سعید 🍒

سعید 🍒

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



mare١٩:٠٠ - ١٤٠١/٠٣/١٩اسب یا خر ماده. کابوس.گزارش
2 | 0
catapult١٨:١٨ - ١٤٠١/٠٣/١٩تیرکمان، البته از نوعی که از سنگ به عنوان تیر استفاده می کند. منجنیق.گزارش
0 | 1
pyjamas١٢:٠٨ - ١٤٠١/٠٣/١٧به معنای لباس خواب است، مردانه زنانه هم ندارهگزارش
2 | 1
beetroot١٨:٣٧ - ١٤٠١/٠٣/١٤چقندر قرمز رنگ که بعد از پخت به آن لبو می گویند.گزارش
2 | 0
apricot١٥:٠٥ - ١٤٠١/٠٣/١٤زردآلو. نارنجی کمرنگ ( به عنوان صفت )گزارش
2 | 0
gem١٦:٣٣ - ١٤٠١/٠٣/١٢a precious stone that has been cut and polished and is used in jewellery a person, place or thing that is especially goodگزارش
0 | 0
ransom١٦:٣١ - ١٤٠١/٠٣/١٠باج - باج دادن به گروگانگیرگزارش
2 | 0
marketable١٥:٠٦ - ١٤٠١/٠٣/١٠پرفروشگزارش
0 | 0
super glue١١:٢٩ - ١٤٠١/٠٣/١٠a very strong glue that sticks quickly and is used in small quantities for repairing thingsگزارش
0 | 0
shore١٥:٢١ - ١٤٠١/٠٣/٠٨نوار ساحلیگزارش
2 | 0
farfetched١٣:٣٨ - ١٤٠١/٠٣/٠٨very difficult to believeگزارش
0 | 0
inmate١١:٥١ - ١٤٠١/٠٣/٠٧one of the people living in an institution such as a prison or a psychiatric hospitalگزارش
0 | 0
ailment١٢:٣١ - ١٤٠١/٠٣/٠٥بیماری سطحی و نه چندان جدیگزارش
7 | 0
rudimentary١٨:٢١ - ١٤٠١/٠٣/٠٣Basicگزارش
5 | 0
out with the old in with the new١٨:٠١ - ١٤٠١/٠٣/٠٣getting rid of old ideas or things and starting fresh with new ones به ضرب المثل نو که بیاد به بازار . . . . ربط ندارهگزارش
18 | 0
cupboard٢٠:٢١ - ١٤٠١/٠٣/٠١a piece of furniture with doors and shelves used for storing dishes, food, clothes, etcگزارش
5 | 1
not least١٢:٢٥ - ١٤٠١/٠٢/٣٠especially or particularlyگزارش
2 | 0
hedgehog١٠:٢٥ - ١٤٠١/٠٢/١٧جوجه تیغی =hedgehog خار پشت = porcupineگزارش
5 | 0
on account of١١:٢٧ - ١٤٠١/٠٢/١٥Because of sb/sthگزارش
0 | 0
food kilometers١٥:٠٤ - ١٤٠١/٠٢/٠٨Food milesگزارش
0 | 0
inception١٤:٠٧ - ١٤٠١/٠٢/٠٢the start of an institution, an organization, etcگزارش
0 | 0
take criticism٢٢:٢٦ - ١٤٠١/٠١/٢٦Taking criticism is the ability of a person to accept constructive criticisms for improvement, and being able to withstand the pressure of unfair or ... گزارش
5 | 1
the rat race١١:٥٥ - ١٤٠١/٠١/٢٥سگ دو زدنگزارش
9 | 0
obliged١٨:١١ - ١٤٠١/٠١/١١used when you are expressing thanks or asking politely for something, to show that you are grateful to somebodyگزارش
0 | 0
foul play٠١:١١ - ١٤٠١/٠١/٠٨بازی کثیفگزارش
0 | 0
pedestrian١١:٤٢ - ١٤٠١/٠١/٠٥a person walking in the street and not travelling in a vehicleگزارش
0 | 0
pale١٣:٠٤ - ١٤٠٠/١٢/٢٧Lightگزارش
2 | 0
sporty١٣:٣٤ - ١٤٠٠/١٢/٢٦Liking sport and good at it.گزارش
2 | 0
discreet٢٠:٣٨ - ١٤٠٠/١٢/١٩careful in what you say or do, in order to keep something secret or to avoid causing difficulty for somebody or making them feel embarrassedگزارش
2 | 0
discreetly٢٠:٣٦ - ١٤٠٠/١٢/١٩in a careful way, in order to keep something secret or to avoid causing difficulty for somebody or making them feel embarrassedگزارش
0 | 0
fade up٢٢:٠٣ - ١٤٠٠/١٢/١٤the process of making a sound or an image gradually clearer; an occasion when this happensگزارش
0 | 0
thee٢٠:٠٠ - ١٤٠٠/١٢/٠٤a word meaning ‘you’, used when talking to only one person who is the object of the verbگزارش
2 | 0
thou٢٠:٠٠ - ١٤٠٠/١٢/٠٤a word meaning ‘you’, used when talking to only one person who is the subject of the verbگزارش
7 | 0
laughter١٣:٥٩ - ١٤٠٠/١١/٢٦the act or sound of laughingگزارش
7 | 0
reputable٢١:٢٦ - ١٤٠٠/١١/٢٠خوشنام - محترمگزارش
5 | 0
ever since١٤:٠٨ - ١٤٠٠/١٠/٢٤Continuously from the time or event in the pastگزارش
2 | 1
friday week١٢:٣٦ - ١٤٠٠/٠٩/١٩Next Friday on the next weekگزارش
0 | 0
handout١٩:٢٣ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣برگه ای که به دانش جویان در کلاس و یا حاضرین و شرکت کنندگان در یک سخنرانی داده می شود، که حاوی خلاصه ای از درس و یا محتوای سخنرانی است.گزارش
9 | 0
for good١٧:١١ - ١٤٠٠/٠٦/٠٧For everگزارش
2 | 0
cold case٠٢:٢٥ - ١٤٠٠/٠٥/٣٠به پرونده های عمدتا جنایی گفته می شود که پس از گذشت سال ها حل نشده، و به مرور زمان فراموش و به اصطلاح سرد شده اند. این پرونده ها ممکن است با وجود شوا ... گزارش
9 | 0
cost the earth١٠:٤٧ - ١٤٠٠/٠٥/١٥Cost a fortune - very expensiveگزارش
2 | 0
have second thoughts١٨:٣٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٢to change your opinion after thinking about something againگزارش
9 | 0
topping٢٠:٢٢ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦یک لایه از مواد خوراکی ( سبزیجات، خامه، پنیر، مغز و دانه های خوراکی، ادویه و غیره ) که شما به منظور طعم دادن و یا تزئین غذا، دسر و غیره روی آن قرار م ... گزارش
21 | 1
looking back١٤:٠٦ - ١٤٠٠/٠٤/١٨To think about something in the pastگزارش
7 | 0
ranch١٨:٤٩ - ١٤٠٠/٠٤/١٦مزارع بزرگی که به ویژه در آمریکای شمالی و استرالیا وجود دارد و در این مزارع حیواناتی مثل اسب، گاو، گوسفند و غیره به منظور تولید مثل و پرورش نگهداری م ... گزارش
18 | 4
by the time١١:٠١ - ١٤٠٠/٠٤/١٦When - at the timeگزارش
7 | 0
correspondence١٨:٢١ - ١٤٠٠/٠٤/١٣نامه، ایمیل و غیره که شخص می فرستد یا دریافت می کند. نامه نگاری. ارتباط بین دو چیز. شباهت بین دو چیز.گزارش
28 | 0
stand for١٨:٥٠ - ١٤٠٠/٠٣/٣١represent or meanگزارش
5 | 1
tay sachs١٢:١٠ - ١٤٠٠/٠٣/١٧نوعی بیماری ژنتیکی که موجب تباهی دستگاه عصبی مرکزی می شود که این تباهی تقریبا در ۶ ماهگی شروع و به کشیدگی نامناسب عضلات، نابینایی، ناشنوایی و تشنجات ... گزارش
5 | 0
duchenne muscular dystrophy١٢:٢٣ - ١٤٠٠/٠٣/١٧نوعی بیماری ژنتیکی که با تباهی عضلات، شیوه راه رفتن غیرعادی، از دست دادن توانایی راه رفتن بین ۷ تا ۱۳ سالگی و عمدتا در پسرها مشاهده می شود .گزارش
12 | 1