تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

فیلمی بسیار پرفروش / موفق در گیشه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

غرقِ چیزی شدن / کاملاً جذبِ چیزی شدن / محوِ چیزی شدن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در زمان گیر افتادن احساس ایستایی و توقف در زمان در گذشته ماندن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

وام مسکن گرفتن / وام برای خرید خانه گرفتن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

اتاق جادار / اتاق وسیع

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

محل اقامت اجاره ای / مسکن اجاره ای

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نشانی دائم / آدرس ثابت / محل سکونت دائمی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

به مکانی نقل مکان کردن / وارد خانه یا محل جدید شدن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در محوطهٔ دانشگاه زندگی کردن / خوابگاه دانشگاهی زندگی کردن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خانهٔ ایده آل / خانهٔ مطلوب / خانهٔ رویایی

پیشنهاد
٢

به ظاهر خود اهمیت دادن / به ظاهر خود افتخار کردن معادل های فارسی: به ظاهر خود افتخار کردن به شکل و لباس خود اهمیت دادن مراقبت و دقت در ظاهر داشتن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

به کسی آمدن / به کسی زدن / به کسی بخورد معادل های فارسی رایج: به کسی آمدن ( رایج ترین ) به کسی زدن / مناسب کسی بودن به کسی می آید

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

روی کت واک / روی صحنهٔ نمایش مُد معادل های فارسی: روی کت واک ( رایج و تخصصی ) در نمایش مُد روی سکوی نمایش لباس

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

اسیر مد بودن / کسی که بردهٔ مُد است معادل های فارسی: بردهٔ مد کسی که همیشه باید با مُد روز پیش برود کاملاً تحت تأثیر ترندها بودن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در ( لباس/رنگ/مدل خاصی ) خوب به نظر رسیدن / به آدم آمدن معادل های فارسی رایج: به کسی آمدن در چیزی خوب دیده شدن با چیزی جور بودن ( محاوره ای )

پیشنهاد
٢

همگام با جدیدترین مُدها بودن / مُدهای روز را دنبال کردن معادل های فارسیِ مناسب: با آخرین مُدها همگام بودن مدِ روز را دنبال کردن از ترندهای جدید ع ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

اوج مُد بودن / نهایت مُد روز معادل های فارسیِ رایج: در اوج مُد کاملاً مُد روز آخرِ مُد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

از مد افتادن دیگه مُد نبودن قدیمی و از رده خارج شدن ( از نظر مُد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

fashion house / maison de mode → برند یا مؤسسه ای که طراحی و تولید لباس ( معمولاً لوکس یا خاص ) انجام می دهد مزون → معادل جاافتاده در فارسی، به ویژه ...

پیشنهاد
٢

لباس متناسب با موقعیت / مناسبت پوشیدن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سبک کلاسیک

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٦

مهارت های اجتماعی داشتن.

پیشنهاد
٢

نسبت به کسی حقشناس بودن.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

از کسی نظر خواستن.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٤

احساس امنیت.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دیگران را مقدم داشتن.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

از کوره در رفتن.

پیشنهاد
٢

استعداد خود را پنهان کردن.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خود را به آب و آتش زدن.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تغییرات اجتماعی - اقتصادی / تحولات در ساختارهای اجتماعی و اقتصادی جامعه یعنی تغییراتی که هم بر زندگی اجتماعی افراد و هم بر وضعیت اقتصادی آن ها تأثیر ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

هدر دادن پس انداز / خرج کردن پول ذخیره شده به شکل نادرست یا بی فایده یعنی پولی که برای آینده ذخیره شده بود، بدون فکر یا برنامه خرج شود.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

اخراج شدن به دلیل اضافه بودن نیرو / تعدیل نیرو یعنی فرد به دلیل ساختار شرکت یا کاهش نیرو، نه به دلیل عملکرد ضعیف، شغلش را از دست می دهد.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

حداکثر کردن سود / بیشینه کردن درآمد شرکت یا کسب وکار یعنی تلاش برای کسب بیشترین سود ممکن از فروش محصولات یا ارائه خدمات، با کاهش هزینه ها یا افزایش د ...

پیشنهاد
٢

به دست آوردن برتری رقابتی / کسب مزیت نسبت به رقبا یعنی کاری انجام دادن یا ویژگی ای داشتن که باعث می شود در بازار یا رقابت بهتر از دیگران عمل کنی.

پیشنهاد
٢

بهبود تصویر عمومی / ارتقای اعتبار و شهرت یک فرد یا سازمان در دید مردم یعنی کاری انجام دادن که مردم یا مشتریان، شرکت یا فرد را مثبت تر ببینند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

پرداخت با تأخیر / پرداخت بعد از انجام کار یا دریافت خدمات یعنی پول یا دستمزد بعد از دوره مشخص یا بعد از تحویل کالا/خدمت پرداخت می شود، نه قبل یا همزم ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

انجام دادن یک محاسبه / حساب کردن چیزی به صورت عددی یا منطقی یعنی یک مقدار، هزینه، سود یا هر کمیت دیگری را با اعداد و داده ها مشخص کردن.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مدیریت انتظارات / کنترل و تنظیم توقعات دیگران یعنی طوری عمل کردن که دیگران انتظارات واقع بینانه ای داشته باشند و بعداً ناامید نشوند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کاهش هزینه ها / تعدیل نیرو یا منابع در سازمان یعنی شرکت یا سازمان برای کاهش هزینه ها، بخشی از منابع، پرسنل یا فعالیت ها را کم می کند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کسب وکار تعطیل شدن / ورشکست شدن یعنی یک شرکت یا کسب وکار دیگر فعالیت اقتصادی ندارد و بسته می شود، معمولاً به دلیل مشکلات مالی یا عدم موفقیت در بازار.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

رسیدن به توافق جمعی / اجماع نظر پیدا کردن یعنی گروهی از افراد بعد از بحث و بررسی به یک تصمیم یا نظر مشترک برسند که همه آن را قبول دارند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

به حرف یا قول خود عمل کردن / وفادار ماندن به وعده ای که داده ای یعنی وقتی چیزی را قول می دهی، آن را انجام می دهی و قابل اعتماد هستی.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

وارد شدن به یک بازار جدید و شروع فروش یا ارائه خدمات در آن معمولاً وقتی یک شرکت یا کسب وکار تازه می خواهد مشتریان یا سهم بازار در یک منطقه یا حوزه جد ...

پیشنهاد
٤

چیزی را در نظر گرفتن / به حساب آوردن هنگام تصمیم گیری یعنی هنگام برنامه ریزی یا تصمیم گیری، یک عامل یا اطلاعات خاص را مدنظر قرار دادن.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٤

خودت را نگه داشتن از گفتن چیزی که ممکن است باعث دردسر، بحث یا مشکل شود یعنی چیزی را که در ذهن داری نگه می داری و به زبان نمی آوری.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٣

برای خودت کار کردن / مستقل کار کردن یعنی شما یک کارفرما یا صاحب کسب وکار هستید و دیگر برای شخص یا شرکت دیگری کار نمی کنید.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٣

بردن یک قرارداد / برنده شدن پیشنهاد کاری یا پروژه رسمی یعنی یک شرکت یا فرد موفق می شود قراردادی را برای ارائه کالا یا خدمات به مشتری یا سازمان دریافت ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

گرفتن وام / دریافت قرض از بانک یا مؤسسه مالی یعنی شما پولی قرض می گیرید که بعداً باید با شرایط مشخص ( مثلاً با سود یا قسط بندی ) بازپرداخت کنید.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٥

استخدام کارکنان / به کارگیری نیروهای جدید یعنی یک شرکت یا کسب وکار تصمیم می گیرد افرادی را به تیم خود اضافه کند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٣

راه اندازی یک کسب وکار / ایجاد یک شرکت یا بیزنس جدید یعنی مراحل اولیه برای شروع کسب وکار را انجام دادن، مثل ثبت شرکت، برنامه ریزی و آماده کردن منابع.