پیشنهادهای محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف) (١٨,٧٣٩)
devascularization [diːˌv�skjʊləraɪˈzeɪʃn] عروق زدایی ( اسم ) : قطع جریان خون به یک ناحیه با تخریب، انسداد و یا برداشتن رگ خونی
detoxicant [diːˈtɒksɪkənt] سم زدا {ا}: 1. ماده ای که به خنثی سازی یا دفع سموم از بدن کمک می کند؛ 2. ماده ای که احساس اعتیاد ( به مواد مخدر یا الکل ) ...
determinant of health [dɪˈtɜːrmɪnənt ɒv hɛlθ] تعیین کننده سلامت ( اسم ) : عاملی که رابطه مستقیمی با رفاه یک فرد یا جمعیت دارد. به عنوان مثال می توان ...
determinant of health [dɪˈtɜːrmɪnənt ɒv hɛlθ] تعیین کننده سلامت ( اسم ) : عاملی که رابطه مستقیمی با رفاه یک فرد یا جمعیت دارد. به عنوان مثال می توان ...
dermatrophia [ˌdɜːrməˈtroʊfiə] کاهیدگی پوست {ا}: تحلیلرفتگی بافت پوستی
dermatopathy [ˌdɜːrməˈtɒpəθi] پوست رنجوری ( اسم ) : هر گونه بیماری یا اختلال پوستی
dermatopathy [ˌdɜːrməˈtɒpəθi] پوست رنجوری ( اسم ) : هر گونه بیماری یا اختلال پوستی
dermatolysis [ˌdɜːrməˈtɒləsɪs] پوست شلی| پوست بزرگی ( اسم ) : شلی غیرطبیعی ( و معمولاً مادرزادی ) پوست که باعث می شود پوست و بافت های زیرپوستی به صو ...
dermatolysis [ˌdɜːrməˈtɒləsɪs] پوست شلی| پوست بزرگی ( اسم ) : شلی غیرطبیعی ( و معمولاً مادرزادی ) پوست که باعث می شود پوست و بافت های زیرپوستی به صو ...
dermatolysis [ˌdɜːrməˈtɒləsɪs] پوست شلی| پوست بزرگی ( اسم ) : شلی غیرطبیعی ( و معمولاً مادرزادی ) پوست که باعث می شود پوست و بافت های زیرپوستی به صو ...
dermatolysis [ˌdɜːrməˈtɒləsɪs] پوست شلی| پوست بزرگی ( اسم ) : شلی غیرطبیعی ( و معمولاً مادرزادی ) پوست که باعث می شود پوست و بافت های زیرپوستی به صو ...
dermatoheteroplasty [ˌdɜːrmətoʊˌhɛtərəˈpl�sti] دگر پوست پیوندینه| ناهمسان پوست ترمیمی {ا}: پیوند زدن پوست گرفته شده از بدن فرد دیگر
dermatoheteroplasty [ˌdɜːrmətoʊˌhɛtərəˈpl�sti] دگر پوست پیوندینه| ناهمسان پوست ترمیمی {ا}: پیوند زدن پوست گرفته شده از بدن فرد دیگر
dermatoheteroplasty [ˌdɜːrmətoʊˌhɛtərəˈpl�sti] دگر پوست پیوندینه| ناهمسان پوست ترمیمی {ا}: پیوند زدن پوست گرفته شده از بدن فرد دیگر
dermatoautoplasty [ˌdɜːrmətoʊɔːˈtɒpləsti] خود پوست ترمیمی ( اسم ) : پیوند زدن پوست ( که از قسمت دیگری از بدن خود بیمار گرفته شده ) به ناحیه ای عاری ...
dermatoautoplasty [ˌdɜːrmətoʊɔːˈtɒpləsti] خود پوست ترمیمی ( اسم ) : پیوند زدن پوست ( که از قسمت دیگری از بدن خود بیمار گرفته شده ) به ناحیه ای عاری ...
dermafat [ˈdɜːrmə f�t] پوست چربی ( اسم ) : محتوای چربیِ پوست
derealization [dɪˌrɪəliˌzeɪˈzeɪʃən] مسخ واقعیت| دگرسان بینی محیط ( اسم ) : احساس غیرواقعی بودن و جدایی از محیط اطراف که ممکن است همزمان با مسخ شخصیت ...
depigmentation [dɪˌpɪɡmɛnˈteɪʃən] بی رنگدانگی ( اسم ) : از دست دادن جزئی یا کامل رنگدانه
depigmentation [dɪˌpɪɡmɛnˈteɪʃən] بی رنگدانگی ( اسم ) : از دست دادن جزئی یا کامل رنگدانه
deoxyribonuclease [dɪˌɒksɪˌraɪboʊˈnuːkleɪs] دئوکسی ریبونوکلئاز ( اسم ) : آنزیمی که به عنوان کاتالیزور برای هیدرولیز اسید دئوکسی ریبونوکلئیک عمل می ک ...
deoxyhemoglobin [dɪˌɒksɪˈhɛməɡloʊbɪn] دئوکسی هموگلوبین ( اسم ) : هموگلوبینی که با اکسیژن همراه نیست.
deoxidation [dɪˌɒksɪˈdeɪʃən] اکسیژن زدایی {ا}: حذف تمام یا بخشی از اکسیژن از یک ترکیب
deoxyhemoglobin [dɪˌɒksɪˈhɛməɡloʊbɪn] دئوکسی هموگلوبین ( اسم ) : هموگلوبینی که با اکسیژن همراه نیست.
deossification [dɪˌɒsɪfɪˈkeɪʃən] استخوان زدایی ( اسم ) : حذف یا کاهش میزان مواد معدنی استخوان
Denver articulation screening examination ( DASE ) [dɛnvər ɑːˌtɪkjʊˈleɪʃən ˈskriːnɪŋ ɛɡˌz�mɪˈneɪʃən] معاینه غربالگری فراگویی دنور {ا}: معاینه ای برا ...
Denver articulation screening examination ( DASE ) [dɛnvər ɑːˌtɪkjʊˈleɪʃən ˈskriːnɪŋ ɛɡˌz�mɪˈneɪʃən] معاینه غربالگری فراگویی دنور {ا}: معاینه ای برا ...
Denver articulation screening examination ( DASE ) [dɛnvər ɑːˌtɪkjʊˈleɪʃən ˈskriːnɪŋ ɛɡˌz�mɪˈneɪʃən] معاینه غربالگری فراگویی دنور {ا}: معاینه ای برا ...
dentia praecox [ˈdɛnʃə ˈpriːkɒks] زودرویش دندانی {ا}: وجود دندان های رویش یافته در بدو تولد و یا رویش زودهنگام دندان ها
dens [denz] دندانه {ا}: ۱. دندان یا چیزی به شکل آن؛ ۲. زائده دندانی مهره آسه که محوری را فراهم می کند که اطلس می تواند روی آن چرخیده و در نتیجه حرکات ...
dentes [ˈdɛntiːz] جمعِ dens
denitrogenation "[dɪˌnaɪtrɪdʒɪˈneɪʃən] " نیتروژن زدایی ( اسم ) : حذف نیتروژن محلول از بدن با تنفس گاز بدون نیتروژن که به عنوان درمانی برای جلوگیری ا ...
demonomania [ˌdiːmənoʊˈmeɪniə] جن زدگی ( اسم ) : اعتقاد روان پریشانه مبنی بر اینکه فرد توسط شیاطین تسخیر شده است.
demedicalization [dɪˌmɛdɪkəlɪˈzeɪʃən] پزشکی زدایی ( اسم ) : ۱. گرایش برنامه ها و فعالیت های مراقبت های سلامت به کاهش استقلال رابطه پزشک و بیمار با ت ...
demedicalization [dɪˌmɛdɪkəlɪˈzeɪʃən] پزشکی زدایی ( اسم ) : ۱. گرایش برنامه ها و فعالیت های مراقبت های سلامت به کاهش استقلال رابطه پزشک و بیمار با ت ...
demasculinization [dɪˌm�skjʊlɪˈneɪʃən] مردانگی زدایی ( اسم ) : از دست دادن یا تقلیل ویژگی های طبیعی مردانه
demasculinization [dɪˌm�skjʊlɪˈneɪʃən] مردانگی زدایی ( اسم ) : از دست دادن یا تقلیل ویژگی های طبیعی مردانه
delipidation [delɪpɪˈdeɪʃən]� چربی زدایی ( اسم ) : حذف چربی با استفاده از حلال های چربی
delipidation [delɪpɪˈdeɪʃən]� چربی زدایی ( اسم ) : حذف چربی با استفاده از حلال های چربی
delactation [dɪˌl�kˈteɪʃən] ناشیردهی ( اسم ) : ۱. از شیر گرفتن؛ ۲. قطع ترشح شیر
11 - dehydrocorticosterone, [ˌiːˌlɛvən diːˌhaɪdrəʊˌkɔːrtɪˈkɒstərˌoʊn] یازده - دهیدروکورتیکوسترون {ا}: نام شیمیایی استروئیدی از قشر فوق کلیوی که بر س ...
defluvium [dɪˈfluːviəm] ریزش ( اسم ) : ۱. افتادگی مو؛ ۲. افتادگی ناخن ها
hemipelvectomy ( HP ) [hɛmɪpɛlˈvɛktəmi] نیمه لگن برداری {ا}: یک عمل جراحی بزرگ که شامل برداشتن تمام یا بخشی از یک طرف لگن می باشد که معمولاً برای در ...
defeminization [dɪˌfɛmɪnaɪˈzeɪʃən] زنانگی زدایی ( اسم ) : از دست دادن یا کاهش ویژگی های جنسی زنانه، مانند افزایش توده عضلانی و کاهش اندازه پستان که ...
dedentition [dɪdɛnˈtɪʃən] بی دندان بندی {ا}: فقدان یا ریزش دندان ها
decubation [dɛkjʊˈbeɪʃən] دکوباسیون ( اسم ) : دوره ای در سیر یک بیماری عفونی پس از فروکش کردن نشانه ها که تا بهبودی کامل به طول می انجامد.
decubation [dɛkjʊˈbeɪʃən] دکوباسیون ( اسم ) : دوره ای در سیر یک بیماری عفونی پس از فروکش کردن نشانه ها که تا بهبودی کامل به طول می انجامد.
diagnostic imaging ( DI ) [ˌdaɪəɡˈnɒstɪk ˈɪmədʒɪŋ] تصویربرداری تشخیصی {ا}: تکنیک ها و روش های مختلفی که برای ایجاد تصاویر از داخل بدن انسان به منظور ...
Dawsons encephalitis [ˈdɔːsənz ɛnˌsɛfəˈlaɪtəs] مغز آماس داسون {ا}: التهاب اسکلروزان تحت حاد تمام مغز
tunica dartos [ˈtuːnɪkə ˈdɑːrtɔs] ورقه پوسته ای {ا}: لایه نازکی از بافت عضله صاف که بخشی از نیام کیسه بیضه را تشکیل داده و بیضه ها را می پوشاند. سرما ...