نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
untaught talent: استعداد طبیعی مثال: He had an untau ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
typographically: از لحاظ حروفچینی مثال: Typographica ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bank depositor: سپرده گذار بانکی مثال: Bank deposit ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
enchanting performance: بازی مسحورکننده مثال: Her enchantin ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pinko policy: سیاست چپ گرایانه مثال: People rejec ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
moldy office: دفتر کار فرسوده مثال: His days were ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give vent to: ( خشم – دق و دلی ) خالی کردن – بیرو ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
earsplitting explosion: انفجار کر کننده مثال: An earsplitti ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
immediate cessation: توقف فوری مثال: The United Nations ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
damaging effects: تأثیرات مخرب مثال: The damaging eff ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
crop husbandry: کشاورزی مثال: Crop husbandry employ ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
impish look: نگاه شیطنت آمیز مثال: He said I did ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
swashbuckling tale: داستان ماجراجویانه مثال: He enterta ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
poetic imagery: تصویرپردازی شاعرانه مثال: The Divan ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stodgy novel: رمان سنگین و کسل کننده مثال: His la ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unerring aim: هدف گیری بی خطا مثال: He had unerri ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
demure blouse: بلوز متین و با وقار مثال: The actre ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bilateral ceasefire: آتش بس دوجانبه مثال: The premiers o ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
umpteenth time: ( برای مبالغه ) دهمین بار، صدمین با ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fragrant tea: چای معطر I don’t like fragrant tea ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tangible result: نتیجه محسوس مثال: The peace negotia ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
small cog: مهره کوچک مثال: I am just a small c ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
acrid criticism: انتقاد تند و تیز مثال: Newspapers p ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bash at: بدی گفتن مثال: They sit around and ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
murky statement: اظهارنظر گنگ و مبهم مثال: He made a ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
by upbringing: به لحاظ تعلیم و تربیت مثال: He was ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
overweening pride: غرور بی اندازه مثال: His overweenin ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
imitation leather: چرم مصنوعی مثال: Imitation leather ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
kidney implant: پیوند کلیه مثال: He is waiting for ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
limpid water: آب زلال مثال: We swam in the limpid ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
minority neighborhood: محله اقلیت ها مثال: He was raised i ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
polished performance: اجرای بی عیب و نقص مثال: She gave a ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pointed instrument: وسیله نوک تیز – ابزار نوک تیز مثال: ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
observation post: برج مراقبت مثال: There is an observ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
incorrigible liar: دروغگوی اصلاح ناپذیر مثال: My wife ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
impenetrable barrier: حصار غیرقابل عبور مثال: The soldier ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
worthy of impeachment: درخور استیضاح مثال: What he has don ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
compass needle: عقربه قطب نما مثال: The compass nee ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
muss: بهم زدن و خراب کردن مثال: The baby ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
loony ideas: افکار احمقانه مثال: His loony ideas ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
embryonic form: مرحله اولیه مثال: The plan, as yet, ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
beetle off: سراسیمه رفتن مثال: I last saw him b ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش