1 - قرار دادن روی، گذاشتن بر.
Please place the book upon the table
لطفا کتاب را روی میز بگذارید.
2 - تحمیل - اعمال کردن.
The government decided to place restrictions upon the citizens
دولت تصمیم گرفت محدودیت هایی را بر شهروندان اعمال کند.
... [مشاهده متن کامل]
3 - وقف - اهدا کردن، اختصاص - تخصیص دادن.
They placed their trust upon his leadership
آنها اعتمادشان را بر رهبری او قرار دادند / به رهبری او اعتماد کردند.
لطفا کتاب را روی میز بگذارید.
2 - تحمیل - اعمال کردن.
دولت تصمیم گرفت محدودیت هایی را بر شهروندان اعمال کند.
... [مشاهده متن کامل]
3 - وقف - اهدا کردن، اختصاص - تخصیص دادن.
آنها اعتمادشان را بر رهبری او قرار دادند / به رهبری او اعتماد کردند.
اعطا کردن، جای دادن، موظف ساختن
This increased importance placed upon the sector is evident in EEG 2023
اهمیت فزاینده ای که به این بخش داده شده در قانون ای ای جی مشهود است
اهمیت فزاینده ای که به این بخش داده شده در قانون ای ای جی مشهود است
1. بیشتر از این به شما زحمت نمیدهم
2. بیش از این مزاحمتان نمیشوم
3. بیشتر از این زحمت دیگری ندارم
4. بیشتر از این درخواستی ندارم
2. بیش از این مزاحمتان نمیشوم
3. بیشتر از این زحمت دیگری ندارم
4. بیشتر از این درخواستی ندارم