نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
contagious: ۱ - همه گیر Intrested in the proje ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
with bated breath: با نفس حبس شده ( از شدت هیجان و اضط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
filtered through: به تدریج و در طول زمان به وجود آمدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take the plunge: این اصطلاح در مورد آغاز هر تعهد مهم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep a lid on it: ۱ - کنترل کردن شرایط و جلوگیری از ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep a lid on it: ۱ - کنترل کردن شرایط و جلوگیری از ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tear something limb from limb: حمله کردن و کشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to pick up where one left off: دوباره از سر گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dig in: جنگیدن علیه تغییرات ، ایستادگی کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
recipe for failure: طرح و عملی که منجر به شکست میشه ز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hit the nail on the head: کاملا درست گفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
make it: 1. به موفقیت دست یافتن 2. به موقع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
try out: ۱ - آزمودن، تست کردن، امتحان کردن چ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have a soft spot for somebody: علاقه داشتن ، نقطه ضعف داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a song and dance about something: قیل و قال راه انداختن ، الم شنگه به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make a song and dance about something: قیل و قال راه انداختن ، الم شنگه به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
break through: غلبه کردن ، با موفقیت عبور کردن از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be all downhill: ۱ - آسان شدن کارها ۲ - بدتر شدن شر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to have all your christmases come at once: بسیار خوش شانس بودن ، بخت و اقبال ز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
take one's courage in both hands: دل به دریا زدن ، ترس و تردید را کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
back on your feet: ریکاوری و سرپا شدن معمولا بعد از بی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
life changing: دگرگون کننده ، تغییر دهنده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sink your teeth into: To “sink your teeth into” something ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
turn toward: معطوف کردن به سوی ، توجه کردن به
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
righteous indignation: عصبانیت به جا و به حق
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
righteous indignation: عصبانیت به جا و به حق
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
for land's sake: به خاطر خدا !
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shower someone with attention: توجه زیادی به کسی داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to play a blinder: مهارت خیره کننده داشتن ( معمولا در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in a while crocodile: به زودی میبینمت See you soon
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hit someone below the belt: ناعادلانه رفتار کردن با کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take someone into care: مراقبت کردن از کسی نگهداری کردن ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your finger on it: زدی به هدف ( درست گفتی )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
eat little and eat long: کم بخور همیشه بخور
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a pop: امتحان کردن کاری انتقاد کردن کتک ز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
friends in high places: پارتی داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fallout: ۱ - پیامد منفی ۲ - ذرات رادیواکتیو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to floor someone: کتک زدن و نقش بر زمین کردن کسی متعج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to pull something: کلک زدن ، فریب دادن نقض کردن و شکس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
if the cap fits: وقتی از کسی انتقادی میشه و شما با ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nothing to shout about: معمولی ( متوسط )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how far should someone have to go: چقدر حاضره تلاش کنه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if you snooz you lose: وقت طلاست دیر بجنبی باختی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what with this or that: بخاطر پر مشغله بودن مترادف What w ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the heat is on: تحت فشار بودن The deadline's tomor ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
face like a wet weekend: غمگین بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
side hustle: شغل دوم ، sideline ، moonlight
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cut something out: از کاری دست برداشتن ، تمام کردن کار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
find your voice: ۱ - پس از عصبی بودن بیش از حد موفق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
inch forward: خیلی آهسته حرکت کردن
٢ سال پیش