برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

محمودمسلمی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 بطور خودکار متوقف شدن ١٤٠٠/٠٤/٣١
|

2 شاید در ایران قدیم یک نوع استخوان کاو یا گوسفند که به شکل مهره مانند بود و با آن قمار میکردند. ١٤٠٠/٠٤/٢٩
|

3 شاید همان خاویار باشد ١٤٠٠/٠٤/٢٩
|

4 شاید همان خاویار باشد ١٤٠٠/٠٤/٢٩
|

5 لحن،فرم یک آهنگ،،بصورت عامیانه،ملودی از آهنگ رساتر است برای رساندن معنی یک آهنگ.وقتی یک نغمه را میخواهی بگویی که( فلان نغمه خوب بود) بجای نغمه و آهنگ ... ١٤٠٠/٠٤/٢٨
|

6 آن معنی درست است که در فرهنگ جا افتاده،و معمول باشد.که آنهم همان( به تاخیر انداختن،از روی غرض،بیخودی) والا همه میدانیم که معنی لغوي،و ریشه ای کلمه.بن ... ١٤٠٠/٠٤/٢١
|

7 کمپانی زیمنس در آلمان ١٤٠٠/٠٤/١٧
|

8 کابل تخت،کابلی که درون چند رشته کنار هم و مسطح،و این کابل دو قسمت را بهم وصل کرده.داخل موبايل های دو تکه،که تکه ای را به تکه دیگر وصل کرده ١٤٠٠/٠٤/٠٦
|

9 وقتی کسی پشت سر دیگری غیبت میکند،در آن مقام گفته میشود. ١٤٠٠/٠٣/٢٠
|

10 دوراهی جهنم و بهشت ١٤٠٠/٠٣/١٧
|

11 خلط سینه،خلطی که غیر طبیعی و نشان از یک بیماری باشد،کهنه باید به پزشک مراجعه کرد. ١٤٠٠/٠٣/١٦
|

12 نوعی بازی کودکانه( ميگفتند(،تاپ تاپ عباسی،خدا منو نندازي و... ١٤٠٠/٠٣/٠٨
|

13 قارمان،یا گارمان ،که بیشتر در موسیقی آذری کاربرد دارد ١٤٠٠/٠٣/٠٧
|

14 فارغ از هر و....،کرد جماعت کاری به کسی ندارد،و آزاری و اذیتی،،اما،،،اگر پا روی دُمش بگذاری،،،،،حتما دمت( دم،به معنی جان) رفته.و من خودم آذری هستم.با ... ١٤٠٠/٠٣/٠٧
|

15 پشتیبانی مقدار،قدری که هست ،علاوه بر قدر پیش فرض. ١٤٠٠/٠٣/٠٦
|

16 میگویند که،،فلانی آق والدین است.شاید به همان معنی مطلق شود ١٤٠٠/٠٢/٣٠
|

17 وسیله ای برای بالا،پایین بردن صدای هر وسیله صوتی ١٤٠٠/٠٢/١٣
|

18 به معنی عام،و معمول قدیمی،ترک دوستی.( مقابل آشتی) بیشتر در دوران کودکی،خردسالی بیشتر رایج است ١٤٠٠/٠٢/٠٧
|

19 کاری که از روی ناچاري و ناگزیر انجام یا عدم انجام گیرد.منظور از عدم انجام،یعنی انجام گرفتن آن مد نظر ،یا تعهد بوده. ١٤٠٠/٠٢/٠٧
|

20 وردها .دعاها.( جمع ورد) ١٤٠٠/٠١/٢٧
|

21 دادوستد ١٤٠٠/٠١/٢٥
|

22 داد و ستد ١٤٠٠/٠١/٢٥
|

23 مرگ حافظه ١٤٠٠/٠١/٢٠
|

24 در موقع درگیری لفظی،به عنوان فهش یا دشنام معمول است. ١٣٩٩/١٢/٢٦
|

25 نوعی فهش،یا یا ناسزا.ولی ریشه یا اصل کلمه را نمیدانم. ١٣٩٩/١٢/٢٦
|

26 امروزه در مقام،یعنی وقتی کسی را نوعی مسخره،یا دست انداختن میگویند.و بیشتر در قشر جوان بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد ١٣٩٩/١٢/٢٦
|

27 همیشه مد بودن،،یعنی همیشه مد روز است ١٣٩٩/١٢/١٥
|

28 نام نام خواننده جمهوری آذربایجان در باکو فعالیت دارد ١٣٩٩/١٢/٠٦
|

29 روی یک اسپیکر به نظرم جای ورود کارد حافظه بود که aux نوشته شده بود،و معنی ورودی را مناسب است ١٣٩٩/١٢/٠٦
|

30 باجه باز ١٣٩٩/١٢/٠٣
|

31 به نظر من،بزمک،یعنی بزم کوچک.بزم که معنی آن را همه می دانند،و حرف( ک) علامت تصغیر باشد ١٣٩٩/١٢/٠٢
|

32 عامه پسند ١٣٩٩/١٠/٢٠
|

33 جارو کش،کسیکه با جارو گرد و خاک را تمیز می کند ١٣٩٩/١٠/١٥
|

34 تازه سازی ١٣٩٩/١٠/٠٩
|

35 فعل،کردن،انجام،توانستن ١٣٩٩/١٠/٠٨
|

36 حکایت قدیمی ١٣٩٩/٠٨/٠١
|

37 پیشنهاد من این است که شاید من واژه را نتوانم درست بنویسم،این برنامه در درست نوشتن واژه،کاربر را یاری کنند ١٣٩٩/٠٧/٠٩
|

38 من معتقدم که این قدر وقت گیری نباید باشد و هر قدر ساده باشد،بهتر. ١٣٩٩/٠٧/٠٩
|

39 راستی ١٣٩٩/٠٧/٠٩
|