محمدرضا تقیه

محمدرضا تقیه دکترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه شیراز
علاقه مند به تصحیح متون و ادبیات و فرهنگ عامه

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



هری٢١:١٧ - ١٣٩٨/٠٥/١٥در گویش اقلیدی یکبارگی Horriگزارش
5 | 1
دلیدن٢١:١٤ - ١٣٩٨/٠٥/١٥در گویش اقلیدی حرکت غیر ارادی پلک چشم Dalidanگزارش
2 | 0
دلبک٢١:٠٦ - ١٣٩٨/٠٥/١٥در گویش اقلیدی صندوق هایی که داخل دیوارها کار می گذاشتند. Dolbakگزارش
2 | 1
رفه٢١:٠٤ - ١٣٩٨/٠٥/١٥در گویش اقلیدی به طاقچه های بالای اتاق ها گفته می شود. Rafehگزارش
2 | 0
بدبده٢٠:٥٩ - ١٣٩٨/٠٥/١٥در گویش اقلیدی بکوشار، بلدرچین Badbadeگزارش
2 | 0
بکوشار٢٠:٥٧ - ١٣٩٨/٠٥/١٥در گویش اقلیدی بلدرچین Bakosharگزارش
2 | 0
چوقور٢٠:٥٥ - ١٣٩٨/٠٥/١٥در گویش اقلیدی گنجشک Chooqoorگزارش
9 | 1
اوسا٢٠:٥٠ - ١٣٩٨/٠٥/١٥در گویش اقلیدی بَعد، پس ازاین Ousaگزارش
2 | 0
جنگه٢٠:٤٥ - ١٣٩٨/٠٥/١٥در گویش اقلیدی گاو نر Jongehگزارش
7 | 0
هرگالک٢٠:٤٣ - ١٣٩٨/٠٥/١٥در گویش اقلیدی هرزه گی و مسخره بازی Hergolakگزارش
2 | 0
هوی بی٢٠:٣١ - ١٣٩٨/٠٥/١٥در گویش اقلیدی اسم صوت برای صدا زدن سگ به کار می رود. Hoybeگزارش
2 | 0
کچ کچی٢٠:٢٩ - ١٣٩٨/٠٥/١٥درگویش اقلیدی اسم صوت برای فراخواندن بز به کارمی رود. Kochcohiگزارش
5 | 0
هیسشو٢٠:٢٧ - ١٣٩٨/٠٥/١٥در گویش اقلیدی اسم صوت برای راندن و به حرکت درآوردن بره به کار می برند. HisShooگزارش
2 | 0
هیخ٢٠:٢٥ - ١٣٩٨/٠٥/١٥در گویش اقلیدی اسم صوت برای راندن و به حرکت درآوردن بز و کره به کار می برند. Hikhگزارش
5 | 0
پرپیت٢٠:٢٢ - ١٣٩٨/٠٥/١٥درگویش اقلیدی سخنان بیهوده Parpitگزارش
2 | 1
شی٢٠:١٤ - ١٣٩٨/٠٥/١٥در گویش اقلیدی کج شدن فرد و جاری شدن آب را گویند. Shiگزارش
7 | 1
ترتو٢٠:٠٧ - ١٣٩٨/٠٥/١٥در گویش اقلیدی فراوان Tertouگزارش
2 | 1
وردادن١٤:٣٢ - ١٣٩٨/٠٥/١٥در گویش اقلیدی انداختن، پَرت کردن Woor Dadanگزارش
2 | 0
هرتکی١٤:٣٠ - ١٣٩٨/٠٥/١٥در گویش اقلیدی الکی، سرسری Hertakiگزارش
9 | 0
گری١٤:٢٣ - ١٣٩٨/٠٥/١٥در گویش اقلیدی سریع و تند Gorriگزارش
5 | 1
هین١٤:٢١ - ١٣٩٨/٠٥/١٥در گویش اقلیدی اسم صوت برای حرکت کردن خر، است. ضد آن هُوش Hinگزارش
5 | 1
هش١٤:٢٠ - ١٣٩٨/٠٥/١٥در گویش اقلیدی اسم صوت برای ایستادن خر، از حرکت کردن است. ضد آن هین Hoshگزارش
9 | 0
کتی١٤:١٧ - ١٣٩٨/٠٥/١٥در گویش اقلیدی دو لا شدن، خم شدن Kotteiگزارش
5 | 0
لقیده١٤:١٦ - ١٣٩٨/٠٥/١٥له شده در گویش اقلیدی Leqidehگزارش
2 | 0
لوش زدن١٦:٠٢ - ١٣٩٨/٠٣/٣١در گویش اقلیدی، حریص بودن فرد. Loush Zadanگزارش
5 | 0
پر١٦:٠٠ - ١٣٩٨/٠٣/٣١اصرار در کار. مانند: پِر نبند= اصرار نکن Perگزارش
5 | 0
تبرزیدن١٩:٥٠ - ١٣٩٧/١٢/٠٥در گویش اقلیدی، واکنش فرد در اثر روبرو شدن ناگهانی با چیزی یا صدایی. Teberzidanگزارش
2 | 0
هپ١٩:٤٨ - ١٣٩٧/١٢/٠٥در گویش اقلیدی، بایست، کافیست. Hopگزارش
2 | 1