پیشنهادهای مترجم فرهان ساو (١٢)
٥٦
٢ سال پیش
٠
برخورد کردن
٣ سال پیش
١
کشته مرده چیزی بودن
٣ سال پیش
١
used to express disagreement or to say that something is nonsense: بدرد نخوره
٣ سال پیش
٠
to be ashamed or unhappy: گردن کسی باشه تقصیر کسی باشه
٣ سال پیش
١
عصبانی بودن
٣ سال پیش
٠
پول ندادن
٣ سال پیش
١
to prepare quickly دست به جنبین زودباشین تکون بخورین یه حرکتی بکنین سریع باشین یالا
٣ سال پیش
٠
for a very�long�time مربوط به خیلی وقت پیش
٣ سال پیش
٠
phrase. If you say that you shudder to think what would happen in a particular situation, you mean that you expect it to be so bad that you do not re ...
٣ سال پیش
٠
To become overly upset or emotional over something جوگیر نشو احساساتی برخورد نکن ناراحت نشو جو نده
٣ سال پیش
٠
To be "up to the task" means�to have the ability, motivation, and desire to do something difficult پتانسیل انجام کاری رو داشتن انگیزه انجام کاری رو د ...
٣ سال پیش
٠
الان وقت اینکار هاست؟
١