نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am a bit rusty: دانشم خاک خورده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
got through: به اتمام رساندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
got through: به اتمام رساندن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
came up with: ایده به ذهن رسیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
came up with: ایده به ذهن رسیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
so far so good: تا اینجا که خوب بوده!
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
time is on your side: هنوز وقت دارید!!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
time is on your side: هنوز وقت دارید!!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
grab: Get quickly
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
go with: ( To choose, pick ( phrase
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
calling in sick: Report that you will not go to work ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
coming down: Getting, acquiring
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
quite ill: Very sick
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
quite ill: Very sick
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sick day: Day off because you're sick
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sick day: Day off because you're sick
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
check in: Register at a hotel or an airport
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
under the name: Name used for the reservation
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
under the name: Name used for the reservation
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
weight off my shoulders: Remove pressure or stress
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
weight off my shoulders: Remove pressure or stress
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be a mile long: Is very long
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be a mile long: Is very long
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cut in line: Move in front of someone waitingin ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
cut in line: Move in front of someone waitingin ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
form a queue: to get in line
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
form a queue: to get in line
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slip my mind: been forgotten
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
slip my mind: been forgotten
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حبر: حبری رنگ =کبود رنگ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
حبر: حبری رنگ =کبود رنگ
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در محظور ماندن: در تنگنا قرار گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
حشم: 1 - ستوران و چهارپایان 2 - خدمتکارا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
حطام: 1 - گیاه خشک 2 - مال اندک ( مجاز )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حضیض: نشیب مکان. کم ارتفاع
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
حضیض: نشیب مکان. کم ارتفاع
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مضغ: جویدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
مضغ: جویدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نفاذحکم: ابلاغ. انتشار و نفوذ
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بپیچم: تلاش می کنم. اصرار و پافشاری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بربساطی که بساط نیست: اوضاع نامساعد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
هرا: صدا و غوغا/اواز مهیب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
موی مالیده: موی مرتب شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خصاصه: درویشی و حاجت مندی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ژاژخاییدن: سخن بیهوده گفتن/ژاژ:گیاه بی مزه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
براویختن: چنگ زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be right up: go upstairs soon
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have a fit: get very angry
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it’s about time: finally
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
farsighted: see far - away things more clearly ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
as blind as a bat: have really poor vision
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
work for you: be okay with you
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
work for you: be okay with you
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a hole in the wall: a very small, usually cheap restaur ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a hole in the wall: a very small, usually cheap restaur ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
avertising budget: بودجه تبلغاتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
in anticipation: پیشاپیش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in anticipation: پیشاپیش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
in anticipation of: ۱ - به امید، در انتظار ۲ - از ترس، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
in anticipation of: ۱ - به امید، در انتظار ۲ - از ترس، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ask around: دعوت کردن کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
aim at: هدف گیری کردن و تمرکز بر روی EX:th ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
recharge your battery: اصطلاح :به معنی رو به بهبودی بعد از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feel off color: اصطلاح:مریض بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the mend: بهبود یافتن Ex:the economy is on th ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be fit as a fiddle: اصطلاح :سلامتی کامل
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be right as rain: اصطلاح:سلامتی کامل ( بعد از یک دوره ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
give up the ghost: ۱ - خراب شدن ۲ - مردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fall of your perch: اصطلاح:مردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
off somebody trolley: اصطلاح:دیوانه بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
money talk: پول حرف اول رو میزنه و حلال مشکلاته
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
milk does not agree with me: شیر به مزاج من سازگار نیست!!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
milk does not agree with me: شیر به مزاج من سازگار نیست!!
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
upon your life: اصطلاح :به جان تو!!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
upon your life: اصطلاح :به جان تو!!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mishmash: ترکیب درهم و برهم از دو چیز
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
whishy washy: اصطلاح:ابکی ، سست
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
whishy washy: اصطلاح:ابکی ، سست
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
to be over the hump: رو غلطک افتادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chalk up to experience: تجربه کردن و درس عبرت گرفتن I alway ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
figure that: با خود فکر کردن، فکر کردن
٢ سال پیش
٢