سید هادی حسینی

سید هادی حسینی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



squint٢٣:٢٩ - ١٤٠٠/٠٧/٠٧چَپولیگزارش
0 | 0
اسطرلاب٢٢:٥٤ - ١٣٩٩/٠٣/١٣در بابِ "فازلاب=فاضلاب ( اب بافضیلت ) . . . . . . . . . فزله=فضله ( مدفوع بافضیلت ) . . . . . . . . . . " که خانمِ عذرا نوشته اند باید دانست تمامی آن ... گزارش
39 | 1
ایه ۵۵ سوره قصص٠٧:٢٨ - ١٣٩٩/٠٢/٢٧تفسیر نور ( محسن قرائتی ) وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَ قالُوا لَنا أَعْمالُنا وَ لَکُمْ أَعْمالُکُمْ سَلامٌ عَلَیْکُمْ لا نَبْتَ ... گزارش
14 | 0
برز١٢:٥٤ - ١٣٩٨/١١/٢٤درباره ریشه واژه بَرز /barz/ دو گمان می توان مطرح ساخت: الف - ریشه فارسی ب - ریشه عربی. معانی واژۀ بَــرز ( در فارسی ) : - هر مرد و هر چیز بلند ... گزارش
32 | 1
cabalism٢٠:٥٣ - ١٣٩٨/١١/٢٣کابالیسم؛ آموزه های فرقه پنهانکارِ قَبالا؛ مجموعه ای پنهانی و ظاهرا عرفانی از اعتقادات سِرّیِ یهودیانِ غیرِ موسوی؛ مکتبِ پیروانِ یهودای بنی اسرائیل ( ... گزارش
21 | 0
anahita١٦:٣٩ - ١٣٩٨/١١/٢٣فرشته آب؛ در دینِ یگانه پرستیِ زرتشتی، فرشته ای است که وکیل است بر خزائن آب. اطلاقِ عنوانِ الهه به این فرشته ی مقرب درگاه احدیت از آن رو خطاست ک ... گزارش
25 | 1
imam hossein٠٢:٤٤ - ١٣٩٨/١١/١٥امام حسین ( ع ) ، ملقب به * سید الشهدا، * مصباح الهدی ( Mesbah - ol - Hoda ) - نور هدایت، * سفینه النجاه ( Safinat - on - Najat ) - کِشتیِ نجات؛ * قَ ... گزارش
14 | 0
germane٢٢:٠٤ - ١٣٩٨/١٠/٢٢خورَندگزارش
14 | 0
germaneness٢٢:٠٤ - ١٣٩٨/١٠/٢٢لیاقت - شایستگیگزارش
2 | 0
door١٩:٣٢ - ١٣٩٨/٠٤/٣٠قاپی - قاپوگزارش
21 | 1
galilee٠٢:١٣ - ١٣٩٨/٠٢/٢٤( در شمال فلسطین ) ایالت الجلیل، ( در فلسطین ) شهرستان الجلیل، ( با حرف کوچک ) نماز خانه کوچک نزدیک کلیسا، ( در برخی کلیساهای قرون وسطی ) ایوان مدخل ... گزارش
9 | 1
موقع٠١:٥٢ - ١٣٩٨/٠٢/١٥مُوَقِّع: کاتبِ اسناد حقوقی - drafter of legal documentsگزارش
16 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



rend١٤:٢٢ - ١٤٠٠/٠٤/٣٠
• He rent his clothing in a fit of fury.
از خشم جامه بر تن درید.
2 | 0
deity١٦:٢٥ - ١٣٩٨/١١/٢٣
• Dagda, an ancient Irish deity, literally translates as 'the good god'.
معنای تحت اللفظیِ نامِ یکی از خدایانِ باستانی ایرلندی ها "خداوندِ خیر" است.
7 | 0
deity١٦:٢٢ - ١٣٩٨/١١/٢٣
• Power is his deity.
او قدرت پرست است.
0 | 0
deity١٦:٢٢ - ١٣٩٨/١١/٢٣
• In Greek mythology, mortal humans sometimes attain deity.
اساطیرِ یونانی برای انسانِ فانی الوهیت قائل می شود.
2 | 1
god١٦:٠٦ - ١٣٩٨/١١/٢٣
• God never shuts one door but he opens another.
خدا گَر زِ حِکمت ببندد دَری - زِ رحمت گُشاید درِ دیگری
16 | 1
terrorism١٦:٠١ - ١٣٩٨/١١/٢٣
• We need new measures to help fight terrorism.
تدابیری تازه ای برای تقویتِ مبارزه با تروریسم مورد نیاز است.
0 | 0
terrorism١٥:٥٨ - ١٣٩٨/١١/٢٣
• Every right-minded person is against terrorism.
صاحبان عقل سلیم با تروریسم مخالفند.
2 | 0
terrorism١٥:٥٧ - ١٣٩٨/١١/٢٣
• This government will not give in to terrorism.
این دولت در برابر تروریسم کوتاه نخواهد آمد.
0 | 0
remember١٥:١٥ - ١٣٩٨/١١/٢٣
• I just remembered her name! It's Susan!
تازه یادم آمد. اسمش سوزان است.
44 | 3
imam٠٢:٥٢ - ١٣٩٨/١١/٢٠
• Imam Ridha shrine is a complex which contains Imam Ridha, the eighth Imam of Twelver Shi'ites.
حرم امام رضا، امامِ هشتمِ شیعیان اثنی عشری، مجموعه ای است که مقبره ایشان را نیز شامل می شود.
2 | 0
infallible٢٢:٠١ - ١٣٩٨/١١/١٥
• Juries are not infallible. Innocent people are convicted, and guilty people go free.
اعضای هیات منصفه مصون از خطا نیستند. چه بسیار بیگناهانی که محکوم شده اند و چه بسیار مجرمانی که بی کیفر مانده اند.
0 | 1
infallible٢١:٥٨ - ١٣٩٨/١١/١٥
• No expert is infallible.
هیچ کارشناسی مصون از خطا نیست.
2 | 0
infallible٢١:٥٧ - ١٣٩٨/١١/١٥
• None of us are infallible.
هیچ یک از ما مصون از خطا نیستیم.
7 | 0
hadith٢١:٥٤ - ١٣٩٨/١١/١٥
• In fact, many scholars take the hadith as a simple joke done by the Prophet and at the same time something that he wanted to teach them.
جمع کثیری از علما بر این باورند که مضمونِ این حدیث صرفا عبارت است از مزاحِ حضرت رسول ( ص ) که از خلالِ آن اراده فرموده بودند تا مطلبی را به مخاطبان تعلیم دهند.
2 | 0
quran٢٠:٥١ - ١٣٩٨/١١/١٥
• Al-ijtihad is a concept of Islamic law and it is the activities of study about some new situations and problems according to spirit of Holy Quran and the al-hadith acted by mujtahidun or al-' ulama .
اجتهاد از اصطلاحاتِ فقهی است و مفهوم آن عبارت است از جهد و کوششِ مجتهدان و علما برای بررسی برخی "مسائل مستحدثه" ( new situations ) و "حوادث الواقعه" ( new problems ) مبتنی بر معنای عمیقِ قرآن و حدیث.
2 | 0
quran٢٠:٣٢ - ١٣٩٨/١١/١٥
• Although born Bahai, he used to work as a reciter of the Quran.
اگر چه والدین اش بهائی بودند، اما خودش به عنوان قاری قرآن مشغول به کار بود.
0 | 0
quran٢٠:٢٧ - ١٣٩٨/١١/١٥
• The quran is divided in 114 suras.
قرآن مجید مشتمل است بر یکصد و چهارده سوره.
0 | 0
quran٢٠:٢٥ - ١٣٩٨/١١/١٥
• This the month Muslims believed the Quran was revealed to the Prophet Mohammed.
این ماه ( ماه مبارک رمضان ) همان ماهی است که مسلمانان معتقدند در آن، قرآن بر حضرت محمد ( ص ) نازل شده است.
5 | 0
quran٢٠:٢٢ - ١٣٩٨/١١/١٥
• MobileReciter is a Quran Reciter for mobile phones.
Mobile Reciter نرم افزارِ ویژه قرائت قرآن برای تلفن های همراه است.
5 | 1
quran٢٠:١٩ - ١٣٩٨/١١/١٥
• Quran, which was revealed fourteen centuries ago, mentioned facts only recently discovered or proven by scientists.
قرآن که چهارده قرنِ پیش ( بر پیامبر اسلام ) وحی شد مشتمل است بر واقعیاتی که اخیرا توسط دانشمندان کشف و یا اثبات شده است.
2 | 0
quran٢٠:١٥ - ١٣٩٨/١١/١٥
• Quran Reading is an important religious ritual for Muslims in Guangzhou.
قرائتِ قرآن از مناسک مهم مذهبیِ مسلمانان در گوانگجو بشمار می آید.
7 | 0
quran٢٠:٠٦ - ١٣٩٨/١١/١٥
• There was a short reading from the Quran and the solemn recitation of the Offer and Acceptance.
آیاتی چند از قرآن مجید قرائت گردید و در ادامه، متنِ سوگندِ ایجاب و قبول قرائت شد.
9 | 1
rescript١٩:٥٧ - ١٣٩٨/١١/١٥
• But the imperial rescript tramples such considerations under foot.
توقیع ملوکانه چنین ملاحظاتی را به طاق نسیان می کوبد.
0 | 0
allah٠٣:١٠ - ١٣٩٨/١١/١٥
• But Allah, and know that Allah is with those who restrain themselves.
و اما در باره خداوند باید دانست که او با کسانی است که خویشتندار ( با تقوا ) باشند.
2 | 0
allah٠٣:٠٦ - ١٣٩٨/١١/١٥
• Allah! There is no god but He: of a surety He will gather you together against the Day of Judgment, about which there is no doubt.
بی شک، الله که خدایی جز او نیست، همه شما را در روز داوری که بی گمان به وقوع خواهد پیوست گِرد خواهد آورد.
0 | 0
allah٠٣:٠١ - ١٣٩٨/١١/١٥
• In her time of distress she prayed to Allah to help her.
در وقت پریشانحالی از خداوند طلبِ یاری کرد.
2 | 0
shia٠٢:٢٩ - ١٣٩٨/١١/١٥
• Most Azerbaijanis (or Azeris) are Shia Muslim.
اغلب آذربایجانی ها ( آذری زبان ها ) مسلمانِ شیعه هستند.
0 | 0
shia٠٢:٢٧ - ١٣٩٨/١١/١٥
• But now the Shia militants who control southern Lebanon are hugely exercised about the issue.
البته در مقطع کنونی، رزمندگان شیعه که بر جنوب لبنان مسلط اند فعالانه در این مورد نقش آفرینی می کنند.
0 | 0
shia٠٢:٢٤ - ١٣٩٨/١١/١٥
• Shia Muslim women attend the festival of Arbaeen, one of the holiest days in their religious calendar, at the Imam Abbas shrine in Karbala, Iraq.
بانوانِ مسلمانِ شیعه در مراسمِ روز اربعین، به عنوان یکی از مهمترین مراسم مذهبی، در حرم حضرت عباس ( ع ) در کربلای عراق حضور می یابند.
7 | 0
imam٠٢:١١ - ١٣٩٨/١١/١٥
• According to Shaheed Hamid, the mosque's imam, the mosque was established in 1968 as part of the Nation of Islam, an order that was then the most prominent Muslim group in the United States.
توضیحاتِ آقای شهید حمید، امام جماعت، حاکی است مسجدِ مورد نظر در سال 1968 به عنوان بخشی از متعلقات فرقه موسوم به "ملت اسلام" بنیان نهاده شد. بعدها این فرقه به مشهورترین گروه مسلمان در ایالات متحده تبدیل گردید.
0 | 0
imam٠١:٥٧ - ١٣٩٨/١١/١٥
• A just imam must follow the road already laid out which leads the community to happiness on earth and in the Beyond.
پیشوای عادل آن است که در مسیرِ مقرر ( از جانب حضرت حق ) گام نهد و مردم را به خوشبختی دنیا و آخرت رهنمون شود.
5 | 0
imam٠١:٤٢ - ١٣٩٨/١١/١٥
• Imam Ali, the prophet's son-in-law, is regarded by Shia Muslims as the heir to Mohammed's spiritual authority.
شیعیان امام علی ( ع ) را وارثِ ولایتِ معنوی حضرت محمد ( ص ) می دانند.
12 | 0
remember٠١:٣٦ - ١٣٩٨/١١/١٥
• I can still vividly remember my grandfather teaching me to play cards.
تو گویی همین دیروز بود که پدر بزرگم به من ورق بازی می آموخت.
9 | 1
warder٠٠:٥١ - ١٣٩٨/٠٢/٢٤
• A few minutes later, the head - warder assembled the guards and warders in his office.
لحظاتی بعد سرشیفت، نگهبانان و زندانبان ها را در دفتر خود جمع کرد.
0 | 0