پاسخهای Senjer L (١١)
وقتی میگن "این محتوا زرده " یعنی چی؟چرا رنگ زرد برای بیان این موضوع انتخاب شده ؟
پاسخ DeepSeek: اصطلاح «محتوای زرد» یا «ژورنالیسم زرد» به نوعی از روزنامهنگاری اشاره دارد که با استفاده از عناوین جنجالی، اغراقآمیز و احساسبرانگیز، بدون توجه به دقت و اعتبار اطلاعات، سعی در جذب مخاط ...
"تفنگ دسته نقره " در این شعر نماد چیه ؟ تفنگ دسته نقره م رو فروختم برا یاروم قبای ترمه دوختم
گذشت از غرور، دارایی و منیّت برای «یار».
منظور از "خستگی هیجانی (Emotional Exhaustion)" چیه ؟
حالتی از فرسودگی که در اثر سروکله زدن مداوم با عوامل تنش زا، استرس، مشکلات و دریافت حجم بیش از حد محرک های روانی و عاطفی به وجود میاد. یکی از علائم فرسایش یا Burnout میتونه باشه. یعنی شخص توانایی پردازش محرک ها رو موقتا از دست میده و ممکنه نسبت به ورودی های جدید احساسی پاسخ نده.
آیا برنامه ای وجود دارد که در انجام تکالیف انگلیسی کمک کند؟
هوش مصنوعی =) از chatgpt استفاده کن. اگر برنامه رایگان میخوای گزینههایی مثل DeepSeek، گوگل Gemini و Pi (که اپ اندروید هم داره) مناسبن.
اون لوله ای که وسط خودکاره و داخلش جوهره، سرش ساچمه داره هم میتونه Pen Straw باشه
در جمله Psychology involves/includes the study of how the brain affects our thought and actions تفاوت involves و includes؟
فعل include معنای شامل شدن میده و فعل involve به مفهوم دخیل یا درگیر کردن چیزی در کانتکست موردنظر. داخل این جمله، include اشاره داره به اینکه روانشناسی شامل بررسی تأثیر مغز روی ...
در کانتکست علوم دامی، Pen معنی آغل میده. Pen Straw میتونه کاهی باشه که کف آغل ریخته میشه به عنوان بستر.
مداد نوکی mechanical pencil مغزی مداد نوکی mechanical pencil lead
با سلام جمله آخر را چطوری ترجمه روان کنم It is not possible to achieve this goal by merely extrapolating pharmacokinetic and pharmacodynamic data from adults to children . there is more to development than a change in mass and volume
جمله آخر: برای توسعه مناسب، اقدام هایی بیش از تغییر جرم و حجم نیاز خواهند بود.
جمله اولی مد نظرم Or one thing has everything to do with the other. You don't know that. And to not even consider it is foolhardy.
مفهوم جمله اول: «... یا یک چیز، از همه جهت به اون یکی مربوط هست. نمیشه مطمئن بود.»
(مُ مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) مختصر، کوتاه . (مُ مِ ) [ ع . ] (اِفا. ) تحسین کننده ، ستاینده .