نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get nasty: بد اخلاق شدن become threatening and ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
out of line: پا از گلیم خود فراتر گذاشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get someone good: سرکار گذاشتن کسی سربه سر کسی گذاشتن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scream like a banshee: برایش مثل پیک مرگ می شوم عزرائیلش م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
guilty as charged: خودش است درست حدس زدید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
guilty as charged: خودش است درست حدس زدید
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
average down: در بازار سهام به معنای میانگین کم ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a prayer: شانس خیلی کمی در کاری یا چیزی داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have a prayer: شانس خیلی کمی در کاری یا چیزی داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ignorance or not: دانسته یا ندانسته آگاهانه یا ناآگاه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tow away: توقیف شدن ماشین را از جایی به جایی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
tow away: توقیف شدن ماشین را از جایی به جایی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cut offs: شلوارک مخصوصا شلوارکی که از قیچی کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wrap one's head around: To comprehend something that one co ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wrap one's head around: To comprehend something that one co ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
wrap one's head around: سر در آوردن از چیزی مخصوصا که چالش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
worth heck: ارزشمند
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
quantum leap: پیشرفت چشمگیر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
reinvent: باز آفرینی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
paint by numbers: فرمول دار بدون هیچ خلاقیت و یا فکری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
draw against money: برداشت پول
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stash away: اندوختن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stash away: اندوختن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
poor richard’s almanack: نشریه سالانه ریچارد بیچاره که توسط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tug away: سخت کشیدن چیزی، مثل طناب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hit it big: ترکوندن، به اوج سود و یا موفقیت رسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hit it big: ترکوندن، به اوج سود و یا موفقیت رسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
come to pass: محقق شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come to pass: محقق شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
outrageously: بیش از حد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
reward and punishment: چماق و هویج
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to somebody's dismay: در کمال تعجب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
teething: زیرپوستی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
teething: زیرپوستی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
adult onset diabetes: دیابت نوع دو
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
brass ring: حلقه شانس فرصت طلایی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gum up: خراب کردن چیزی مداخله کردن در جایی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gum up: خراب کردن چیزی مداخله کردن در جایی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get have an eyeful: چیزی را به وضوح دیدن یا بسیار دیدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get your brain into gear: ذهن را بیدار کردن شروع به فکر کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wrap one's mind around: برای فهمیدن و یا درک چیزی راهی پیدا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the mass of: بخش اصلی و عمده چیزی توده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
call to account: مواخذه شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
call to account: مواخذه شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spin like a top: خیلی سریع چرخیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spill out: بیرون ریختن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
spill out: بیرون ریختن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scrap by: پول بخور و نمیر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
work one's way through: حسابی درگیر کاری بودن کار کردن در ج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a stir: باعث دردسر شدن
٢ سال پیش