نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
decentralized computerization: وظایف برنامه ریزی شده یک ارگان و سا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
demolition of constructions: تخریب ساختمان ها به صورت متعمدانه
٧ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sapir: نام مردانه در زبان عبری مانند سفیر ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dourine: بیماری گوارشی مختص اسب، باد و نفخ ش ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dourness: بدون اخم و تَخم، بی عنقی
٧ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
place in a good light: خوب جلوه دادن ( چیزی ) ، به مانند ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pull out of the race: کناره کشی از رقابت، کاندیداتوری، مس ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
magna carta or magna charta: منشور بزرگ، منشور کبیر
٧ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sapid: خوش طعم، گوارا، لذیذ، مطبوع، دل چسب
٧ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pull out quote: نکات یا نقل قول هایی که در حاشیه کت ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٧ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
rectifier station: ایستگاه تقویت نیرو و تثبیت شدت جریا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cleft deposit: رسوب درزه یک انبانه یا بسته، �
١ سال پیش
نوع مدال

پاسخ با حداقل ٥ رای

-
بپرس
-
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ID: هوای نفسانی. تمایلات نهادینه، من جم ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
waxy flexibility: این حالت، با حرکات یک فرد که احساس ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dash: در یک چشم به هم زدن: He dashed away ...
١ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
eusociality: نظام اجتماعی حشراتی مانند زنبور که ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tallyho: ندای هشدار و هو کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
smite hip and thigh: خرد و خاکشیر کردن دشمن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
heraldry: Did the maesters prescribe the remo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
slip: {نوشتار}:تکه های کاغذ برای گردآوری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پاسخ با حداقل ٥ رای

-
بپرس
-
مگه از روی جنازه من ردبشی
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٥٥ رای در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pishon: یکی از چهار رود باغ عدن به نام پیشو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wind through: تغییر جهت دادن ( رود )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bdellium: سنگی بهشتی در باغ عدن در سرزمین هاو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
perpendicularly: عمودی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
apocryphally: با حالتی مشکوک و مردد. نادرست
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
apostles' creed: عقاید مسیح
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
apocryphalness: مشکوک نما، با حالتی مشکوک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rolling back: کاهش ( قیمت ها ) به همان اندازه ای ...
٢ سال پیش