پیشنهادهای شیرین زمانی مقدم (٢٣٤)
حالاتی مانند درک مفاهیم کلی و حکم و استدلال که در آن ذهن متصرف و فعال است.
حالاتی مانند درک مفاهیم کلی و حکم و استدلال که در آن ذهن متصرف و فعال است.
حالاتی مانند احساس و ادراک و تداعی که در آن ذهن بیشتر پذیرنده و منفعل است.
حالاتی مانند احساس و ادراک و تداعی که در آن ذهن بیشتر پذیرنده و منفعل است.
به مجموعه ای از هرگونه علم و آگاهی گفته می شود از جمله احساس، حافظه و استدلال.
تصدیقات بدیهی و ضروری که در علوم ریاضی به کار می رود.
آن تصور محتاج نظر و تأمل است. مانند تصور درخت و فرشته.
آن تصور محتاج نظر و تأمل است. مانند تصور درخت و فرشته.
آن تصور محتاج تأمل نیست. مانند گرمی و سردی.
آن تصور محتاج تأمل نیست. مانند گرمی و سردی.
در منطق صوری محکوم به با محمولی که خارج از شیء است مانند اینکه نور و حرارت شرط وجود یافتن درخت است و نه جزء آن.
در منطق صوری محکوم به با محمولی که درون شیء است مانند اینکه ریشه و ساقه جزء درخت است.
تصور نسبت محمول به موضوع. مانند زمین کروی *است*.
در منطق صوری تصور محکوم علیه یا موضوع یا سوژه یعنی آن چیزی که بر او حکم می شود یا بدان اسناد می شود.
در منطق صوری تصور محکوم علیه یا موضوع یا سوژه یعنی آن چیزی که بر او حکم می شود یا بدان اسناد می شود.
در منطق صوری تصور محکوم علیه یا موضوع یا سوژه یعنی آن چیزی که بر او حکم می شود یا بدان اسناد می شود.
در منطق صوری تصور محکوم علیه یا موضوع یا سوژه یعنی آن چیزی که بر او حکم می شود یا بدان اسناد می شود.
در منطق صوری تصور محکوم علیه یا موضوع یا سوژه یعنی آن چیزی که بر او حکم می شود یا بدان اسناد می شود.
تصور محکوم به یا محمول یعنی آن چیزی که به موضوع اسناد داده می شود.
در منطق صوری تصور محکوم علیه یا موضوع یا سوژه یعنی آن چیزی که بر او حکم می شود یا بدان اسناد می شود.
در منطق صوری تصور محکوم علیه یا موضوع یا سوژه یعنی آن چیزی که بر او حکم می شود یا بدان اسناد می شود.
در منطق صوری تصور محکوم علیه یا موضوع یا سوژه یعنی آن چیزی که بر او حکم می شود یا بدان اسناد می شود.
در منطق صوری تصور محکوم علیه یا موضوع یا سوژه یعنی آن چیزی که بر او حکم می شود یا بدان اسناد می شود.
در منطق صوری لفظی که معبر تصور است گویند.
در منطق صوری لفظی که معبر تصدیق است گویند.
نوعی تصور که متعدد و چندتایی است. تصور متعدد به سه نوع تقسیم می شود: ۱. تصور متعدد بدون نسبت تقییدی و یا وصفی مانند خورشید و ماه، زن و مرد ۲. تصور م ...
نوعی تصور که واحد است و در مقابل و کنار چیزی نیست. مانند تصور زن.
علم حضوری علمی ست که واسطه ای بین عالم و معلوم نیست و دسترسی مستقیم به ابژه داریم. مانند علم ذهن به خشم خود.
علم حصولی علمی ست که ما بر صور یک ابژه علم مستقیم داریم اما بر خود ابژه خیر. گویی آن را تنها در آینه ذهن خود می بینیم.
به سه معنا به کار می رود، یکی knowledge یا دانش و دیگری awareness یا آگاهی و گاهاً هم cognition یا شناخت.
قسم اول منطق صوری است.
یا همان روش شناسی قسم دوم منطق صوری است.
یا همان روش شناسی قسم دوم منطق صوری است.
یا همان روش شناسی قسم دوم منطق صوری است.
مرکب تامی که از واقعیتی حکایت می کنه، یعنی امری واقع شده یا واقع خواهد شد یا در حال واقع شدنه.
عبارت است از جمله ای که از چیزی خبر نمی دهد بلکه خود به خود آورنده یک معنی است. مثل برو! بیا!
کلامی نیمه تمام که با مخاطب از آن معنی و مقصودی درک نمی کند.
آن است که یک جمله تمام باشد؛ یعنی بیان کننده یک مقصود کامل باشد.
اگر لفظ دارای دو جزء باشد و هر جزء آن بر جزء معنی دلالت کند آن را مرکب خوانند.
اگر لفظ دارای یک جزء باشه بهش مفرد می گن.
در منطق هر لفظی که برای یک معنی وضع بشه و مفید معنی بشه قول هست.
در منطق لفظی که فاقد معنی است مهمله.
اگر به احکام و عوارض به طور ناقص یکی شی دست یابیم و ذات و ماهیت اجزای آن را در نیابیم.
پی بردن به احکام و عوارض یک شی بدون پی بردن به ماهیت آن به طوری آن احکام و عوارض به طوری مشخص شده باشد که آن شی را از دیگری متمایز کند.
پی بردن به ذات یک شی اما به طور ناقص و تنها فهمیدن ماهیت بعضی از اجزای آن شی. متضاد حد تام.
پی بردن به ذات یک شی به طور کامل با توجه به اجناس و فصول آن.
هر کلی را که نسبت به افراد آن کلی در نظر بگیریم و رابطه ش را با افرادخودش بسنجیم به پنج قسم تقسیم می شود: ۱. نوع ۲. جنس ۳. فصل ۴. عرض عام ۵. عرض خ ...
در این حالت، هر دو کلی بر برخی مصادیق مشترک صدق می کنند، اما هر کدام بر برخی مصادیق دیگر که دیگری بر آن ها صدق نمی کند نیز صدق می کنند. یعنی هم اشترا ...
در این نسبت، یک کلی ( عام ) بر کلی دیگر ( خاص ) صدق می کند، اما کلی خاص بر کلی عام صدق نمی کند. یعنی کلی عام شامل تمام مصادیق کلی خاص است، اما کلی خا ...
وقتی دو کلی بر یک مصداق ( افراد یا اشیاء خاص ) و دقیقاً بر همان مصداق، صدق کنند، نسبت تساوی بین آن ها برقرار است. یعنی هر جا یکی از آن ها باشد، دیگری ...