نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
impish look: نگاه شیطنت آمیز مثال: He said I did ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
swashbuckling tale: داستان ماجراجویانه مثال: He enterta ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
poetic imagery: تصویرپردازی شاعرانه مثال: The Divan ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stodgy novel: رمان سنگین و کسل کننده مثال: His la ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unerring aim: هدف گیری بی خطا مثال: He had unerri ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
demure blouse: بلوز متین و با وقار مثال: The actre ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bilateral ceasefire: آتش بس دوجانبه مثال: The premiers o ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
umpteenth time: ( برای مبالغه ) دهمین بار، صدمین با ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fragrant tea: چای معطر I don’t like fragrant tea ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tangible result: نتیجه محسوس مثال: The peace negotia ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
small cog: مهره کوچک مثال: I am just a small c ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
acrid criticism: انتقاد تند و تیز مثال: Newspapers p ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bash at: بدی گفتن مثال: They sit around and ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
murky statement: اظهارنظر گنگ و مبهم مثال: He made a ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
by upbringing: به لحاظ تعلیم و تربیت مثال: He was ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
overweening pride: غرور بی اندازه مثال: His overweenin ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
imitation leather: چرم مصنوعی مثال: Imitation leather ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
kidney implant: پیوند کلیه مثال: He is waiting for ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
limpid water: آب زلال مثال: We swam in the limpid ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
minority neighborhood: محله اقلیت ها مثال: He was raised i ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
polished performance: اجرای بی عیب و نقص مثال: She gave a ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pointed instrument: وسیله نوک تیز – ابزار نوک تیز مثال: ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
observation post: برج مراقبت مثال: There is an observ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
incorrigible liar: دروغگوی اصلاح ناپذیر مثال: My wife ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
impenetrable barrier: حصار غیرقابل عبور مثال: The soldier ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
worthy of impeachment: درخور استیضاح مثال: What he has don ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
compass needle: عقربه قطب نما مثال: The compass nee ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
muss: بهم زدن و خراب کردن مثال: The baby ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
loony ideas: افکار احمقانه مثال: His loony ideas ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
embryonic form: مرحله اولیه مثال: The plan, as yet, ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
beetle off: سراسیمه رفتن مثال: I last saw him b ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
perfidious action: اقدام خیانت آمیز مثال: His perfidio ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on impact with: در برخورد با مثال: The atomic parti ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dusty road: جاده خاکی مثال: We drove on a dusty ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
trembling hands: دست های لرزان مثال: He opened the l ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
wading pool: استخر کم عمق مخصوص بچه ها مثال: Tha ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be ticketed for: در نظر گرفته شدن که – قرار بودن که ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stray from the point: از موضوع خارج شدن – از بحث اصلی دور ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
art of compromise: هنر سازش مثال: In a democracy, it i ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inveterate gambler: قمارباز کهنه کار مثال: My sister is ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
impressionable mind: ذهن تاثیرپذیر مثال: His films are n ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
economic juggernaut: غول اقتصادی مثال: China has turned ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
arms outspread: آغوش باز مثال: He welcomed me with ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in progress: هنوز ادامه داشتن – جریان داشتن – در ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
draw up a petition: طومار تهیه کردن مثال: Local residen ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn topsy turvy: از این رو به آن رو شدن – واژگون شدن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ahead of us: زودتر از ما مثال: She had arrived a ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
out of range of: دور از دسترسِ – خارج از بُردِ – خار ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be up in the air: پا در هوا بودن – قطعی نبودن – مشخص ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at a tender age: کم سن و سال – خیلی جوان مثال: She w ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
good schmoozer: خوش صحبت مثال: Her husband is a goo ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sense of neighborliness: احساس همسایگی و رفاقت مثال: Gradual ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be pinched for time: از لحاظ زمان، در مضیقه بودن – وقت ن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drinking companion: هم پیاله مثال: They are drinking co ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
telephone junction box: جعبه تقسیم تلفن مثال: They are repa ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
crotchety neighbor: همسایه بد اخلاق و بد عنق مثال: Our ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
by temperament: ذاتاً مثال: She is quiet by tempera ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
gobs of: یک عالمه مثال: They spent gobs of m ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
explosive growth: رشد انفجاری مثال: No one could have ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
homing pigeon: کبوتر نامه بر مثال: The German army ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
technical drawing: رسم فنی مثال: All the mechanical en ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blanket bombing: بمباران سراسری مثال: The blanket bo ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
serene waters: آب های آرام مثال: We fished in the ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in the train of: به دنبال مثال: In the train of the ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
impish look: نگاه شیطنت آمیز مثال: He said I did ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
appear out of thin air: ناغافل پیدا شدن – یکدفعه ظاهر شدن – ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
icily: با سردی مثال: I have nothing to say ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thin end of the wedge: اول گرفتاری – اول داستان – اول ماجر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
imploring look: نگاه ملتمسانه مثال: She gave the ju ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
slither away: بی سر و صدا خزیدن و رفتن مثال: The ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
durable peace: صلح با دوام مثال: Let’s pray for a ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
apron strings: نفوذ – سلطه – کنترل مثال: Free from ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fight back the tears: جلوی گریه خود را گرفتن مثال: She fo ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
safety margin: فاصله ایمنی مثال: Always try to dri ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on alternate days: یک روز در میان مثال: She works on a ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
catty comment: حرف موذیانه مثال: His wife fell int ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dulcet voice: صدای گرم و دلنشین مثال: I fell in l ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dusty book: کتاب خاک گرفته مثال: There was a pi ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
swashbuckling tale: داستان ماجراجویانه مثال: He enterta ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pious hope: آرزوی واهی مثال: His dream of becom ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
baronial: اشرافی – مربوط به اشراف مثال: He wa ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
superannuated: عتیقه مثال: You and your superannua ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
horny hand: دست زبر و خشن – دست پینه بسته مثال: ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
woebegone look: نگاه اندوهبار مثال: A woebegone loo ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
croupier: مسئول میز قمار – مدیر میز قمار مثال ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
with flair: با کلاس مثال: She dresses with flai ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inadequate preparation: آمادگی ناکافی مثال: Inadequate prep ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
saturnine face: چهره عبوس مثال: His saturnine face ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
aboard ship: عرشه کشتی مثال: The sailor enjoyed ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
trim garden: باغچه هرس شده مثال: She is proud of ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
political acumen: شمّ قوی سیاسی مثال: His political a ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
affixed photo: عکس ضمیمه شده مثال: He tore up the ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
aerial photo: عکس هوایی مثال: This is an aerial p ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
belch out: ( دود، آتش و غیره ) بیرون دادن – بی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
adjacent land: زمین مجاور مثال: We bought the hous ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
abrupt decision: تصمیم تند و ناگهانی مثال: He made a ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
agonizing experience: تجربه عذاب آور مثال: Having to leav ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
conduct unbecoming: رفتار غیرشایسته مثال: He was accuse ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
misuse of authority: سوء استفاده از اختیارات مثال: A mis ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
handsome profit: سود قابل توجه مثال: Samsung made a ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
notional figures: ارقام ذهنی مثال: My calculation is ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dissonance of opinion: اختلاف عقیده مثال: There is a disso ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
natural dye: رنگ طبیعی مثال: She only puts natur ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
untaught talent: استعداد طبیعی مثال: He had an untau ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
monetary value: ارزش پولی مثال: Although this ring ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
main impetus: نیرو و انگیزه اصلی مثال: His speech ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw money at: ( مشکلی را ) به زور پول حل کردن مثا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
now for: حالا می رسیم به مثال: And now for w ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give vent to: ( خشم – دق و دلی ) خالی کردن – بیرو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is just as well: چه خوب شد که مثال: It’s just as wel ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vile language: کلام زننده مثال: His latest film is ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vile mood: اخلاق بد مثال: As usual, he was in ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stodgy novel: رمان سنگین و کسل کننده مثال: His la ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
poetic imagery: تصویرپردازی شاعرانه مثال: The Divan ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by upbringing: به لحاظ تعلیم و تربیت مثال: He was ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unerring aim: هدف گیری بی خطا مثال: He had unerri ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vile smell: بوی بد مثال: The refinery was surro ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
economic stabilization: ثبات اقتصادی مثال: His policies hav ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
typographically: از لحاظ حروفچینی مثال: Typographica ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
moldy office: دفتر کار فرسوده مثال: His days were ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
limpid water: آب زلال مثال: We swam in the limpid ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
minority neighborhood: محله اقلیت ها مثال: He was raised i ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pointed instrument: وسیله نوک تیز – ابزار نوک تیز مثال: ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
polished performance: اجرای بی عیب و نقص مثال: She gave a ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
observation post: برج مراقبت مثال: There is an observ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
baud: واحد سنجش سرعت انتقال داده های الکت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rambling answer: جواب طولانی و بی سر و ته مثال: The ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
shrug aside: با بی اعتنایی رد کردن مثال: He shru ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
marital disharmony: ناسازگاری زناشویی مثال: After three ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
undernourishment: کم غذایی – عدم تغذیه کافی مثال: Und ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pinko policy: سیاست چپ گرایانه مثال: People rejec ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
perfidious action: اقدام خیانت آمیز مثال: His perfidio ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sense of neighborliness: احساس همسایگی و رفاقت مثال: Gradual ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
impressionable mind: ذهن تاثیرپذیر مثال: His films are n ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
impish look: نگاه شیطنت آمیز مثال: He said I did ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
arms outspread: آغوش باز مثال: He welcomed me with ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on impact with: در برخورد با مثال: The atomic parti ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
out of adjustment: خارج از تنظیم مثال: The brakes on h ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
aflutter: هیجان زده – مضطرب مثال: My heart wa ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
crop husbandry: کشاورزی مثال: Crop husbandry employ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
emotive language: کلام احساس برانگیز مثال: In emotive ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
out of range of: دور از دسترسِ – خارج از بُردِ – خار ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
at a tender age: کم سن و سال – خیلی جوان مثال: She w ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
appear out of thin air: ناغافل پیدا شدن – یکدفعه ظاهر شدن – ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
apron strings: نفوذ – سلطه – کنترل مثال: Free from ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bank depositor: سپرده گذار بانکی مثال: Bank deposit ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
clownishly: با بی عرضگی مثال: The mayor of Toky ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
serene waters: آب های آرام مثال: We fished in the ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
swashbuckling tale: داستان ماجراجویانه مثال: He enterta ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
asocial: منزوی – ناسازگار – گوشه گیر مثال: E ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by temperament: ذاتاً مثال: She is quiet by tempera ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
good schmoozer: خوش صحبت مثال: Her husband is a goo ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the train of: به دنبال مثال: In the train of the ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
steep ascent: سربالایی تند مثال: The heavy truck ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on alternate days: یک روز در میان مثال: She works on a ...
٩ ماه پیش