نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
but still: معادل in spite of that
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
filching: دزدین مقادیری کمی از چیزی ( دله دزد ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

تکمیل درباره من

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blindingly obvious: خیلی واضح و روشن.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ironing out: رفع و رجوع کردن ، مرتفع ساختن ، صاف ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ١,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویچارشن: سه هزاره چهارمین است. روزگار جدایی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
boils down: در یک چیز خلاصه شدن . The problem ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
serve as: قلمداد شدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
profile: شرح کوتاهی از زندگی، کار، شخصیت و . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
loads of loads of something: مقدار یا تعداد زیادی از چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
currency forwards: قرارداد آتی ارز یک قرارداد الزام آو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be on call: آماده باش، آماده کار بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

اولین دیسلایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slew of things: تعداد یا مقدار زیادی . . . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٢٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a slew of things: تعداد یا مقدار زیادی . . . . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
countervailing evidence: مدارک یا شواهد متضاد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ill conceived: نسنجیده برنامه ریزی شده - با بی دقت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
micromanage: ریزبینانه مدیریت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
payday loan: وام فوری: مقدار کمی پول است که برای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
serve as: قلمداد شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sight of: تعداد یا مقدار زیادی. . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a certain percentage of the time: در اکثر مواقع
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
deny a chance: محروم کردن از یک فرصت یا شانس
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feats on this scale: شاهکارهایی در این اندازه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shower with more money: غرق در پول بیشتری ساختن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
recommendation engine: موتور پیشنهاد کننده - موتور توصیه گ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
doubleheader: به دو مسابقه پشت سر هم که بین دو تی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throughout his career: در طول دو ران حرفه ای خود ( به ویژه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
data nerd: When a person is into data to the p ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
moneyball: بازی پول: هنر پیروز شدن در یک بازی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pop tart: کلوچه مربایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pop tart: کلوچه مربایی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hunting down: یافتن . It may take me a while to h ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
faulty generalization: مغالطه تعمیم ناروا : در این مغالطه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
capital case: پرونده ای قضایی که به مرگ متهم ختم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
race blind: عاری از تعصبات نژادی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
administrative justice court: دیوان عدالت اداری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
but: مع الوصف
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nudging down: کاهش دادن - پایین نگاه داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
which is not to say: بدین معنا نیست که. . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
subject interest: موضوع غالب یک کتاب یا مقاله، سوژه م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this would translate into: این به معنای . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's not cricket: این ناجوانمردانه است.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
key component: مولفه مهم یا اِلِمان حیاتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
profile: شرح کوتاهی از زندگی، کار، شخصیت و . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
filmsy: نه چندان قوی و قابل توجه - سبک و نا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
routine library: یک روال اشکال زدایی که در کتابخانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
market inefficiency: وضعیتی است که در آن یک بازار مالی آ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the efficient market hypothesis: این فرضیه بر این پایه استوار است که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
scavenger's daughter: یکی از ابزارهای شکنجه در قرون وسطی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
morally neutral act: کاری که از لحاظ اخلاقی نه مکلف به ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bark out order: با صدای بلند دستور دادن . Mili ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
execution trader: Execution traders are responsible f ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
quantitative mathematics: ریاضیات مالی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
represent a risk: خطر یا تهدیدی داشتن Therefore at p ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
supervoting: به سهام دارانی اطلاق می شود که قدرت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
office mate: کسی که با دیگری در یک دفتر از شرکتی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
loads of cash: مقدار زیادی پول نقد.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
coming due: موعد یک قرارداد یا سررسید یک قراردا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین پیشنهاد

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
٢