میزان سود تئاتر و قسمت دیگر به لیست سود فروش فیلم های گیشه تعلق داشت.
the foe's sheer weight of numbers was sufficient to crush his small force. بی زحمت برگردان عبارت و همچنین اصطلاح sheer weight رو بفرمایید. با ارادت و احترام.
the sheer weight/size etc used to emphasize that something is very heavy , large etc ارتش پر تعداد دشمن برای در هم شکستن ارتش کوچک او کافی بنظر می امد.
ترجمه ی جمله زیر: It turns out that ants can scheme like a stage mom.
معلوم شد مورچه ها نیز مانند مادرانی که کودکانشان بروی صحنه می رود(مادران (پشت) صحنه/ مادران نگران) ، نقشه می کشند.
لطفا یه ترجمه غیرگوگلی و درست از این متن بگید Their names are protected by a court-ordered publication ban
اسامی انها به دستور دادگاه محفوظ و ممنوع الانتشار است.
ترجمه جمله زیر: If one chooses the car for the first leg of a tour this is likely to remain the choice for the other legs
اگر کسی خودرو رادر مرحله نخست تور [ از میان وسایل نقلیه ] انتخاب کرد ، احتمالا در مراحل بعدی نیز انتخابش تغییر نخواهد کرد.
ترجمه جمله زیر: Note that we have described these in terms of journeys or trips.
توجه شود این موارد را از نظر سفر کوتاه(درون شهری) و سفر طولانی توضیح داده ایم.
سلام دوستان، ترجمه assume the mantle of sth چیه
take on/assume/wear the mantle of something to accept or have an important duty or job : It is up to Europe to take on the mantle of leadership in environmental issues. تصمیم با اروپا است تا مسولیت رهبری در مسایل زیست محیطی را بپذیرد .
تعدادشان به طرز مایوس کننده ای بیشتر بود …
اصطلاح " FYL" غالبا در اول جمله میاد یعنی چی؟
Fuck Your Life چقدر تو بدشناشی /چقدر بد / چه شناس چیزی داری و … FYL, man. I'm sorry to hear that. چقدر بدشانسی پسر ناراحت شدم شنیدم For Y our I nformation جهت اطلاع شما (اگر منظورت FYI بوده) FYI, meeting is scheduled for 10 A.M. جهت اطلاع شما، جلسه ساعت ۱۰ صبح برگزار می شود.
پیشوند "ambi " یعنی چی و اول چه کلمه هایی میاد ؟
یپشوند به معنای دو ، هر دو مثال ambidextrous ماهر کسی که از هر دو دست استفاده میکند. Ambivert میان گرانه Ambivalant ضدو نقیص ، دوسویه و …