اکبر روشنی

اکبر روشنی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



توار towar٠٨:٣٣ - ١٤٠٠/٠٢/٢٤صدا زدن با صدای بلند در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
توارحیا towarhaya٠٨:٣٢ - ١٤٠٠/٠٢/٢٤دعا، استغاثه در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
دست کشت خویمه٠٨:٢٧ - ١٤٠٠/٠٢/٢٤نباید از دیگران گله کرد، آنچه بر ما می رسد نتیجه کار خودمان است در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
زمب zamb٠٨:٠٨ - ١٤٠٠/٠٢/٢٤جوش های ریز پوستی در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
هارانی٠٨:١٢ - ١٤٠٠/٠٢/٢٤مجنون، دیوانه، کسی که رفتاری غیر منطقی داشته باشد در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
ریخ٠٨:٠٧ - ١٤٠٠/٠٢/٢٤ریگ در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
پیر دپسpira daps٠٨:١٤ - ١٤٠٠/٠٢/٢٤پیر و فرتوت، عجوزه در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
دپسdaps٠٨:١٣ - ١٤٠٠/٠٢/٢٤پیر و فرتوت در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
شتاه بیت shatah bit٠٨:١٣ - ١٤٠٠/٠٢/٢٤اصرار بر انجام کاری در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
وارا٠٨:١٢ - ١٤٠٠/٠٢/٢٤اصرار بر انجام کاری در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
5 | 0
نیشک٠٨:١٠ - ١٤٠٠/٠٢/٢٤دندان های پیشین در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
زوار zavar٠٨:٠٩ - ١٤٠٠/٠٢/٢٤جای نرم و ماسه ای در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
زمب zamb٠٨:٠٨ - ١٤٠٠/٠٢/٢٤سنگ ریزه در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
زند zand٠٨:٠٧ - ١٤٠٠/٠٢/٢٤نفوس بد زدن در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
کشمه kashma٠٨:٠٦ - ١٤٠٠/٠٢/٢٤عینک در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
کهکاچ kohkach٠٨:٠٥ - ١٤٠٠/٠٢/٢٤جستجو در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
نهر neher١٦:٥٥ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣از کسی زهرِ چشم گرفتن؛ به کسی زهرِ چشم نشان دادن کسی را با کاری به شدت ترساندن در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
نهر neher١٦:٥٣ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣تشر در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
خاطر جمع١٦:٥٢ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣آسوده خاطر، مطمئن در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
7 | 0
نا علاجی١٦:٥٠ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣از روی جبر، به ناچار در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
بی بین١٦:٤٩ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣بی نفس، از نا افتاده، توان / نیروی خود را از دست داده در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
بین١٦:٤٨ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣نفس، نیرو ، توان ، قدرت در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 1
پلسه palasa١٦:٤٦ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣از پُرگویی و پشت هم اندازی دست بر نداشتن. پر حرفی کردن در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
میار mayar١٦:٤٣ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣پناه بردنگزارش
2 | 0
گامپروک gamparuk١٦:٢٢ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣پس کله ای در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
5 | 0
خلاصه ا من دروستت١٦:١٩ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣آنچه را لازم بود و وظیفه داشتیم بگوییم را گفتیم دیگر خودتان می دانید که بپذیرید یا نپذیرید در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
تو به خیر و من به سلامت١٦:١٨ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣از ما به خیر و از شما به سلامت هنگامی که بخواهند راه یا کار و برنامه خود را از دیگری جدا کنند می گویند. در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
سدیری sodeyri١٦:٠٥ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣آستین کوتاه در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
چپ chop١٦:١٦ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣از لام تا کام نگفتن / حرف نزدن خاموش ماندن / ساکت شدن؛ هیچ نگفتن در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
تخیر takhir١٦:١٥ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣حصیری دست باف برای زیر انداز یا پوشش کپر از برگ درخت پیش وحشی در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
5 | 0
ا برکه سر a barka sar١٦:١٣ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣از صدقه ی سر کسی / چیزی به خاطر وجود کسی / چیزی [ سود بردن / بهره مند شدن در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
بن بغلی١٦:٠٦ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣پیراهن آستین کوتاه در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
کمیس kamis١٦:٠٧ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣پیراهن در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
کپره١٦:٠٦ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣زیر پیراهن در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
شمپو١٦:٠٥ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣شامپو در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
گار١٦:٠٤ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣قیر در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
7 | 1
مرگmerg١٨:٠٥ - ١٤٠٠/٠٢/١٦مرغ در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
7 | 0
ورون warun١٨:٠٧ - ١٤٠٠/٠٢/١٦قوچ در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
7 | 1
په pah١٨:٠٦ - ١٤٠٠/٠٢/١٦بز در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
9 | 1
وسک wask١٨:٠٨ - ١٤٠٠/٠٢/١٦گوساله در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
12 | 1
نریخ narikh١٨:٠٧ - ١٤٠٠/٠٢/١٦بز نر در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
9 | 1
کروس kerous١٨:٠٦ - ١٤٠٠/٠٢/١٦خروس در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
9 | 0
زیبویه نش ziboye nesh١٨:٠٥ - ١٤٠٠/٠٢/١٦ارزش و اعتبار را از دست دادن از سکه افتادن چیزی که جلا و زیبایی اولیه خود را از دست داده باشد. در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
9 | 0
هوش کرت haosh kert١٨:٠٣ - ١٤٠٠/٠٢/١٦ترسیدن / رمیدن از همه چیز ترسیدن در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
7 | 0
پغسک poghosk١٨:٠١ - ١٤٠٠/٠٢/١٦بوته درخت خرما در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
9 | 0
زهره zahra١٧:٥٩ - ١٤٠٠/٠٢/١٦جرئت ، شهامت ، نترسی در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
7 | 0
ا دیر معلومه a dir malume١٧:٥٣ - ١٤٠٠/٠٢/١٦وقتی چیزی یا کسی آنقدر واضح و آشکار باشد که خودش را بر ملا کند. شفاف بودن چیزی. در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
9 | 0
فیسوک fisuk١٧:٥٠ - ١٤٠٠/٠٢/١٦خیلی ناز و افاده داره. شخص متکبر. در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
7 | 0
دماغ١٧:٤٨ - ١٤٠٠/٠٢/١٦بینی در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
9 | 1
ا خیر گدرنتین a kheyre godarentin١٧:٤٧ - ١٤٠٠/٠٢/١٦معادل دوتون خو ام وایخ در زبان ملکی گالی بشکرد، از خیر چیزی گذشتنگزارش
9 | 0