مدال‌های محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف)

بازدید
١٠,١٠٢
امتیاز کل
٥٥٢,٣٢٩
کل مدال ها
٢٣,٢٠٨
طلا
٦٠٦
نقره
١٤,٦٩٤
برنز
٧,٩٠٨
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
vaginal hernia: 1. rectocele 2. cystocele.
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cerebellar ataxia: توازن پریشی مخچه ای ( ا ) : وضعیتی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
AAA: اختصار آزمایش ( سرم، پلاسما و شیمی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
critical: 👈🏿 واژه ( با جداسازی اجزاء تشکیل ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
premature: [پزشکی] نارس: اتفاق افتاده قبل از ی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
abduct: ✔️ توضیح و تفسیر مثال انگلیسی: to c ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
abduct: ✅ توضیح و تفسیر انگلیسی: to conduct ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
caudal: [پزشکی] دُمی، انتهایی: مربوط به انت ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
adrenocorticotropic: [پزشکی] آدرنوکورتیکوتروپیک، محرک قش ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
his days are numbered: 1. [ضرب المثل] پیمانه اش پر شده 2. ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
osmosis: {شیمی/زیست شناسی} اسمز: هنگامی که ی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
abdomen: ✅ واژه ( با جداسازی اجزاء تشکیل دهن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
abdomen: [پزشکی] دیواره ی شکم
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
carpal: ✅ واژه ( با جداسازی اجزاء تشکیل دهن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
carpal: ✅ توضیح و تفسیر انگلیسی: pertaining ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
carpal: [پزشکی] مچی: مربوط به استخوان های م ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
cancer: ✅ واژه ( با جداسازی اجزاء تشکیل دهن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
intestine: [پزشکی] روده: قسمتی از دستگاه گوارش ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
caudal: ✅ واژه ( با جداسازی اجزاء تشکیل دهن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
cystic: [پزشکی] کیستیک: مربوط به ( یا دارای ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
percutaneous: [پزشکی] تراپوستی: از طریق پوست
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rabies: هاری ( آب ترسی ) rabies هاری ( آب ت ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
paroxysmal: [پزشکی] حمله ای مثال: تنگی نفس حمله ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ferrous: [پزشکی] آهنی، آهن دار: مربوط به ( ی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pus: [پزشکی] چرک: محصول التهاب متشکل از ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
endocrine: [پزشکی] درون ریز: مربوط به غده ای ک ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bronchiolectasis: [پزشکی] برنشیولکتازی: اتساع برونشیو ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
circumoral: ✅ توضیح و تفسیر انگلیسی: around the ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
as sly as a fox: [ضرب المثل] مکار مثل روباه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
clavicle: [پزشکی] ترقوه: استخوان مابین استخوا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
cop: care of patients ( COP ) [✅ مدیری ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
chronologic: ✅ واژه ( با جداسازی اجزاء تشکیل دهن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
acp: ✅ اختصار آزمایش ( سرم، پلاسما و شیم ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
epiglottis: [پزشکی] اپیگلوت، نای بند: غضروف برگ ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
celiocentesis: ✅ توضیح و تفسیر انگلیسی: puncture o ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
the ball is in your court: [ضرب المثل] توپ توی زمین تو است
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
cryoprobe: [پزشکی] سردافزار: وسیله ای که برای ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
antepartum hemorrhage: antepartum hemorrhage خونریزی پیش ز ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خونریزی قبل از زایمان: antepartum hemorrhage خونریزی پیش ز ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خونریزی پیش زایمانی: antepartum hemorrhage خونریزی پیش ز ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
concealed hemorrhage: concealed hemorrhage خونریزی پنهان ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خونریزی پنهان: concealed hemorrhage خونریزی پنهان ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
extramedullary hemopoiesis: extramedullary hemopoiesis خون ساز ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خونسازی خارج مغز استخوانی: extramedullary hemopoiesis خون ساز ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hemopoietic factors: hemopoietic factors عوامل خون ساز ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
عوامل خون ساز: hemopoietic factors عوامل خون ساز ...
١١ ماه پیش