سحر اندری

سحر اندری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



red hot٠٩:٢٦ - ١٣٩٧/٠٣/٢٣بسیار محبوب و هیجان انگیزگزارش
7 | 0
comfort zone٠٩:٣٥ - ١٣٩٧/٠٣/٠٧منطقه امن، محل آسایش و راحتیگزارش
62 | 1
please people١٢:٣٧ - ١٣٩٧/٠٣/٠٦افرادی که به دنبال راضی نگه داشتن دیگرانندگزارش
5 | 0
upper hand١١:٥٩ - ١٣٩٧/٠٢/١٩کنترل و تسلط بر وضعیتگزارش
9 | 0
aim for the head٢٣:٢٧ - ١٣٩٧/٠٢/١٥تلاش برای اول شدن، تلاش برای رسیدن به قلهگزارش
0 | 0
what the hell are you٠٩:٢٧ - ١٣٩٧/٠٢/١١داری چه غلطی می کنی؟ گزارش
9 | 4
go further٠٩:٣٦ - ١٣٩٧/٠٢/٠٩دورتر رفتن ( مسافت ) - پیشرفت کردن نسبت به یک نقطه یا مرحله، جلوتر رفتن.گزارش
9 | 1
doubles down on١٠:٠٨ - ١٣٩٧/٠٢/٠٨کاری را نسبت به قبل خیلی خاص تر انجام دادنگزارش
0 | 0
knock everyones socks off٢٠:٤٩ - ١٣٩٧/٠٢/٠٧به طور کامل تحت تاثیر قرار دادن، پوز کسی رو زمین زدن، شکست دادن و نشان دادن برتری به دیگران یا نسبت به چیزیگزارش
0 | 0
cut his teeth١٧:٠٨ - ١٣٩٧/٠٢/٠٧به دست آوردن تجربه در یک حوزه خاصگزارش
21 | 1
poppies١٣:٣٢ - ١٣٩٧/٠٢/٠٧گل شقایقگزارش
5 | 1
owl١١:٤٣ - ١٣٩٧/٠٢/٠٦به صورت نمادین به این معناها استفاده می شود: اقدامات راحت تاریکی آزادی شنیدن چشم کره ای سبک شعبده بازی ماسک ها پیام رسان ماه انگیزه ها جنبش رمز و راز ... گزارش
18 | 2
bid farewell١٢:٥٥ - ١٣٩٧/٠٢/٠٥به معنای واقعی خداحافظی کردن گزارش
9 | 0
get a load of١١:١٣ - ١٣٩٧/٠٢/٠٥توجه کردن به چیزیگزارش
7 | 0
over the top١٢:٠٦ - ١٣٩٧/٠٢/٠٤بیش از حد یا اغراق آمیز، در تاریخ به معنای بالای سنگر و میدان مبارزه بودنگزارش
32 | 1
sun drenched١١:٥٢ - ١٣٩٧/٠٢/٠٤آفتاب خیزگزارش
21 | 0
notoriously١١:٣٠ - ١٣٩٧/٠٢/٠٤برای تاکید بر اینکه کیفیت و واقعیت یک چیز به بدی شناخته شده استگزارش
53 | 1
walled off١١:١١ - ١٣٩٧/٠٢/٠٤جدا کردن چیزهادر ناحیه های اطراف با دیوارگزارش
2 | 1
tromping١١:١٠ - ١٣٩٧/٠٢/٠٤قدم زدن سنگین و بی حوصله، قدم زدن آهستهگزارش
5 | 0
knock your socks off١٠:٢٧ - ١٣٩٧/٠٢/٠٤مبوت کردن و تحت تاثیر قرار دادن کسیگزارش
5 | 0
hell bent on٠٩:٣٧ - ١٣٩٧/٠٢/٠٤hell bent on something یعنی برای انجام کاری مصم شدن بدون در نظر گرفتن خطرات احتمالیگزارش
5 | 0
to survive something٢١:١٩ - ١٣٩٧/٠٢/٠١در اصطلاح یعنی تحمل کردن چیزی یا زنده ماندن از طریق چیزیگزارش
0 | 0
hold liquor١٠:١١ - ١٣٩٧/٠١/٢٩در اصطلاح یعنی مشروب نوشیدن به مقدار زیادگزارش
2 | 0
frickin١٢:٣٤ - ١٣٩٧/٠١/٢١در اصل معنای خاصی ندارد اما به دلیل تشابه آوایی با fucking به معنای لعنتی یا . . . استفاده می شود.گزارش
51 | 1
spoilers١١:٥٩ - ١٣٩٧/٠١/٢١ تباه کننده spoiler, spoilsman سر خر spoiler, nuisance, kneecap, bore, odd man out, patella محل عیش دیگران spoiler, spoilsman فاسد سازندهگزارش
9 | 1
wielder١١:٣٨ - ١٣٩٧/٠١/٠٨مدیرانگزارش
2 | 1
nerfed٠٩:٣٨ - ١٣٩٦/١٢/٢٩هر چیزی که نسبت به به ورژن اصلی آن بی کیفیت تر ساخته شود را nerfed می گویند.گزارش
28 | 0
cheese١١:٤٠ - ١٣٩٦/١٢/١٧- در استراتژی های بازی به معنای پر خطر، ریسک دار، چیز بی ارزش و کثیف - پول - بیخیالگزارش
16 | 3
over here١١:٢٦ - ١٣٩٦/١٢/١٧در اصطلاح به معنای : چقدر جالبه، چقدر مضحکه، چقدر دردآوره، چقدر روشنفکرهگزارش
28 | 16
ghoulie١١:٥١ - ١٣٩٦/١١/١٦روح، دیوگزارش
0 | 0
blown away١٠:٠٤ - ١٣٩٦/١١/١٤رفع کردن ، دور کردن، با تیراندازی کشتن، تحت تاثیر قرار دادن، شکست دادن گزارش
39 | 1
it goes without saying١٠:٠٨ - ١٣٩٦/١١/٠٨نیاز به گفتن نداره ، واضح و بدیهیگزارش
44 | 0
unforgiving٠٩:٥٩ - ١٣٩٦/١١/٠٢بی رحم، مبهمگزارش
23 | 1
whats up with something١٢:٤٧ - ١٣٩٦/١٠/٢٨چه بلایی سر ( فلان چیز ) می آید.گزارش
5 | 0
postapocalyptic١٠:١٢ - ١٣٩٦/١٠/٢٨چیزهایی که نشان دهنده یا مربوط به زمان پس از جنگ هسته ای و یا دیگر رویدادهای فاجعه آمیز است. چیزهایی که نشان دهنده یا مربوط به زمان مکاشفه های مطاب ... گزارش
14 | 1
deft hand١٠:٠٧ - ١٣٩٦/١٠/٢٨دست کارگشا، شخص کاردانگزارش
0 | 0
air splitting٠٩:٢٩ - ١٣٩٦/١٠/٢٨بُران، بُرنده، پاره شدن، جدا کردن از یکدیگر ( در موضوعات اتمی ) ، سر و صدای که هوا را بشکافد.گزارش
0 | 0
set in stone٠٨:٥٦ - ١٣٩٦/١٠/٢٨غیر قابل تغییرگزارش
76 | 0
penning٢٣:١٢ - ١٣٩٦/١٠/٢٦به تحریر در آوردن، نگاشتن، نوشتن، به حبس انداختن، بستنگزارش
9 | 0
compelling٢٢:٢٧ - ١٣٩٦/١٠/٢٦بسیار قابل توجه و قابل تحسینگزارش
67 | 2
prequel٢٢:٢٣ - ١٣٩٦/١٠/٢٦پیش درآمدگزارش
76 | 1
sun drenched١٢:٤٢ - ١٣٩٦/١٠/٢٥( در یک محل ) دریافت نور زیاد از خورشید آفتاب گیرگزارش
25 | 0
procedural١٢:٣١ - ١٣٩٦/١٠/٢٥به روش خاص؛ روشهای مخصوصی که مورد استفاده در دادگاه ها و یا سایر دستگاه های اجرایی قانون اساسی استفاده می شود.گزارش
14 | 0
ultra stoned١٢:٢٣ - ١٣٩٦/١٠/٢٥فوق متوهم ( توهمی که توسط مصرف مار ی جوانا ایجاد می شود )گزارش
0 | 0
dystopian١١:٢٥ - ١٣٩٦/١٠/٢٥اسم: شخصی که تصویری از یک مکان را که همه چیز در آن بد و ناخوشایند است ارایه م یدهد. صفت: مربوط به تصویری از یک مکان که همه چیز در آن بد و ناخوشایند ... گزارش
34 | 1
knock your socks off١١:١٠ - ١٣٩٦/١٠/٢٥blow/knock your socks off در مواقعی استفاده می شود که هیجان انجام کاری را بیان کنیم. هیجان زده شدنگزارش
5 | 0
with flying colours١١:٠٦ - ١٣٩٦/١٠/٢٥به موفقیت رسیدن، به موفقیت عمومی رسیدن، نصرت یافتنگزارش
0 | 1
surpassing١٠:٤٤ - ١٣٩٦/١٠/٢٥فراتر رفتن از، پیشی گرفتن از، بهتر شدن ازگزارش
7 | 0
crowdfund١٠:٤١ - ١٣٩٦/١٠/٢٥سرمایه گذاری تلاش برای تأمین مالی یا سرمایه گذاری یک پروژه با جمع آوری مقادیر کمی پول از تعداد زیادی مردم که معمولا از طریق اینترنت انجام می شود.گزارش
21 | 0
trippy٠٩:٥١ - ١٣٩٦/١٠/٢٥شبیه سازی، شبیه سازی و یا القاء خیال که توسط مصرف یک دارو روانگردان ایجاد می شود. گزارش
30 | 1