پیشنهاد‌های محمدجواد بیرانوند (١,٣٨٣)

بازدید
٥,٧٨٨
پیشنهاد
٥٧

مطرح کردن یک دیدگاه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

1. دشمنی دیرینه 2. بحثی که مدت هاست ادامه دارد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨٤

بیانیه رسمی ارائه داد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨٧

1. ارائه ادعاهای جدی در مورد رفتار مجرمانه کسی 2. اتهام های جدی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧٩

1. مدرک فاش شده 2. مدرک درز پیدا کرده 3. یک مدرک رسمی که به طور غیررسمی در اختیار مطبوعات قرار گرفته است

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥١

اظهار یا اظهارتی که مدعی بدون مدرک ارائه میدهد و قصد دارد آنها را بعدا اثبات کند.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥١

اشاره های گسترده، واضح و شفاف

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦٣

1. جبران کردن 2. خنثی کردن ( چیزی ) با داشتن نیرو یا اثر مساوی و مخالف. 3. سر به سر کردن ( در امور مالی )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥٧

اشاره یا راهنمایی که درک آن بسیار ساده است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩٣

راهنمایی که درک آن خیلی آسان نیست

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧٣

1. اشاره یا حرفی که غیرمستقیم اما واضح است 3. تذکر 4. سخن راهنما 5. ایما و اشاره کردن 6. پند 7. اندرز یا راهنمایی 8. پیشنما 9. میزان بسیار ناچیز، ( ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩٣

نام یک دارو است که در درمان اختلال نقص توجه و بیش فعالی کودکان و بزرگسالان استفاده می شود

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٠١

سازنده بودن ، پربارتر شدن ، یادگیریِ با کیفیت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٠٧

آلوپسی یک واژه عمومی به معنی کاهش موی سر یا هر قسمتی از بدن به هر علتی است. آلوپسی علل متفاوتی مانند هورمونی، خودایمنی، عوارض داروهایی مثل آلبندازول ...

پیشنهاد
٧٥

1. ارتباط هدفمند 2. سبکی از برقراری ارتباط که در آن هر دو طرف نیازهای خود را برآورده می کنند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٥٠

بالاترین و بزرگترین عضله دیواره قدامی قفسه سینه.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٣٥

ویژگی های فردیِ مرد مآبانه از قبیل بلوغ فکری، درآمدزا بودن و بهره وری از هوش مالی بالا، آینده نگری، رهبری و هدایتگری، سر سختی، صدای نافذ، قدرت کلامی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٠٩

موقعیتی که قرار گرفتن در آن سخت یا خجالت آور است

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨٠

معادل فارسی این عبارت: ذهنم هزار جا رفت - وقتی خیلی سریع و سخت در مورد چیزی فکر میکنید زیرا دستپاچه، ترسیده یا هیجان زده اید میتوانید بگویید: My min ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٢٦

عدم قطعیت مطمئن نبودن بلاتکلیفی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨٣

سخنرانی پر سر و صدا، طولانی و گیج کننده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٠١

خانه ای بسیار بزرگ که به اتاق ها و راهرو های زیادی تقسیم شده است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٤٤

1. یک کتاب داستانمصور ارزان قیمت و هیجان انگیز. 2. کتاب داستانِ عامه پسند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٤٠

در جایگاه فعل به معنی: "سنجیده فکر کردن" است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٨٦

در بعضی جمله ها میتواند معنی قضاوت کردن هم بدهد، مثال: It is wrong to make assumptions about people before you really get to know them این اشتباه اس ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٠٨

1. بیشتر از این به شما زحمت نمیدهم 2. بیش از این مزاحمتان نمیشوم 3. بیشتر از این زحمت دیگری ندارم 4. بیشتر از این درخواستی ندارم

پیشنهاد
١٠٩

تأثیر گذاشتن بر طرز فکر کسی در مورد چیزی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٥٨

عوارضی جاده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٣٤

1. کم کم شک کردن ( شَکی که در حال افزایش است ) 2. ظن پنهانی 3. شک فزاینده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١١٠

پاتق، جایی که فرد/افرادی خاص معمولا میروند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١١١

جایزه پولیتزر، جایزه ای در روزنامه نگاری، ادبیات و موسیقی است که چندین بخش دارد و معتبرترین جایزه روزنامه نگاری در آمریکا است که هر سال ( از ۱۹۱۷ ) ب ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١١٣

1. پس زدن شخصی پس از نوعی ملاقات، بحث یا معامله. 2. کسی را از سر وا کردن همچنین میتواند به معنای رد کردن یا اخراج کسی به شکل مؤدبانه باشد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١١١

به معنی خرید مجموعه ای از دارایی های مالی ( مانند سهام، اوراق قرضه و وام ) توسط یک فرد یا واحد تجاری میباشد، این یک استراتژی رایج است و توسط سرمایه گ ...