برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

سایه مهاجر

سایه مهاجر

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 say your piece
حرفتو بزن
١٣٩٩/٠٤/٠٦
|

2 ترکیبی ساختن ١٣٩٩/٠٤/٠١
|

3 تشکیل دادن ١٣٩٩/٠٣/٢٧
|

4 شخص نادانی که با stocking یا همان انبار کردن لوازم مورد نیاز در زمان قرنطینه بیماری covid19 باعث بخطر انداختن جان همنوعان خود میشود.
این واژه مخت ...
١٣٩٩/٠٣/٢٠
|

5 patches of soil
مقداری از خاک
١٣٩٩/٠٣/١٩
|

6 Hors before bros!
١٣٩٩/٠٣/١٧
|

7 It's babanas!احمقانه است،یه شوخیه ١٣٩٩/٠٣/١٣
|

8 پن کیک ،آشپزی کردن
Canadians pride themselves on their discretion, and Flapjack Fridays.
١٣٩٩/٠٣/١٣
|

9 سیریش، ١٣٩٩/٠٣/١٢
|

10 چاپلوسی ١٣٩٩/٠٣/١٢
|

11 کسی که از موی زبر وحشت یا ترش دارد ١٣٩٩/٠٣/١٢
|

12 Fear of hair ١٣٩٩/٠٣/١٢
|

13 فرزند شرور شیطان و فرشته ١٣٩٩/٠٣/١٢
|

14 بت پرستی ١٣٩٩/٠٣/١٢
|

15 Expire date
تاریخ انقضا
١٣٩٩/٠٣/١١
|

16 In no time
در لحظه
١٣٩٩/٠٣/١١
|

17 هندز فری ١٣٩٩/٠٣/١١
|

18 از چی خوششون نیاد؟ ١٣٩٩/٠٣/١١
|

19 چیز(بجای کلمه ی فراموش شده در صحبتمون استفاده میکنیم) ١٣٩٩/٠٣/١٠
|

20 تصمیم هنگام گیر کردن سر دوراهی
موقعیت سخت در تصمیم گیری
He's recreating his own moral dilemma.
او داره موقعیت سخت دوراهی انتخاب اخلاقی خودش ...
١٣٩٩/٠٣/١٠
|

21 Dr's hand is her bread and butter
دست دکتر وسیله ی امرار معاش اوست.
١٣٩٩/٠٣/١٠
|

22 پلیس ١٣٩٩/٠٣/١٠
|

23 the meaning of ta vonlu:
the king is captured
١٣٩٩/٠٣/٠٩
|

24 Joke:
A:It's raining cats and dogs
B: Don't step in a poodle.
١٣٩٩/٠٣/٠٩
|

25 Cool bananas!
خیلی باحاله-چه باحال!
١٣٩٩/٠٣/٠٧
|

26 طی الارض ١٣٩٩/٠٣/٠٦
|

27 گروگان گرفتن ١٣٩٩/٠٣/٠٦
|

28 you are killing my buzz
داری حوصلمو سر میبری
داری فازمو خراب میکنی
١٣٩٩/٠٣/٠٥
|

29 تکیه کلام ١٣٩٩/٠٣/٠٥
|

30 یالا،زود تند سریع ١٣٩٩/٠٢/٣١
|

31 Stabbing at sth
١٣٩٩/٠٢/٣١
|

32 ای ول،احسنت ١٣٩٩/٠٢/٣١
|

33 Do not do or talk about
یک واژه با ریشه لاتینی به معنای انجام ندادن کاری یا بحث نکردن درمورد چیزی
Ex: ixnay on the unsgay
١٣٩٩/٠٢/٣١
|

34 I braced behind the door.
من پشت در ماندم.
من پشت در قابم شدم.
١٣٩٩/٠٢/٣١
|

35 To go off the shot
شروع به شلیک کردن
١٣٩٩/٠٢/٣١
|

36 The more the merrier
هرچی بیشتر بهتر
١٣٩٩/٠٢/٣١
|

37 عروسک روسی ١٣٩٩/٠٢/٣١
|

38 مبادله،این در قبال اون،
١٣٩٩/٠٢/٣١
|

39 تکان دهنده،حیرت اور، ١٣٩٩/٠٢/٣١
|

40 کودن ١٣٩٩/٠٢/٣٠
|

41 Stop raining on the poor woman's parade
دست از سر زن بیچاره بردار
١٣٩٩/٠٢/٣٠
|

42 تردستی، ١٣٩٩/٠٢/٣٠
|

43 I call the shots
من میگم چیکار کنی،اختیارت دست منه
١٣٩٩/٠٢/٣٠
|

44 زخم جزئی،خراش ١٣٩٩/٠٢/٣٠
|

45 Please tell me I'm hallucinating
لطفا بمن بگو که (دارم تخیل میکنم) توهم زدم.
١٣٩٩/٠٢/٣٠
|

46 متخصص �سرطان شناس �سرطان روده انکولوژیست ١٣٩٩/٠٢/٢٨
|

47 موفقیت ١٣٩٩/٠٢/٢٨
|

48 ولگردی ١٣٩٩/٠٢/٢٧
|

49 عواقب،تاثیرات،نتایج ١٣٩٩/٠٢/٢٧
|

50 Despite tremendous advances in software and equipment, things can and do malfunction.
علیرغم پیشرفتهای شگرف در خصوص نرم افزار،آنها ممکن است آنطور ...
١٣٩٩/٠٢/٢٧
|