برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

محمدرضا تقیه

دکترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه شیراز
علاقه مند به تصحیح متون و ادبیات و فرهنگ عامه

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 در گویش اقلیدی
یکبارگی
Horri
١٣٩٨/٠٥/١٥
|

2 در گویش اقلیدی
حرکت غیر ارادی پلک چشم
Dalidan
١٣٩٨/٠٥/١٥
|

3 در گویش اقلیدی
صندوق هایی که داخل دیوارها کار می گذاشتند.
Dolbak
١٣٩٨/٠٥/١٥
|

4 در گویش اقلیدی
به طاقچه های بالای اتاق ها گفته می شود.
Rafeh
١٣٩٨/٠٥/١٥
|

5 در گویش اقلیدی
بکوشار، بلدرچین
Badbade
١٣٩٨/٠٥/١٥
|

6 در گویش اقلیدی
بلدرچین
Bakoshar
١٣٩٨/٠٥/١٥
|

7 در گویش اقلیدی
گنجشک
Chooqoor
١٣٩٨/٠٥/١٥
|

8 در گویش اقلیدی
بَعد، پس ازاین
Ousa
١٣٩٨/٠٥/١٥
|

9 در گویش اقلیدی
گاو نر
Jongeh
١٣٩٨/٠٥/١٥
|

10 در گویش اقلیدی
هرزه گی و مسخره بازی
Hergolak
١٣٩٨/٠٥/١٥
|

11 در گویش اقلیدی
اسم صوت برای صدا زدن سگ به کار می رود.
Hoybe
١٣٩٨/٠٥/١٥
|

12 درگویش اقلیدی
اسم صوت برای فراخواندن بز به کارمی رود.
Kochcohi
١٣٩٨/٠٥/١٥
|

13 در گویش اقلیدی
اسم صوت برای راندن و به حرکت درآوردن بره به کار می برند.
HisShoo
١٣٩٨/٠٥/١٥
|

14 در گویش اقلیدی
اسم صوت برای راندن و به حرکت درآوردن بز و کره به کار می برند.
Hikh
١٣٩٨/٠٥/١٥
|

15 درگویش اقلیدی
سخنان بیهوده
Parpit
١٣٩٨/٠٥/١٥
|

16 در گویش اقلیدی
کج شدن فرد و جاری شدن آب را گویند.
Shi
١٣٩٨/٠٥/١٥
|

17 در گویش اقلیدی
فراوان
Tertou
١٣٩٨/٠٥/١٥
|

18 در گویش اقلیدی
انداختن، پَرت کردن
Woor Dadan
١٣٩٨/٠٥/١٥
|

19 در گویش اقلیدی
الکی، سرسری
Hertaki
١٣٩٨/٠٥/١٥
|

20 در گویش اقلیدی
سریع و تند
Gorri
١٣٩٨/٠٥/١٥
|

21 در گویش اقلیدی
اسم صوت برای حرکت کردن خر، است. ضد آن هُوش
Hin
١٣٩٨/٠٥/١٥
|

22 در گویش اقلیدی
اسم صوت برای ایستادن خر، از حرکت کردن است. ضد آن هین
Hosh
١٣٩٨/٠٥/١٥
|

23 در گویش اقلیدی
دو لا شدن، خم شدن
Kottei
١٣٩٨/٠٥/١٥
|

24 له شده در گویش اقلیدی
Leqideh
١٣٩٨/٠٥/١٥
|

25 در گویش اقلیدی،
حریص بودن فرد.
Loush Zadan
١٣٩٨/٠٣/٣١
|

26 اصرار در کار. مانند: پِر نبند= اصرار نکن
Per
١٣٩٨/٠٣/٣١
|

27 در گویش اقلیدی، واکنش فرد در اثر روبرو شدن ناگهانی با چیزی یا صدایی.
Teberzidan
١٣٩٧/١٢/٠٥
|

28 در گویش اقلیدی، بایست، کافیست.
Hop
١٣٩٧/١٢/٠٥
|