برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

سحر اندری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

51 مبتنی بر کشاورزی ١٣٩٦/١٠/٢٤
|

52
کم ارزش کردن ،کسی را اگاه و هدایت کردن
١٣٩٦/١٠/٢٤
|

53 فردی که بر پایه ی احترام به قوانین یا ساختارهای سنتی اصرار دارد، به ویژه در زبان یا سبک. ١٣٩٦/١٠/٢٤
|

54 توجه به جزییات کوچک بی اهمیت و غیرضروری ١٣٩٦/١٠/٢٤
|

55 به خودتان اتکا کنید.
اراده خود را محکم کنید.
١٣٩٦/١٠/١٩
|

56 (در ادبیات و بازی های فانتزی) یک عضو یا یک نژاد خیالی از موجودات انسانی است که به عنوان موجوداتی زشت، جنگلی و بدخواه شناخته می شوند. ١٣٩٦/١٠/١٩
|

57 صفت: خیلی مست ١٣٩٦/١٠/١٩
|

58 دیرتر از حد معمول به رختخواب رفتن، شب زنده داری ١٣٩٦/١٠/١٩
|

59 فکر کردن درباره ی، مردد شدن، احساس تردید داشتن، حدس و گمان زدن ١٣٩٦/١٠/١٩
|

60 دوامی ندارد، همیشگی نیست ١٣٩٦/١٠/١٩
|

61 انرژی کاذب،
انرژی ناگهانی و بالایی که در اثر مصرف مواد غذایی یا نوشیدنی با قندبالا به انسان دست می دهد و زودگذر است.
مثال:
bonuses feel good ...
١٣٩٦/١٠/١٩
|

62 dog show می تواند به رویداد ها و ورزش ارجاع داده شود،غالبا به مسابقاتی که در آن سگ ها طبق یک سری کارهای از پیش تعریف شده رتبه بندی می شوند گفته می شو ... ١٣٩٦/١٠/١٨
|

63 مهمانی و جشن با انواع سرگرمی ١٣٩٦/١٠/١٨
|

64 پرداختی اضافه به حقوق، هدیه، سود سهام، مزیت، سود ١٣٩٦/١٠/١٨
|

65 ترفیع، ترویج، جلو اندازی، پیشرفت، ترقی ١٣٩٦/١٠/١٨
|

66 صفت: حوصله سر بر
آوا: در موقع خستگی و کناره گیری استفاده می شود.
١٣٩٦/١٠/١٨
|

67 چنگ زدن، محکم گرفتن، خراشیدن یا پاره کردن چیزی با ناخن و چنگال ١٣٩٦/١٠/١٨
|

68 جمع آوری،جمع کردن،دور هم جمع شدن، پیش نویس، فراخواندن، فراخواندن به ارتش ١٣٩٦/١٠/١٨
|

69 مجری خبری، سخنگو، خبر خوان ١٣٩٦/١٠/١٨
|

70 انگل هایی شبیه به مار ماهی ١٣٩٦/١٠/١٨
|

71 پناه گرفتن ١٣٩٦/١٠/١٨
|

72 1- آژیر، زنگ خطر، سیگنال هشدار
2- اساطیر یونانی،( زنان و موجوادت بالداری که بسیار زیبا و جذاب هستند ودر عین حال بسیار خطرناک اند)
3- دوزیستان آ ...
١٣٩٦/١٠/١٨
|

73 فریب دهنده ی مرگ، تقلب در مرگ ١٣٩٦/١٠/١٨
|

74 جاودانگی ١٣٩٦/١٠/١٨
|

75 کلمه ی shit هر وقت با حرف تعریف the همراه شود معنی فوق العاده و خوب بودن می دهد. ١٣٩٦/١٠/١٧
|

76 حاکم شدن، هدایت کردن، تحت کنترل قرار گرفتن،دچار شدن ١٣٩٦/١٠/١٧
|

77 در بر گرفتن، شامل بودن، در نظر گرفتن، وارد کردن ١٣٩٦/١٠/١٧
|

78 بازنگری کردن ١٣٩٦/١٠/١٦
|

79 در مواقعی استفاده میشود که چیزی که توسط شما ارائه می شود، دقیقا همان چیزی است که شخصی مدتها به دنبال پیدا کردن آن است ، میتوان از این جملات استفاده ک ... ١٣٩٦/١٠/١٦
|

80 چون غالبا برای تاکید بر انجام فعل استفاده میشود میتوان در فارسی آن را " حتما" ترجمه کرد، به عنوان مثال
be sure to take a longer break
حتما زمان ...
١٣٩٦/١٠/١٦
|

81 معتبرتر، قدرتمند، خشونت آمیز، وحشی، شدید، وحشیانه، زشت، قوی، سنگین، رعد و برق، وحشی، مخرب، آسیب زدن، دردناک؛ ١٣٩٦/١٠/١٤
|

82 در اصطلاح به معنی نابود شدن چیزی، یا به پایان رسیدن چیزی است. ١٣٩٦/١٠/١٣
|

83 تسلیم شو! ، دستا بالا! ١٣٩٦/١٠/١٣
|

84 ادای چیزی را در آوردن، تقلید کردن از چیزی ١٣٩٦/١٠/١٣
|

85 بیش از حد مشغول بودن، نوعی وابستگی به مشغول بودن
کسی که به طور غیر طبیعی سرش شلوغ است و نوعی وابستگی به مشغول بودن دارد
١٣٩٦/١٠/١٢
|

86 حمل، گرفتن، دستگیری، ربودن، نگه داشتن تا جبران، گروگان گرفتن، مجبور کردن ١٣٩٦/١٠/١٢
|

87 سنت شکنی کردن، کسی که اعتقادات قدیمی را برای رسیدن به موفقیت کنار می گذارد. ١٣٩٦/١٠/١١
|