برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

سید جلال صالحی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 پیوندگاە، رابط، مقرن، کمیسورا،
١: نواری از الیاف عصبی کە دو قسمت مغز یان نخاع را بەهم می پیوندد.
٢: محل التصاق و تلاقی دو عضو مشابە مثلا لب ها ...
١٣٩٩/٠٩/٠٧
|

2 رابط قوسی، پیوندگاە قوسی، رابط منحنی، پیوندگاە بصری پسین، رابط بصری پسین
Gudden's commissure = arcuate commissure
١٣٩٩/٠٩/٠٧
|

3 رابط قوسی، پیوندگاە قوسی، رابط منحنی، پیوندگاە بصری پسین، رابط بصری پسین
arcuate commissure = Gudden's commissure
١٣٩٩/٠٩/٠٧
|

4 پیوندگاە، کمیسور، صوار، رابط، مقرن، موصل، محل تلاقی، محل اتصال، سطح اتصال، سجاف، شیار، درز،
١٣٩٩/٠٩/٠٧
|

5 پیوندگاە، رابط، مقرن، ١٣٩٩/٠٩/٠٧
|

6 درز پسین، درز خلفی، کمیسور پسین، پیوندگاە پسین، رابط پسین، تلاقی خلفی ١٣٩٩/٠٩/٠٧
|

7 درز پیشین، کمیسور قدامی، رابط پیشین، پیوندگاە پیشین، درز قدامی، ١٣٩٩/٠٩/٠٧
|

8 ١: خار، نوک، ستیغ
٢: ستون فقرات، ستون مهرەها، تیرەی پشت، تیرە پشت، عمود فقری
١٣٩٩/٠٨/٣٠
|

9 صافنی، صافنوس، مربوط بە صافن، مربوط به دو رگ بزرگ سطحی پا است
١٣٩٩/٠٨/٢٣
|

10 سیاهرگ گلوئی پیشین، ورید گلوئی پیشین ، ورید گلویی قدامی ، سیاهرگ گلویی قدامی، سیاهرگ وداج پیشین، رگ گردن قدامی، ١٣٩٩/٠٨/٢٢
|

11 سیاهرگ بالارو كمری، ورید بالارو كمری ، رگ صعودی کمری ١٣٩٩/٠٨/٢٢
|

12 سیاهرگ فرد، ورید مفرد، ورید فرد، رگ آزیگوس،
یک رگ بزرگ در سمت راست در پشت قفسه سینه ، تخلیه در ورید حفره فوقانی است.
١٣٩٩/٠٨/٢٢
|

13 نیام سدادی، نیام مسدود، لفاف سدادی، نیام آ‌بتوراتور، فاسیا سدادی، ١٣٩٩/٠٨/٢٢
|

14 عصب سدادی فرعی، عصب آ‌بتوراتور فرعی ١٣٩٩/٠٨/٢٢
|

15 عصب فرعی ١٣٩٩/٠٨/٢٢
|

16 عصب لالە گوشی ــ گیجگاهی، عصب اوریکولوتمپورال ١٣٩٩/٠٨/٢٢
|

17 گوشی ــ گیجگاهی، اذنی صدغی ١٣٩٩/٠٨/٢٢
|

18 سلول آ‌ماكرین، کوتە آسە، سلول آماکراین
١: بدون زواید دراز
٢: یک ساختمان شاخەشاخەای شبکیە کە یک سلول عصبی تعدیل شدە تلقی میشود.
١٣٩٩/٠٨/١٥
|

19 آماکرین، آماکراین، كوتە آ‌سە
١: بدون زواید دراز
٢: یک ساختمان شاخەشاخەای شبکیە کە یک سلول عصبی تعدیل شدە تلقی میشود.
١٣٩٩/٠٨/١٥
|

20 آلل، ژنهای ناهمسان مجاور، الل، حلیل، دگرە، توالی ویژه یک ژن، ژن همردیف
یکی از دو یان چند ژن با شکل متناوب در کروموزومهای یک جور قرار گرفتەاند و صف ...
١٣٩٩/٠٨/١٥
|

21 هورمون محرك قشر غدە فوق كلیوی، هورمون ادرینوكورتیكوتروپیك، محرک قشر غدە فوق کلیە ، آدرنوکورتیکوتروفین، آ‌درنوكورتیكوتروپین، آ‌درنوكورتیكوتروفیك، آ‌در ... ١٣٩٩/٠٨/١٥
|

22 درمانگر شغلی، کار درمانگر ١٣٩٩/٠٨/١٤
|

23 پوکی استخوان، استخوان پوکی، پوک استخوانی، استئوپوروز
١٣٩٩/٠٨/١٤
|

24 واكنش تركیب، واکنش سنتز
١٣٩٩/٠٨/١٤
|

25 واكنش جابجایی منفرد، واکنش تک جابجایی ١٣٩٩/٠٨/١٤
|

26 واکنش دو جابجایی، واكنش جابجایی مضاعف، واکنش جانشینی دوگانه
١٣٩٩/٠٨/١٤
|

27 واكنش شیمیایی، تفاعل شیمیایی، تفاعل كیمیائی، تفاعل كیمیاوی
١٣٩٩/٠٨/١٣
|

28 قانون بقای جرم، قانون حفاظت از جرم ١٣٩٩/٠٨/١٣
|

29 واكنش گرماگیر، واکنش گرمازا ١٣٩٩/٠٨/١٣
|

30 Law of conservation of energy
قانون بقای انرژی
١٣٩٩/٠٨/١٣
|

31 شوک سرما
شوکی کە بر اثر سرما پیش می آید
١٣٩٩/٠٨/١١
|

32 آ‌نافیلاكسی اكتسابی، آنافیلاکسی بە دست آمده، آنافیلاکسی بە دست آورد
نوعی آنافیلاکسی کە در آن حساسیت پس از مصرف پروتئین خارجی ایجاد شدە باشد.
١٣٩٩/٠٨/١١
|

33 آ‌نافیلاكسی فعال، آ‌نافیلاكسی اكتیو
نوعی آنافیلاکسی کە پس از تزریق پروتئین خارجی تولید میشود.
١٣٩٩/٠٨/١١
|

34 آنافیلاکسی هترولوگ، آنافیلاکسی ناهمگون
آنافیلاکسی پاسیوی کە بە وسیلە انتقال سرم از یک حیوان بە حیوانی از نوع دیگر ایجاد میشود.
١٣٩٩/٠٨/١١
|

35 آ‌نافیلاكسی همگون، آنافیلاکسی همولوگ، آنافیلاکسی هومولوگ
آنافیلاکسی کسی پاسیوی کە بوسیلە انتقال سرم از حیوانی بە حیوان دیگر از همان نوع ایجاد می ش ...
١٣٩٩/٠٨/١١
|

36 آ‌نافیلاكسی غیر مستقیم
آ‌نافیلاكسی کە از پروتئین خود حیوان کە بە طریقی تغییر یافتە باشد، تولید می شود.
١٣٩٩/٠٨/١١
|

37 آنافیلاکسی غیرفعال، آنافیلاکسی منفعل، آ‌نافیلاكسی پاسیو، آنافیلاکسی ضد سرم Passive anaphylaxis = anti serum anaphylaxis
آنافیلاکسی کەد ر یک فرد ...
١٣٩٩/٠٨/١١
|

38 آنافیلاکسی معکوس
نوعی آنافیلاکسی کە در پی تزریق آنتی ژنی کە پشت سرش آنتی سرم تزریق شدە باشد، تولید میشود
١٣٩٩/٠٨/١١
|

39 حیوانات گزش، نیش حیوانات، گزیدن حیوانات ١٣٩٩/٠٨/١٠
|

40 تب خونریزی، تب خون ریزی، تب هموراژی
Hemorrhage fever, Haemorrhage fever
١٣٩٩/٠٨/٠٩
|

41 تب استخوان شکن، دانگ
یک بیماری ویروسی ناتوان در مناطق استوایی، منتقل شده توسط پشه ها، و ایجاد تب ناگهانی و درد حاد در مفاصل.
١٣٩٩/٠٨/٠٩
|

42 سلول كشندە طبیعی، سلول قاتل طبیعی
١٣٩٩/٠٨/٠٩
|

43 پروتگانproteome, protein-genome
[زیست‌شناسی-پروتگان‌شناسی، شیمی] مجموعۀ کامل پروتئین‌های موجود در یک یاخته یا اندامک یا زیریاخته یا زیراندامک و جز ...
١٣٩٩/٠٨/٠٩
|

44 پروتگان proteome, protein-genome
[زیست‌شناسی-پروتگان‌شناسی، شیمی] مجموعۀ کامل پروتئین‌های موجود در یک یاخته یا اندامک یا زیریاخته یا زیراندامک و ...
١٣٩٩/٠٨/٠٩
|

45 ایمنی‌گان‌شناسی
مجموعۀ فنون مربوط به تفکیک و خالص‌سازی و شناسایی و تشخیص همۀ پپتیدها و پروتئین‌های سامانۀ ایمنی و ژن‌های آن
١٣٩٩/٠٨/٠٩
|

46 ایمنی‌گان
[زیست‌شناسی-پروتگان‌شناسی] مجموعۀ پپتیدها و پروتئین‌های یک یاخته یا بافت یا اندام یا موجود زنده که در سامانۀ ایمنی نقش دارند
١٣٩٩/٠٨/٠٨
|

47 کوکوس، گوییزە،
نوعی باکترەی کروی شکل
١٣٩٩/٠٨/٠٨
|

48 شبانگاە، شب هنگام ١٣٩٩/٠٨/٠٧
|

49 دوش بە دوش، دوشادوش ١٣٩٩/٠٨/٠٧
|

50 سکتەی کامل، سکتە کامل، سکتە برقی
١٣٩٩/٠٨/٠٣
|