تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

کارَند=عامل کارَندِگان: عاملان

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

غلط: از غلت و غلتیدن به چم وارونه شدن می آید چیزی که وارونه می شود غلت است و این واژه همانند 70 دَر سد واژگان در نما اَربیک ریشه ی پارسی و ایرانی دارد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

رَدارَدradārad: تبادل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

نُخته = نقطه نُخته ریخت دیگری از نکته است

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

چم راستینش زانو بند شتر میباشد و هیچ گونه پیوندی با هوش و خرد ندارد ( فرهنگ معین ، فرهنگ عمید )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

بی سِدا انکار= ناکار: از کار انداختن: اَن کار پیشوند های" ان"/ ناییک ساز ( منفی ساز ) هستند که می توان " ان" را برای فنواژهها بکار بُرد انکاردن: نپذی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

بی سِدا تاوَرنیدن:to tolerate تاوَرنش: toleration تاوَراَنت: tolerant تاوَرانژ:tolerance

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریشهٔ اوستایی واژه ی تازیسته ی" زیارت" در اوَستایی زَئُیارِت به چم به جلو جهیدن هنگام نیایش ( رفتن به نیایشگاه ) ریشهٔ واژهٔ تازیکانه ی زیارت به نگر ...

٢