محمودمسلمی

محمودمسلمی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



autostop٠٠:٠٨ - ١٤٠٠/٠٤/٣١بطور خودکار متوقف شدنگزارش
0 | 0
گاوبازی٢١:٣٥ - ١٤٠٠/٠٤/٢٩شاید در ایران قدیم یک نوع استخوان کاو یا گوسفند که به شکل مهره مانند بود و با آن قمار میکردند.گزارش
0 | 0
اشبیل١٤:١٧ - ١٤٠٠/٠٤/٢٩شاید همان خاویار باشدگزارش
0 | 0
ملودی١٠:٠٧ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨لحن، فرم یک آهنگ، ، بصورت عامیانه، ملودی از آهنگ رساتر است برای رساندن معنی یک آهنگ. وقتی یک نغمه را میخواهی بگویی که ( فلان نغمه خوب بود ) بجای نغمه ... گزارش
0 | 1
تعلل١٢:١٤ - ١٤٠٠/٠٤/٢١آن معنی درست است که در فرهنگ جا افتاده، و معمول باشد. که آنهم همان ( به تاخیر انداختن، از روی غرض، بیخودی ) والا همه میدانیم که معنی لغوی، و ریشه ای ... گزارش
0 | 1
siemens١١:٥٩ - ١٤٠٠/٠٤/١٧کمپانی زیمنس در آلمانگزارش
0 | 0
flat١٠:٤٦ - ١٤٠٠/٠٤/٠٦کابل تخت، کابلی که درون چند رشته کنار هم و مسطح، و این کابل دو قسمت را بهم وصل کرده. داخل موبایل های دو تکه، که تکه ای را به تکه دیگر وصل کردهگزارش
0 | 0
وزر و وبال٢٣:٤٣ - ١٤٠٠/٠٣/٢٠وقتی کسی پشت سر دیگری غیبت میکند، در آن مقام گفته میشود.گزارش
0 | 0
برزخ١٥:٢٣ - ١٤٠٠/٠٣/١٧دوراهی جهنم و بهشتگزارش
5 | 0
بلغم٢٣:٣٢ - ١٤٠٠/٠٣/١٦خلط سینه، خلطی که غیر طبیعی و نشان از یک بیماری باشد، کهنه باید به پزشک مراجعه کرد.گزارش
0 | 0
تاپ تاپ عباسی٠٩:٢٣ - ١٤٠٠/٠٣/٠٨نوعی بازی کودکانه ( میگفتند ( ، تاپ تاپ عباسی، خدا منو نندازی و. . .گزارش
0 | 0
اکاردئون١٠:٢٩ - ١٤٠٠/٠٣/٠٧قارمان، یا گارمان ، که بیشتر در موسیقی آذری کاربرد داردگزارش
0 | 0
کورد١٠:٢٥ - ١٤٠٠/٠٣/٠٧فارغ از هر و. . . . ، کرد جماعت کاری به کسی ندارد، و آزاری و اذیتی، ، اما، ، ، اگر پا روی دُمش بگذاری، ، ، ، ، حتما دمت ( دم، به معنی جان ) رفته. و م ... گزارش
41 | 0
plus١٠:٤٣ - ١٤٠٠/٠٣/٠٦پشتیبانی مقدار، قدری که هست ، علاوه بر قدر پیش فرض.گزارش
2 | 0
اق٢٣:٣٠ - ١٤٠٠/٠٢/٣٠میگویند که، ، فلانی آق والدین است. شاید به همان معنی مطلق شودگزارش
0 | 1
vol٢٣:٢٨ - ١٤٠٠/٠٢/١٣وسیله ای برای بالا، پایین بردن صدای هر وسیله صوتیگزارش
2 | 0
قهر٠٨:٥٠ - ١٤٠٠/٠٢/٠٧به معنی عام، و معمول قدیمی، ترک دوستی. ( مقابل آشتی ) بیشتر در دوران کودکی، خردسالی بیشتر رایج استگزارش
2 | 1
قوه قهریه٠٨:٤٢ - ١٤٠٠/٠٢/٠٧کاری که از روی ناچاری و ناگزیر انجام یا عدم انجام گیرد. منظور از عدم انجام، یعنی انجام گرفتن آن مد نظر ، یا تعهد بوده.گزارش
5 | 1
اوراد١١:٠٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٧وردها . دعاها. ( جمع ورد )گزارش
2 | 0
بیزینس٢٠:١٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٥داد و ستدگزارش
2 | 0
دمانس٠٠:٤٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٠مرگ حافظهگزارش
2 | 0
عزگل١١:٢٦ - ١٣٩٩/١٢/٢٦در موقع درگیری لفظی، به عنوان فهش یا دشنام معمول است.گزارش
2 | 1
عزگل١١:٢٤ - ١٣٩٩/١٢/٢٦نوعی فهش، یا یا ناسزا. ولی ریشه یا اصل کلمه را نمیدانم.گزارش
0 | 1
اسگل١١:٢١ - ١٣٩٩/١٢/٢٦امروزه در مقام، یعنی وقتی کسی را نوعی مسخره، یا دست انداختن میگویند. و بیشتر در قشر جوان بیشتر مورد استفاده قرار می گیردگزارش
21 | 1
وایرال شدن٠١:٠٧ - ١٣٩٩/١٢/١٥همیشه مد بودن، ، یعنی همیشه مد روز استگزارش
2 | 1
باکوکونول١٠:١٣ - ١٣٩٩/١٢/٠٦نام نام خواننده جمهوری آذربایجان در باکو فعالیت داردگزارش
2 | 0
aux٠١:١٨ - ١٣٩٩/١٢/٠٦روی یک اسپیکر به نظرم جای ورود کارد حافظه بود که aux نوشته شده بود، و معنی ورودی را مناسب استگزارش
2 | 0
pop up١٥:١٤ - ١٣٩٩/١٢/٠٣باجه بازگزارش
2 | 1
بزمکی٠٠:٢٥ - ١٣٩٩/١٢/٠٢به نظر من، بزمک، یعنی بزم کوچک. بزم که معنی آن را همه می دانند، و حرف ( ک ) علامت تصغیر باشدگزارش
0 | 0
پوپولیستی٢١:١٧ - ١٣٩٩/١٠/٢٠عامه پسندگزارش
7 | 1
جارکش١٠:١٥ - ١٣٩٩/١٠/١٥جارو کش، کسیکه با جارو گرد و خاک را تمیز می کندگزارش
0 | 0
اپدیت٠٠:٠١ - ١٣٩٩/١٠/٠٩تازه سازیگزارش
0 | 0
DO 178C١١:١٥ - ١٣٩٩/١٠/٠٨فعل، کردن، انجام، توانستنگزارش
0 | 0
ضرب المثل٢١:٢٢ - ١٣٩٩/٠٨/٠١حکایت قدیمیگزارش
2 | 0
pologne٠٩:٢٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٩پیشنهاد من این است که شاید من واژه را نتوانم درست بنویسم، این برنامه در درست نوشتن واژه، کاربر را یاری کنندگزارش
0 | 0
afical٠٩:٠٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٩من معتقدم که این قدر وقت گیری نباید باشد و هر قدر ساده باشد، بهتر.گزارش
0 | 0
afical٠٩:٠٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٩راستیگزارش
0 | 0