پیشنهادهای محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف) (١٨,٧٣٩)
بیش درون غضروفی ( اسم ) : رشد و نمو استخوان در درون غضروف
تنگی روده ( انتروستنوز ) : باریک یا تنگ شدگی بخشی از روده
=enteroptosis
=enteroptosis
روده کافت ( اسم ) : آزادسازی چسبندگی های روده از طریق جراحی
روده - معده آماس ( اسم ) : التهاب روده کوچک و معده
مثانه - روده برونی ( اسم ) : فتقی که شامل هر دوی مثانه و روده می باشد.
regional enterocolitis [ˌriːdʒənəl ˌɛntərəˈkaʊlaitɪs] pseudomembranous enterocolitis pseudomembranous enterocolitis [ˌsuːˌdoʊˌmɛmˈbreɪnəs ˌɛntərəˈkaʊ ...
= pseudomembranous enterocolitis
روده - پس روده آماس خونریزی دهنده {ا}: انتروکولیتی که با تخریب خونریزی دهنده آستر مخاطی روده ای مشخص می شود.
= Enterobius vermicularis
= Enterobius vermicularis
انتروباکتر ( اسم ) : سرده ای از خانواده انتروباکتریاسه که به طور گسترده در طبیعت پراکنده است.
روده هم دهانگی ( اسم ) : الحاق دو قسمت از روده با جراحی که معمولاً به روده کوچک اشاره دارد.
باکتری های روده ای {ج}: باکتری هایی که در روده زندگی می کنند یا از آن مشتق می شوند.
یادگیری مبتنی بر پرسش {ا}: فرآیند یادگیری از طریق پرسیدن سوال. این یادگیری معمولاً شامل تعامل عمیق با یک مسئله پیچیده بوده و دربرگیرنده اشکالی از پشت ...
= inquiry based learning ( IBL )
=enhematospore
هاگ درون خون ( اسم ) : هاگ انگل مالاریا که در داخل جریان خون تشکیل می شود.
[ˈmoʊtər ɛnd pleɪt]صفحه انتهایی حرکتی {ا}: یک اتصال پیچیده عصبی عضلانی که در آن، آکسون یک فیبر عصبی حرکتی از طریق یک سیناپس با فیبرهای عضلانی مخطط تم ...
درون زهرابه خونی ( اسم ) : وضعیتی که در آن، اندوتوکسین ها در جریان خون وجود داشته و می تواند نشانه ای از شوک قریب الوقوع باشد.
endotheliocytosis {noun}: an abnormal increase in the production of endotheliocytes. اندوتلیوسیتوز ( اسم ) : افزایش غیرطبیعی در تولید اندوتلیوسیت ها
= [ˌɛndoʊˈθiːliəsaɪt] macrophage
درون نخاع ( اسم ) : غشای تک لایه، محکم و قابل قیاس و تداوم یافته با لایه مننژی سخت شامه داخل جمجمه ای مغز
درمیان یاخته ( اسم ) : بخش مرکزی و سیال تر ( نیمه مایع ) یک موجود زنده تک سلولی
درون رُست ( صفت ) : 1. متمایل به رشد به سمت داخل و تکثیر در درون یک اندام یا ساختار که اغلب به تومورهای پوست اشاره دارد؛ ویژگی گیاهی که تمام یا قسمت ...
درون زه لاد تود ( اسم ) : توموری حاوی تکه هایی از آندومتر نابجا که بیشتر در تخمدان یافت می شود.
[ˌendəˈmitriəl ləˈvɑʒ] شستشوی درون زه لادی {ا}: روشی برای به دست آوردن سلول های آندومتر به منظور بررسی، با تزریق محلول نرمال سالین به داخل رحم به عنو ...
سرطان درون زه لادی {ا}: نوع نسبتاً شایعی از سرطان رحم که معمولاً آدنوکارسینوم می باشد.
ترشحات درون ریز {ج}: آن دسته از ترشحات تولید شده توسط غدد درون ریز که تأثیرات مهمی بر فرآیندهای متابولیک دارند.
درون جمجمه ای ( ص ) : مزبوط به| واقع در درون جمجمه
= vegetative endocarditis
درون شامه آماس دریچه ای {ا}: اندوکاردیتی که یک یا چند دریچه قلب را تحت تأثیر قرار می دهد.
[rɪˈjuːm�tɪk ˌɛndoʊkɑːˈraɪtɪs] درون شامه آماس روماتیسمی {ا}: اندوکاردیت تب روماتیسمی که اغلب دریچه های قلب را درگیر می کند.
درون شامه آماس ضعفی {ا}: اندوکاردیتی که معمولاً با یک نئوپلاسم یا سایر بیماری های ناتوان کننده مرتبط است.
[məˈlɪɡnənt ˌɛndoʊkɑːˈraɪtɪs] درون شامه آماس بدخیم {ا}: اندوکاردیت حاد برق آسا که معمولاً با ترشح چرکی در جاهای دیگر بدن همراه است.
درون شامه آماس غیرباکتریایی {ا}: اندوکاردیتی که ناشی از ارگانیسم مهاجم نبوده و گاهی اوقات با لوپوس اریتماتوز همراه است.
لوله داخل نایژه ای {ا}: لوله ای دو مجرایی که می توان آن را برای تخلیه هوای ریه دیگر در جراحی قفسه سینه، وارد برونش یک ریه کرد. از این لوله همچنین می ...
بومی شدگی {ا}: یافت شدن یک بیماری به طور دائمی در بین مردم یک منطقه خاص
فشار پایان انبساط قلبی {ا}: فشار خون در بطن ها در پایان دیاستول
جسمک انتهایی {ا}: اصطلاحی است که برای توصیف انتهای اعصاب حسی خاص در برخی نواحی پوست یا غشای مخاطی به کار می رود.
پلاک برداری درون شریان تاجی {ا}: برداشتن ماده مسدودکننده از شریان کرونری با جراحی
[ˌɛnkɒndrəˈmoʊtəs] درون غضروف تود {ص}: مربوط به| دارای انکندروما
آنسفالوز ( اسم ) : هر گونه بیماری عضوی مغز
مغز پلشتی ( اسم ) : التهاب عفونی مغز
مغز سختی ( اسم ) : سفت شدگی مغز
خونریزی مغزی ( اسم ) : خونریزی از مغز یا درون آن
مغز - چرک فزونی ( اسم ) : آبسه یا التهاب یا چرکی مغز
مغزرنجوری ضربه ای {ا}: انسفالوپاتی که در بوکسورها و سایر افرادی که در معرض ضربه مداوم به سر هستند، رخ داده و با سردرد، گیجی، کند شدن فعالیت ذهنی و از ...
مغزرنجوری کم قندخونی {ا}: انسفالوپاتی ناشی از افت شدید قند خون ( مثلاً در ذخیره بیش از حد گلیکوژن یا اختلال در ترشح انسولین )