نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mythology: غیر از معانی گفته شده یه معنی مهم د ...
١ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
RAD: فوق العاده هیجان انگیز یا خوب
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
invite round: برای شام یا نوشیدنی به خانه کسی دعو ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rhetoric: چرب زبانی لفاظی
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you can't beat: رو دست نداره ، بهترینه این یک اصطلا ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fan out: متفرق شدن پخش شدن
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shortlisted: افرادی که از یک لیست بزرگتر انتخاب ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lie in: lie in ( verb ) بیشتر از مواقع دیگ ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fair crack at: یه دل سیر از چیزی خوردن افتادن به ج ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
avenue: نحوه روش راه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
key fob: کلید ریموتی ماشین که میشه باهاش دره ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
exchange pleasantries: خوش و بش کردن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ramble on: پر حرفی کردن ( معمولا بی محتوا )
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be due to: قرار است . . . . عبارت "to be due ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
onwards and upwards: روز به روز بهتر شدن ، رشد کردن bec ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
long haul: بلند مدت طولانی مدت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
agreed credit limit: حد اعتبار مجاز ( در خصوص کارت های ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
catch 22: در دور باطل گیر افتادن ، دوسر باخت ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
undertake: 1 - انجام دادن do 2 - قول دادن prom ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gravitate towards something: به چیزی گرایش پیدا کردن ، به چیزی ج ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dredge up: خاطرات بد را زنده کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
flyby or fly by: پرواز در ارتفاع کم روی یک منطقه یا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
of interest: مورد توجه بودن، زیر ذره بین بودن I ...
١ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
agonize over something: تفکر و تعمق در خصوص انجام کاری If y ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give notice: این اصطلاح ، "اطلاع دادن" به طور کل ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
abseiling: صخره نوردی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
two tier: دو گانه ، تبعیضی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
all nighter: بیدار خوابی ، شب زنده داری
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
draw a bath: پر کردن وام حمام برای حمام کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
silver surfer: یک فرد مسن که کاربر دائمی یا مشتاق ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
man bun: مدل موی دم اسبی برای مردان که در پش ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get dressed up: تیپ زدن ، خوش تیپ کردن to put on ni ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
caregiver: پرستار کودک معنی نمیده دوستان. car ...
١ سال پیش
نوع مدال

پاسخ با حداقل ٥ رای

-
بپرس
-
مزایای جانبی، به غیر از حقوق، پادا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
distiguished looking: ظاهر جذاب یا موقر داشتن در خصوص مر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
touch on: درباره چیزی بطور مختصر صحبت کردن یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
porky: چاق: He's been looking a bit porky ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be subject to something: تجربه کردن در معرض . . . . . . بودن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

تایید موبایل و ایمیل

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
landscaping: باغبانی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
severance: بجز جدایی و تفکیک و . . . معنی دیگر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
enquiry: این کلمه، جایگزین formal برای کلمه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
due diligence: دقت لازم اهتمام لازم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
excruciatingly: به طرز وحشتناکی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a surge of anger: خشم شدید و ناگهانی The phrase "a su ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a hotbed of something: کانون چیزی یا فعالیتی بودن مرکز چیز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
laid off: از دست دادن شغل به خاطر شرایط بد اق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
benefit of the doubt: فرض رو بر بیگناهی گذاشتن یه جورایی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw the baby out with the bath water: این اصطلاحی است که زمانی بکار میره ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stumble over: تپق زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sugarcoat: پنهان کردن واقعیت to make something ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
perpetuate: نهادینه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take on board: در نظر گرفتن فهمیدن to understand o ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pull off: از پس کاری برآمدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hand me down: لباسهای خواهر یا برادر بزرگتر که به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hands on experience: تجربه یا دانش عملی و تجربی knowledg ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
so too: به همین ترتیب ، بطور مشابه The phra ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
where to turn: کجا رفتن یا از کی کمک خواستن what t ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
perpetuate: تثبیت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hit up for: پول از کسی خواستن did he hit you up ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be stretched thin: در تنگنای مالی یا منابع بودن be str ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پاسخ صحیح

-
بپرس
-
When writing an address for someon ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پاسخ صحیح

-
بپرس
-
merchandising  یعنی بازرگانی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
undertake: 1 - انجام دادن do 2 - قول دادن prom ...
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٥,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

اولین دیسلایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین پیشنهاد

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
condiment station: ظرف چاشنی ها نظیر نمک ، فلفل و . . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

اولین لایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
phone ins: برنامه های تلویزیونی یا رادیویی که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
extrovert: او به عنوان یک برون گرا، زمان کمی ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crying over the split milk: این یه اصلاحه برای کاری که در گذشته ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین ترجمه

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do something justice: حق مطلب را ادا کردن این یک عبارت مح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the way one's look: از روی ظاهر قضاوت کردن the expressi ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
onwards and upwards: روز به روز بهتر شدن ، رشد کردن bec ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be in the zone: متمرکز بودن ، غرق کاری بودن To bec ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have your head in the game: غرق کاری بودن ، روی کاری متمرکز بود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give somebody the creeps: احساس ترس و نفرت به کسی دست دادن Wh ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
side gig: شغل دوم ، شغل جانبی The term "side ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
carcinization: تکامل موجودات زنده به سمت ایجاد صفا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
genre defying: سبک شکن معمولا در خصوص فیلم ، کتاب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your mileage may vary: نظرها متفاوته. ممکنه نظر شما متفاو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get with the programme: روش ات رو عوض کن ، تغییر رویه بده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
speed through: با عجله انجام دادن کاری بدون توجه ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
marriage encounter: مشاوره ازدواج
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rocket docket: اصطلاحی است که برای دادگاه های آمری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
through the roof: این یک اصطلاح است و برای بیان بالا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
veg o matic: چرخ گوشت وسیله ای که قبلا برای خرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clothes wise: از نظر لباس
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a pang of nostalgia: حسرت گذشته ها ، شوق گذشته ها ، دلتن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a pang of nostalgia: حسرت گذشته ها ، شوق گذشته ها ، دلتن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hot ticket: رویداد یا ماجرایی که همه دنبال می ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pay dearly: بهای سنگینی پرداخت کردن to suffer ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bump off a flight: کنسل شدن پرواز توسط آژانس هواپیمایی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pantry staples: به کالاهای ( غذاهای ) اساسی در انبا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all singing all dancing: it's an idiom. برای بیان قابلیت ها ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cog in the machine: یک مهره بی اهمیت در یک سازمان یا شر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the mainstream: جریان زندگی ، زندگی روزمره the way ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hands on experience: تجربه یا دانش عملی و تجربی knowledg ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the clap: اصطلاح عامیانه سوزاک slang for gono ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
switch off: در زمینه کاری ، یعنی به کار فکر نکر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get something up: سازماندهی کردن یک گروه از آدما برای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
puddle jumper: هواپیمای کوچک ملخی معمولا با plane ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bounce something off someone: در مورد نقشه ای یا ایده ای با کسی م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pay tribute to someone something: ادای احترام کردن قدردانی کردن سطح ل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn someone over someone: تحویل دادن برگرداندن to give someth ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
the whole shebang: همه جوانب the whole of something, i ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
mixed bag: تنوع یا گوناگونی در انواع یا مردم a ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the all clear: مجوز عبور ، مجوز اقدام ، اعلام همه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
once frozen: یخ زده، فریز شده، بلوکه شده The wor ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
over the odds: Idiom بیش از ارزش چیزی بیش از انداز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the spin: Idiom پشت سر هم بی وقفه one after a ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
eurasianism: اوراسیایسم اوراسیایسم یک جنبش سیاس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ultraleft: چپ افراطی ( از لحاظ دیدگاه سیاسی )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a toll: IDIOM رنج ، خسارت یا مرگ فراوانی را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tot something up: ( informal ) جمع زدن حساب و کتاب ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
board something up: تخته کردن در و پنجره جایی to cover ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
paygrade: سطح دستمزد the range of amounts tha ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
oldowan: ابزارآلات سنگی ماقبل تاریخ که از حد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go down fighting: به جنگیدن یا تلاش سخت ادامه دادن حت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at your wits end: مستأصل، درمانده در مواقعی استفاده م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nerd out: 1 - سخت درس خواندن to study hard an ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with guns blazing: Idiom با توپ پر If you do something ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
razzmatazz: فعالیت پر سر و صدا برای جلب توجه دی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
walk someone through something: توجیه کردن کسی در خصوص چیزی یا مطلب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
reupholster: تعویض روکش صندلی یا مبل یا . . . و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as bald as a cue ball: کاملا کچل و طاس
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ostracization: طردشدگی محرومیت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be caught flat footed: در موقعیت دشواری گیر کردن یا قرار گ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
visine: قطره چشمی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get ahead of yourself: idiom یعنی یه کاری رو زودتر از اینک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw your hat into the ring: idiom برای یک رقابت یا کاری اعلام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shy away from something: طفره رفتن، دوری کردن، فرار کردن از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
latchkey kid: old - fashioned informal بچه ای که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take it one day at a time: با مشکلی سر کردن یا کنار اومدن گذرو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
special needs education: آموزش کودکان استثنائی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shortlisted: افرادی که از یک لیست بزرگتر انتخاب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
talk something through: سطح لغت C2 صحبت کردن در خصوص جزئیات ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be littered with something: مملو از چیزی بودن پر شدن از چیزی A ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
arroyo: مسیل محل عبور سیلاب های موقت که در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a long haul: مسافت طولانی زمان طولانی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
interview panel: مصاحبه کنندگان هیئت مصاحبه کننده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be subject to something: تجربه کردن در معرض . . . . . . بودن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
who would have thunk it: idiom informal humorous ( also wh ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a tribute to: به دلیل به علت His ability to cook ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
exclusive authority: قدرت انحصاری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get turn around: گم شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get in on the ground floor: Idiom در مرحله ابتدایی در کاری یا چ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fourth estate: The "fourth estate" refers to the m ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
break the bank: پول زیادی خرج کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٦٠٠ رای

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٢٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ١,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
break the back: سخت کار کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
break the neck: زحمت زیادی کشیدن ، بهدسختی کار کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
break down: تحلیل کردن ، بررسی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
away day: روز بدون کار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
backstory: پیش زمینه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sickie: روزی که شما به بهانه بیماری سر کار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sickie: روزی که شما به بهانه بیماری سر کار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
skiving off: غیبت غیر موجه missing work or schoo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
welfare benefit: پولی که دولت زمان بیکاری یا بیماری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pulling the wool over your eyes: سعی کسی در گول زدن شما
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break down barriers: تبادل عقاید مختلف to improve unders ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a heavy cross to bear: تحمل یک موقعیت سخت و دردناک ، تحمل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
see to: کاری را سازماندهی کردن ترتیب کاری ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
invite round: برای شام یا نوشیدنی به خانه کسی دعو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
spring cleaning: نظافت عمیق مخصوصا در خصوص خانه a de ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take on the world: برای شروع کردن روز حاضر بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
draw a bath: پر کردن وام حمام برای حمام کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lather up: کف آلود کردن بدن هنگام حمام
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lather up: کف آلود کردن بدن هنگام حمام
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
beyond one: بیشتر از وُسع مالی کسی بودن، بالا ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
someone's bread and butter: وسیله امرار معاش، روزگار گذراندن، ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
back up traffic: پس زدن ترافیک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
surface street: راه فرعی راهی که آزاد راه یا بزرگرا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
delved into: تو کوک چیزی رفتن در خصوص چیزی دقیقا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sneeze up a storme: زیاد عطسه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crisp banknote: اسکناس تازه و تا نخورده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
swing by: توقف کوتاه در مسیر اصلی برای سر زدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wrap around shade: نوعی عینک آفتابی که دسته های تقریبا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
play phone tag: تماس های مکرر با کسی گرفتن و عدم دس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
busman's holiday: when you spend your free time simil ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
waxed and waned: an idiom connected with the cycle o ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
waxed and waned: an idiom connected with the cycle o ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
race to the bottom: situation in which companies compet ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
race to the bottom: situation in which companies compet ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
low suit: طرح دعوا در دادگاه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
account statement: صورتحساب ، صورت وضعیت حساب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
laser like: خیلی دقیق و متمرکز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
kip down: دور از خانه خوابیدن بدون برنامه ریز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sticks: حومه شهر - مناطق روستایی دور افتاده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you could have heard a pin drop: something that you say in order to ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
altered consciousness: حالت خلسه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mileage allowance: کمک هزینه سفر بر اساس هزینه پیموده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a great ball: خوش گذشتن ، زمان خوبی را سپری کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be worried sick about something: به شدت نگران چیزی بودن ، نگران بودن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be tongue tied: بند آمدن زبان از اضطراب و عصبانیت ...
٢ سال پیش
١