سینا رادمنش

سینا رادمنش دکتر سینا رادمنش دانش آموخته دکتری دامپزشکی
نویسنده، محقق و صنعتگر

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



فدات شم١٥:٤٥ - ١٤٠٠/٠٣/١٤لفظ ابراز علاقه و محبت یعنی به خاطرت بمیرم ( گویش بختیاری داغم سیت ) بنظرم الفاظ دورت بگردم، تمنای دلم، نفسم، جانم بهتر از فدات شم هست من از قربونت ب ... گزارش
14 | 1
رزومه١٥:١٢ - ١٤٠٠/٠٣/٠٢سوابق و دستاوردهای کاری، تحصیلی و تجربی یه همچین چیزایی البته قاعدتا سوء سابقه هم شامل حالش میشهگزارش
2 | 0
نمنه٢٢:٣٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٠هان، چی گفتی؟، یعنی چه؟،گزارش
32 | 1
در مثل جای مناقشه نیست٢٠:٠٩ - ١٣٩٩/١٠/٢٧ممکن است مثل را عیناً، صحیح و کامل نقل نکنم ولی مضمون رو می رساند.گزارش
9 | 0
جاماسب١٩:٠٩ - ١٣٩٩/٠٩/٢٦اسب جام آور، اسب برنده، اسبی که در میدان رقابت جام قهرمانی را از آن خود می کند.گزارش
5 | 0
ورجاوند١٤:٥٨ - ١٣٩٩/٠٩/٢٣عزیز، دوست داشتنیگزارش
14 | 0
من نوعی٠٠:٢١ - ١٣٩٩/٠٩/٢٣امثال من، هم شرایط منگزارش
12 | 1
جام کردن موتور٢٣:٣٣ - ١٣٩٩/٠٩/٠٨گیر کردن و عدم تحرک اجزاء موتورگزارش
7 | 0
ریمیکس٠٣:٣٣ - ١٣٩٩/٠٨/١٦ریدن در آهنگ اصلی به نحوی که تنها، کصخلی که اون را پس انداخته باهاش حال میکند رو ریمیکس یا به عبارتی ریندمیکس گایندگزارش
28 | 2
چرکتاب٠١:١٣ - ١٣٩٩/٠٨/١٦رنگی که چرک بر آن باز تاب ندارد.گزارش
9 | 0
الکترال١٥:٢٦ - ١٣٩٩/٠٨/١٤Election =انتخابات، elctral =مربوط به انتخابات، انتخاباتی این واژه بیشتر به خاطر نوع انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا و شیوه الکترال کالج مع ... گزارش
25 | 0
الیگارشی١٣:١٦ - ١٣٩٩/٠٧/٢٩حکومت کردن به سبک بنگاه یا باشگاه داری زمانی که در اثر چرخش های افسار گسیخته قدرت مانند: انقلاب، جنگ های داخلی و فعل و انفعالات سیاسی در جوامع نادان ... گزارش
28 | 1
باگ٢٣:٣٨ - ١٣٩٩/٠٧/٢٣Bug اشکال، اختلال یا ایراد فنی، حشره موذیگزارش
57 | 1
بلین١٠:٥٤ - ١٣٩٩/٠٧/٢٠در اصطلاح مهندسی عمران به نرمی سیمان که در اثر آسیاب کلینکر بدست می آید، گویند؛ هرچه میزان بلین سیمان بیشتر باشد چسبندگی و کیفیت سیمان بالاتر می رود.گزارش
16 | 0
ترنج١٧:٢٥ - ١٣٩٩/٠٧/١٩ترنج نام ایرانی و پارسی پرتقال هست. پرتقال ریشه ترکی دارد که معربش برتقال است حال آنکه درخت این میوه از زمان باستان در ایران کاشته می شده و نیز واژه ... گزارش
41 | 0
مادر قهوه١٠:٠٦ - ١٣٩٩/٠٧/١٤مادر به خطا، مادرجنده محترمانهگزارش
32 | 1
مضاف بر١٠:٢٥ - ١٣٩٩/٠٧/١٣بعلاوه، اضافه بر، همچنینگزارش
16 | 0
سینا١٧:١١ - ١٣٩٩/٠٧/١٢سینا بر گرفته از واژه سامی سئن به معنی هماست. هما درواقع نوعی کرکس هست ؛ در گذشته به سبب بلند پروازی، وقار و زیبایی این پرنده پهن پیکر نادر، رویتش در ... گزارش
60 | 1
دورت بگردم١٥:٠٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦تو را باور دارم و شایسته ستایش و احترام می دانم لذا با گردش به دورت آنرا با ذوق و شوق و هیجان ابراز می کنم.گزارش
67 | 1
بیضا١٤:٠٣ - ١٣٩٩/٠٦/٢٩تخمیگزارش
23 | 2
مصدع١٥:٥٥ - ١٣٩٩/٠٦/٢٣مزاحم، سربار، معترضگزارش
23 | 1
عنبر٠٢:٣٨ - ١٣٩٩/٠٥/٢٠ماده ایست تیره رنگ و مومی که از دستگاه گوارش نهنگ عنبر دفع می شود و رایحه ای مطلوب دارد. همچنین معمول است امربر گماشته شده برای انجام امور شخصی افسر ... گزارش
30 | 1
رل زدن٠٢:١٠ - ١٣٩٩/٠٥/٢٠رُل زدن به گردش هواپیما حول محور طولیش رُل یا بنک زدن گویند. رِل زدن احتمالا از ابتدای relative یاrelationship به عاریه گرفته شده که به معنی وابستگی ... گزارش
64 | 1
کراش٠١:٤٨ - ١٣٩٩/٠٥/٢٠به کسی نظر داشتن Crush و crash در انگلیسی به معنی خرد یا له شدن است احتمالا کراش مصطلح در ایران ریشه ترکی یا روسی داشته باشدگزارش
41 | 1
ساک زدن١٦:٣٤ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣مکیدن است، واژه دخیل sucktion که از طریق رواج فیلم های پورن ( جنسی ) وارد محاورات عمومی شده و عموما خدمتی است که زن نسبت به مکیدن آلت تناسلی مرد انجا ... گزارش
156 | 4
دارکوبی١٦:٢٧ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣حرکات سریع رفت و برگشتی را گویند که مشابه ضربات پشت سرهم دارکوب بر تنه درخت باشد. در نوعی از حرکات جنسی خدمت دهانی ویژه ای است که زن نسبت به آلت تنا ... گزارش
32 | 1
امربر١٣:١٨ - ١٣٩٩/٠٤/١٦فرد گماشته شده برای انجام امور شخصی که در میان افسران نظامی معمول است و عموما از میان سربازان خوش چهره و متناسب انتخاب می شوند به همین سبب گاه عنبر ه ... گزارش
18 | 1
دی بلال١٧:٣٩ - ١٣٩٨/٠٦/١٠دی= مادر، بلال=عزیزگزارش
133 | 2
صنمی ندارم١٨:٢٥ - ١٣٩٨/٠٥/١٨ارتباطی ندارمگزارش
30 | 1
پاف٢٣:٣٧ - ١٣٩٧/٠٩/٢٧اسم صوت خروج مقدار مشخصی سیال از افشانه هاست که به عنوان واحد شمارش دفعات اسپری کردن کاربرد دارد.گزارش
32 | 2
nondestructive١٣:١٠ - ١٣٩٧/٠٩/١١بی تاثیر ، بدون ویرانی، ناویرانگریگزارش
37 | 1
مضاف بر اینکه٢١:٣٤ - ١٣٩٧/٠٩/٠٤همچنین، بعلاوهگزارش
30 | 1
coeca٢٠:٢٥ - ١٣٩٧/٠٧/٢٩شپشکگزارش
18 | 1
ماده موثره١٧:٣٣ - ١٣٩٧/٠٧/٢٣عامل اصلیگزارش
21 | 1
کلاهبردار١٣:٣٠ - ١٣٩٧/٠٧/٢٢دزد، اجحاف، فریب دادن، دجالگری، کوصکشیگزارش
23 | 1
فرمایند١٠:٠٣ - ١٣٩٧/٠٧/٢٢نمایند، انجام دادن، میل نمودن، وارد شدنگزارش
21 | 1
کلید زدن٢١:٠٠ - ١٣٩٧/٠٧/١٤شروع نمودن، آغاز کردن، استارت زدنگزارش
23 | 1
فراگرفته١٨:٠٣ - ١٣٩٧/٠٦/٣٠آموختهگزارش
37 | 1
bee space٢٠:٠٤ - ١٣٩٧/٠٦/٢٤حداقل فاصله برای زیست زنبور عسلگزارش
18 | 1
از سر گذراند١٣:٠٧ - ١٣٩٧/٠٦/٢٠از خود رد کرد و رها شد.گزارش
30 | 1
labial palp٢١:١٢ - ١٣٩٧/٠٦/١٣لب زیرینگزارش
18 | 1