نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pluck at: گرفتن و کشیدن – تکان تکان دادن مثال ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
for the meantime: فعلاً مثال: The power supply should ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
now for: حالا می رسیم به مثال: And now for w ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
economic juggernaut: غول اقتصادی مثال: China has turned ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
stodgy novel: رمان سنگین و کسل کننده مثال: His la ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
give vent to: ( خشم – دق و دلی ) خالی کردن – بیرو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
baronial: اشرافی – مربوط به اشراف مثال: He wa ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
dissonance of opinion: اختلاف عقیده مثال: There is a disso ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
moldy office: دفتر کار فرسوده مثال: His days were ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be pinched for time: از لحاظ زمان، در مضیقه بودن – وقت ن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
catty comment: حرف موذیانه مثال: His wife fell int ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
by temperament: ذاتاً مثال: She is quiet by tempera ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
thin end of the wedge: اول گرفتاری – اول داستان – اول ماجر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fight back the tears: جلوی گریه خود را گرفتن مثال: She fo ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
poetic imagery: تصویرپردازی شاعرانه مثال: The Divan ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lend itself to: مناسب بودن برای – مساعد بودن برای م ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
on impact with: در برخورد با مثال: The atomic parti ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
minority neighborhood: محله اقلیت ها مثال: He was raised i ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
polished performance: اجرای بی عیب و نقص مثال: She gave a ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pointed instrument: وسیله نوک تیز – ابزار نوک تیز مثال: ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
aflutter: هیجان زده – مضطرب مثال: My heart wa ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
monetary value: ارزش پولی مثال: Although this ring ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
inveterate gambler: قمارباز کهنه کار مثال: My sister is ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
by upbringing: به لحاظ تعلیم و تربیت مثال: He was ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
observation post: برج مراقبت مثال: There is an observ ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trim garden: باغچه هرس شده مثال: She is proud of ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
belch out: ( دود، آتش و غیره ) بیرون دادن – بی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sterling silver: سکه نقره تمام عیار مثال: He rejecte ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
at a tender age: کم سن و سال – خیلی جوان مثال: She w ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
serene waters: آب های آرام مثال: We fished in the ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
perfidious action: اقدام خیانت آمیز مثال: His perfidio ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
be up in the air: پا در هوا بودن – قطعی نبودن – مشخص ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
arms outspread: آغوش باز مثال: He welcomed me with ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
out of range of: دور از دسترسِ – خارج از بُردِ – خار ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
limpid water: آب زلال مثال: We swam in the limpid ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
agonizing experience: تجربه عذاب آور مثال: Having to leav ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
aboard ship: عرشه کشتی مثال: The sailor enjoyed ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
asocial: منزوی – ناسازگار – گوشه گیر مثال: E ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
performance of duty: انجام وظیفه مثال: She has shown com ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pious hope: آرزوی واهی مثال: His dream of becom ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
marital disharmony: ناسازگاری زناشویی مثال: After three ...
١ سال پیش