نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مرگ مفاجات: مرگ ناگهانی.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
مرگ مفاجات: مرگ ناگهانی.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مفاصا: از ماده فصل به معنی حساب را صفر کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
مفاصا: از ماده فصل به معنی حساب را صفر کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ململم: حلقه زدن به چیزی، شیء حلقه زده شده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مبالده: با سلاح سرد به جان هم افتادن. مرافع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ورق خیال: ( عربی اسم مرکب ) بنگ که از نام هند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
یراعت: یراعت به معنی نی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
وطاب: خیک و مشک آب یا شیر و یا هر مایع و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
جدیدا: جدید واژه ای فارسی است و تنوین که م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
جدیدا: جدید واژه ای فارسی است و تنوین که م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بذائ ت: ناسزا گفتن. زشت کردار و گفتار گردید ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوکاره شدن: در گذشته به دو کار زشت زن بارگی و غ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
باگشاد: پیروز. مظفر. غالب.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رنگاب: نوعی انگور که مزه آن ترش است
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
طمطیل: محتاج. برهنه.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
غزارت: 1 ) در معنی مصدری:کثرت. فراوانی 2 ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
کتبت: فعل ماضی نوشتن با نشانه تاء کشیده س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
کتبت: فعل ماضی نوشتن با نشانه تاء کشیده س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
استسقاء: استقساء در معنی سقا را خواستن و طلب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
far places: دور دست ها، اقصی نقاط
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
far places: دور دست ها، اقصی نقاط
٢ سال پیش