نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vile language: کلام زننده مثال: His latest film is ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vile mood: اخلاق بد مثال: As usual, he was in ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stodgy novel: رمان سنگین و کسل کننده مثال: His la ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
poetic imagery: تصویرپردازی شاعرانه مثال: The Divan ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by upbringing: به لحاظ تعلیم و تربیت مثال: He was ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unerring aim: هدف گیری بی خطا مثال: He had unerri ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vile smell: بوی بد مثال: The refinery was surro ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
economic stabilization: ثبات اقتصادی مثال: His policies hav ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
typographically: از لحاظ حروفچینی مثال: Typographica ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
moldy office: دفتر کار فرسوده مثال: His days were ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
limpid water: آب زلال مثال: We swam in the limpid ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
minority neighborhood: محله اقلیت ها مثال: He was raised i ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pointed instrument: وسیله نوک تیز – ابزار نوک تیز مثال: ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
polished performance: اجرای بی عیب و نقص مثال: She gave a ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
observation post: برج مراقبت مثال: There is an observ ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
baud: واحد سنجش سرعت انتقال داده های الکت ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rambling answer: جواب طولانی و بی سر و ته مثال: The ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
shrug aside: با بی اعتنایی رد کردن مثال: He shru ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
marital disharmony: ناسازگاری زناشویی مثال: After three ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
undernourishment: کم غذایی – عدم تغذیه کافی مثال: Und ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pinko policy: سیاست چپ گرایانه مثال: People rejec ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
perfidious action: اقدام خیانت آمیز مثال: His perfidio ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sense of neighborliness: احساس همسایگی و رفاقت مثال: Gradual ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
impressionable mind: ذهن تاثیرپذیر مثال: His films are n ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
impish look: نگاه شیطنت آمیز مثال: He said I did ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
arms outspread: آغوش باز مثال: He welcomed me with ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on impact with: در برخورد با مثال: The atomic parti ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
out of adjustment: خارج از تنظیم مثال: The brakes on h ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
aflutter: هیجان زده – مضطرب مثال: My heart wa ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
crop husbandry: کشاورزی مثال: Crop husbandry employ ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
emotive language: کلام احساس برانگیز مثال: In emotive ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
out of range of: دور از دسترسِ – خارج از بُردِ – خار ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
at a tender age: کم سن و سال – خیلی جوان مثال: She w ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
appear out of thin air: ناغافل پیدا شدن – یکدفعه ظاهر شدن – ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
apron strings: نفوذ – سلطه – کنترل مثال: Free from ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bank depositor: سپرده گذار بانکی مثال: Bank deposit ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
clownishly: با بی عرضگی مثال: The mayor of Toky ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش