تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

�فیلم های خارجی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

�گسترش دادن دیدگاه�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

�داستان . . . را روایت کردن�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

�فیلم دیدن�

پیشنهاد
٢

�کتاب از کتابخانه امانت گرفتن�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

�فضا� یا �صحنه� ( در داستان )

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

�سانس ها� یا �نوبت های نمایش�

پیشنهاد
٢

�از اول تا آخر خواندن� یا �از جلد تا جلد خواندن�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دیدن یک فیلم

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

یک فیلم با بودجه کم

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

�روی پرده بزرگ� یا �روی پرده سینما�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

�رمان تاریخی�

پیشنهاد
٢

�به نمایش عمومی درآمدن� ( برای فیلم ) یا �عرضه گسترده شدن� ( برای محصول )

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

�امتیاز خوب گرفتن� یا �فیدبک خوب گرفتن�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

�ورق زدن� یا �به سرعت نگاه کردن�

پیشنهاد
٢

بسیار توصیه شدن / به شدت توصیه شده بودن / تعریف و توصیهٔ زیادی درباره اش شده

پیشنهاد
٢

آخرین فیلم را دیدن / فیلم جدید را تماشا کردن ( معمولاً با حسِ �از دست ندادن� یا �به موقع دیدن� )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

فیلمی بسیار پرفروش / موفق در گیشه

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

غرقِ چیزی شدن / کاملاً جذبِ چیزی شدن / محوِ چیزی شدن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در زمان گیر افتادن احساس ایستایی و توقف در زمان در گذشته ماندن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

وام مسکن گرفتن / وام برای خرید خانه گرفتن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

اتاق جادار / اتاق وسیع

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

محل اقامت اجاره ای / مسکن اجاره ای

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نشانی دائم / آدرس ثابت / محل سکونت دائمی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

به مکانی نقل مکان کردن / وارد خانه یا محل جدید شدن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در محوطهٔ دانشگاه زندگی کردن / خوابگاه دانشگاهی زندگی کردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خانهٔ ایده آل / خانهٔ مطلوب / خانهٔ رویایی

پیشنهاد
٢

به ظاهر خود اهمیت دادن / به ظاهر خود افتخار کردن معادل های فارسی: به ظاهر خود افتخار کردن به شکل و لباس خود اهمیت دادن مراقبت و دقت در ظاهر داشتن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٣

به کسی آمدن / به کسی زدن / به کسی بخورد معادل های فارسی رایج: به کسی آمدن ( رایج ترین ) به کسی زدن / مناسب کسی بودن به کسی می آید

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

روی کت واک / روی صحنهٔ نمایش مُد معادل های فارسی: روی کت واک ( رایج و تخصصی ) در نمایش مُد روی سکوی نمایش لباس

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

اسیر مد بودن / کسی که بردهٔ مُد است معادل های فارسی: بردهٔ مد کسی که همیشه باید با مُد روز پیش برود کاملاً تحت تأثیر ترندها بودن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در ( لباس/رنگ/مدل خاصی ) خوب به نظر رسیدن / به آدم آمدن معادل های فارسی رایج: به کسی آمدن در چیزی خوب دیده شدن با چیزی جور بودن ( محاوره ای )

پیشنهاد
٢

همگام با جدیدترین مُدها بودن / مُدهای روز را دنبال کردن معادل های فارسیِ مناسب: با آخرین مُدها همگام بودن مدِ روز را دنبال کردن از ترندهای جدید ع ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

اوج مُد بودن / نهایت مُد روز معادل های فارسیِ رایج: در اوج مُد کاملاً مُد روز آخرِ مُد

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

از مد افتادن دیگه مُد نبودن قدیمی و از رده خارج شدن ( از نظر مُد

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

fashion house / maison de mode → برند یا مؤسسه ای که طراحی و تولید لباس ( معمولاً لوکس یا خاص ) انجام می دهد مزون → معادل جاافتاده در فارسی، به ویژه ...

پیشنهاد
٢

لباس متناسب با موقعیت / مناسبت پوشیدن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سبک کلاسیک

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٦

مهارت های اجتماعی داشتن.

پیشنهاد
٢

نسبت به کسی حقشناس بودن.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

از کسی نظر خواستن.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٤

احساس امنیت.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دیگران را مقدم داشتن.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

از کوره در رفتن.

پیشنهاد
٢

استعداد خود را پنهان کردن.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خود را به آب و آتش زدن.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تغییرات اجتماعی - اقتصادی / تحولات در ساختارهای اجتماعی و اقتصادی جامعه یعنی تغییراتی که هم بر زندگی اجتماعی افراد و هم بر وضعیت اقتصادی آن ها تأثیر ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

هدر دادن پس انداز / خرج کردن پول ذخیره شده به شکل نادرست یا بی فایده یعنی پولی که برای آینده ذخیره شده بود، بدون فکر یا برنامه خرج شود.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

اخراج شدن به دلیل اضافه بودن نیرو / تعدیل نیرو یعنی فرد به دلیل ساختار شرکت یا کاهش نیرو، نه به دلیل عملکرد ضعیف، شغلش را از دست می دهد.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

حداکثر کردن سود / بیشینه کردن درآمد شرکت یا کسب وکار یعنی تلاش برای کسب بیشترین سود ممکن از فروش محصولات یا ارائه خدمات، با کاهش هزینه ها یا افزایش د ...