مدال‌های میثم علیزاده لشکانی

بازدید
٣,٢٠٣
امتیاز کل
٣٥٦,٣١٥
کل مدال ها
٢,٢٤٤
طلا
١٧٦
نقره
٩٦١
برنز
١,١٠٧
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a safe journey: سفرت سلامت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have a safe journey: سفرت سلامت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thanks for having me: مرسی که منو دعوت کردین/ ازم پذیرایی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
thanks for having me: مرسی که منو دعوت کردین/ ازم پذیرایی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
casualty: ● تلف شده، قربانی ( جمع= تلفات ) ● ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
seduce: ● اغوا کردن ● متقاعد کردن کسی برای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
endure: ● تاب آوردن، شکیبایی کردن ● باقی ما ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
represent: ارائه کردن ( دادن )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
reenactment: ایفای مجدد یک نقش، اجرای مجدد یک نم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reenactment: ایفای مجدد یک نقش، اجرای مجدد یک نم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
virtual: ● مجازی، غیرواقعی ● تقریبی، حدودی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
criticise: ● نکوهش کردن. انتقاد کردن املای بری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
criticise: ● نکوهش کردن. انتقاد کردن املای بری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
vulgarise: ● مبتذل کردن، خراب کردن یا پایین آو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
apply: ● درخواست کردن ( معمولا به صورت رسم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
objective: ● هدف ( اسم ) ● واقع بینانه، عینی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
display: ● ویترین ● نمایش ( برای سرگرمی ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
plot: جریان و موضوع اصلی داستان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
theming: جلوه سازی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
engage: ● مشغول بودن ● جلب کردن ● درگیر چی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
dash: ● با عجله جایی رفتن ● dash sb's hop ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
corruption: ● فساد ( معمولا از طرف کسی که دررجا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
whiz: ● به سرعت و عین فرفره رد شدن یا رفت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
anticipate: ● انتظار چیزی را کشیدن ● پیشدستی کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
dismiss: ● رد کردن ( نظر و عقیده شخص دیگر به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
iris: ● عنبیه چشم ● گیاه زنبق
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
quarrel: نزاع ( کردن ) ، دعوا ( کردن )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
clumsy: ● دست و پا چلفتی ( در مورد انسان ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
as though: انگاری . . . ، عین اینکه . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
stunned: بهت زده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
decline: ● افت ● کم کردن، کاهش یافتن ● رد کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go head over heels: کله پا شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go weak at the knees: سست شدن زانوها و یا از دست دادن اعت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go weak at the knees: سست شدن زانوها و یا از دست دادن اعت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tummy: ● دل ( وقتی صحبت از احساسات باشه ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
tummy: ● دل ( وقتی صحبت از احساسات باشه ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heart goes bang: از نظر احساسی داغون شدن، به عبارتی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
figure: ● به حساب آمدن ( با حرف اضافه in یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fair enough: ● ای ولا ( به معنای تایید حرف کسی ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
turn upside down: زیر و رو شدن، دگرگون شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
fancy: ● هوس ( اسم ) ● گمان ( اسم ) ● شی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
thee: تو را
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
thee: تو را
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
wherefore: برای چه؟
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wherefore: برای چه؟
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rip: ● جر دادن rip to somebody یعنی روحش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mentor: مرشد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
disrupt: بر هم زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stand his ground: سر حرفش وایساد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stand his ground: سر حرفش وایساد
٢ سال پیش